ژاله اصفهانی، شاعر ِ امید

مستانه اصفهانی که به ژاله اصفهانی شهرت دارد و به نام شاعر امید نیز شناخته می‌شود در سال ۱۳۰۰ شمسی در اصفهان دیده به جهان گشود. او در سیزده سالگی تصمیم گرفت که نامش را به ژاله تغییر دهد. او پس از ازدواج به نام ژاله بدیع تبریزی شناخته می‌شد اما امروز همه‌گان او را با نام ژاله اصفهانی می‌شناسند. شناسنامه‌ی ژاله او را متولد سال ۱۳۰۰ نسان می‌هد اما گویا این سن شناسنامه‌ای درست نیست و این شناسنامه را از آن‌رو تهیه کرده بودند که بتوانند او را پیش از رسیدن به سن قانونی شوهر بدهند. پدرش دوست نداشت که ژاله به مدرسه برود و دوست داشت هر چه زودتر او را به خانه‌ی بخت بفرستد اما مادرش چنین نبود.

 

 

مادر دوست داشت که ژاله برای خودش کسی بشود و این‌گونه شد که نه ژاله زود شوهر کرد و نه از مدرسه بازماند. ژاله خودش می‌گوید که آن‌زمان مقابل آینه می‌ایستاده است و له آن دختر در آینه دستور می‌داده که تو باید آدم بشوی. تو را می‌کشم اگر بخواهی هیچ و پوچ باشی. ژاله اولین شعرش را در سن هفت سالگی سرود. او در سال ۱۳۲۳ در دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت. نخستین مجموعه‌ی شعر ژاله با نام «گل‌های خود رو» را در دوران دانشجویی‌اش و در سن بیست‌ودو سالگی سرود. در استخدام بانک ملی با عالیه جهانگیری همسر نیما یوشیج که در آن روزها هنوز شهرت نداشت آشنا شد و از این طریق به دیدار نیما یوشیج رفت. ژاله در نخستین و آخرین کنگره نویسندگان ایران که در سال ۱۳۲۵ در تهران برگزار شد شرکت کرد و در مقابل بزرگانی مانند ملک‌الشعرای بهار و علی‌اصغر حکمت و بدیع‌الزمان فروزان‌فر شعری از خود خواند که مورد تحسین و تشویق این بزرگان قرار گرفت.

در این کنگره بزرگانی چون علامه‌ دهخدا، دکتر فاطمه سیاح و صادق هدایت نیز بودند. در این مراسم ژاله و نیما از شاعرانی بودند که علاوه بر شعرخواندن سخنرانی نیز کردند. ژاله در بیست و پنج‌سالگی به همراه همسرش «شمس‌الدین بدیع تبریزی» که عضو حزب توده بود به اتحاد شوروی آن زمان مهاجرت کرد. او مدرک لیسانس در رشته‌ی ادبیات را از دانشگاه دولتی آذربایجان اخذ کرد و در سال ۱۳۴۰ در مسکو و از دانشگاه لامانوسف مدرک دکترا گرفت و به مدت بیست سال در آن‌جا به تحقیق پرداخت. ژاله در تاجیکستان و آذربایجان شوروی و مسکو به عنوان شاعری فارسی‌زبان مشهور می‌شود و کتاب‌هایش در شوروی ترجمه و منتشر می‌شود.

 

 

 ژاله اصفهانی از سال ۱۹۶۵ عضو اتحادیه نویسندگان تاجیکستان بوده است و آثار او در این کشور علاقه‌مندان بسیار دارد. با این حال ژاله همیشه به یاد وطن بود و در حسرت دیدار زادگاهش. گلرخسار شاعر سرشناس تاجیکستان که از دوستان نزدیک ژاله نیر بود در این مورد می‌گوید: «ژاله عمر دراز دید، ولی یک جایی یک جو قرار نداشت. برای وی اتحاد شوروی وطن شده نتوانست، لندن هم، هرچند آن جا منزل داشت و بچه‌هایش آن جا هستند، وطن شده نتوانست. من از زندگی ژاله اصفهانی به همین نتیجه رسیدم که شاعر باید در وطن زندگی کند. غربت، الهام ژاله را کشت و همراه الهامش خودش را کشت. ژاله شبانه‌روز در غم زنده‌رود و اصفهان بود و هنگامی که در نزد رودخانه ورزاب می‌نشست، می‌گفت که این رودخانه او را به یاد وطنش و زنده‌رود می‌برد.»ژاله به غیر از مجموعه شعر «گل‌های خود رو» که در سال ۱۳۲۲ منتشر شد در مجموع بیش از سیزده دفتر شعر شروده است و تا آخرین روزهای عمرش نیز در حوزه‌ی شعر و ادبیات فعال بود.

با این‌که ژاله بیش‌تر عمرش را خارج از ایران و در «غربت» گذراند اما خودش می‌گفت که واژه‌ی «غربت» هیچ‌گاه واژه‌ی محبوب و مورد علاقه‌اش نبوده است. «من از کاربرد واژه‌ی غربت خوشم نمی‌آید. انسانی که مجبور می‌شود به انگیزه‌ی «نتوان مرد به سختی که من آنجا زادم» و به کشور دیگری می‌رود، اگر درآنجا می‌نویسد، می‌کوشد، می‌آفریند، در هرجا که باشد غریب نیست. اما روی او همیشه به سوی وطنش است. به هرحال من غربت را دوست ندارم و باور نمی‌کنم.» از دیگر واژه‌هایی که ژاله مانند غربت آن را خوش نمی‌داشت، واژه‌ی جنسیت است. ژاله در گفت‌وگویی با بخش فارسی دویچه‌وله می‌گوید: «(با خنده)... می‌دانید، من برای یک اثر ادبی‌­‌هنری جنسیت هنرمند را در نظر نمی‌گیرم، بلکه معرفت گسترده، انسانیت، استعداد، استعداد درست و زیباآفرینی نویسنده را می‌پسندم. حالا هنرآفرین می‌خواهد زن باشد یا مرد. من نمی‌دانم، چون خودم... نمی‌دانم، فکر نمی‌کنم. از لحاظ ژاله این طور نیست...»

 

 

 

یکی از اشعار ژاله که در میان فارسی‌زبانان، خصوصا مردم ایران شناخته شده است شعری است با نام «شادبودن هنر است»:

«بشکفد باردگر ناله رنگین مراد

غنچه‌ی سرخ فروبسته دل بازشود

من نگویم که بهاری که گذشت آید باز

روزگاری که به سرآمده آغازشود

روزگاردگری هست و بهاران دگر

شاد بودن هنراست شادکردن هنری والاتر

لیک هرگز نپسند یم به خویش

که چو یک شکلک بی‌جان شب و روز

بی‌ خبر از همه خندان باشیم

بی‌ غمی عیب بزرگی ا‌ست

که دور از ما باد

کاشکی آینه‌‌ای بود درون‌ بین،

که درآ ن

خویش را می‌دیدیم

آنچه پنهان بود از آینه‌‌ها می‌ دیدیم

می‌‌شدیم آگه از آن نیروی پاکیزه‌ نهاد،

که به ما زیستن آموزد و جاوید شدن،

پیک پیروزی و امید شدن.

شاد بودن هنر است

گر به شاد ی تو دل‌ های دگر باشد شاد

زندگی صحنه‌‌ی یکتای هنرمند‌‌ی ماست

هرکسی نغمه‌‌ی خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

ژاله اصفهانی در ژوئن سال ۲۰۰۲ در کنفرانس سالانه‌ی بنیاد پژوهش‌های زنان که در کلرادو برگزار شد به عنوان زن برگزیده‌ی سال انتخاب شد. او پس از پروین اعتصامی اولین زنی بود که کتاب شعرش را که در دوران دبیرستان سروده بود منتشر کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ژاله اصفهانی مانند بسیاری از روشن‌فکران ایرانی گمان کردند که آزادی به ایران پا گذاشته است و از این‌رو تصمیم گرفت که به ایران بازگردد.

ژاله در سال ۱۳۵۹ در سن شصت سالگی به ایران بازگشت اما در ایران بازداشت شد و مدتی را در زندان اوین گذراند و پس از آن بر اثر فشار مجبور شد که به لندن مهاجرت کند. دکتر ژاله اصفهانی روز هفتم آذرماه ۱۳۸۶ در سن هشتادوشش سالگی در بیمارستانی در شهر لندن درگذشت.

منبع: توانا

آه نیمه شب

 

 

 

در سال ۱۳۲۴ شمسی  در زندان ارگ با ذغال به دیوار نگاشته شده است.

    به گفته مسعود خلیلی فرزند استاد، استاد خلیل الله خلیلی که در زندان ارگ زندانی بوده شب پیامبر را خواب می بیند و این شعر را با ذغال بر دیوار زندان می نویسد.

     فردای آن که زندانبان به زندان سر می زند و این شعر را نقش  بر دیوار زندان می بیند و می خواهد آن را پاک کند که استاد مانع میشود و جریان دیدن پیامبر را در رؤیا  که باعث سرایش این شعر شده را می گوید و زندانبان نیز از بیم جانش و محمد هاشم خان (صدر اعظم وقت)  که گر ازین جریان باخبر شود او را خواهد کشت.

 

آهی که نیمه شب زند از سینه سر همی

از طارَم سپهر نماید گذر همی

جریان سیل خون، نبُوَد افتخار مرد

مرد آن بُوَد که خشک کند چشم تر همی

یک مشت استخوان و رگ و پوست بیش نیست

چون نیک بنگری سر و پای بشر همی

این قالب شکسته نیرزد به هیچ اگر

نبوَد به سینه اش دل صاحب اثر همی

شد پنج ماه، خسته به زندان فتاده ام

قفل است روز و شب، سرم این شومْ در همی

نی جلوهٔ ستارهٔ، نه سیمای ماهتاب

نی نور آفتاب، نه باد سحر همی

آن جبهۀ گشادۀ زیبندۀ فلک

یک لحظه می نماید بس مختصر همی

آن هم ز پشت پنجره، گویی نموده است

اهریمن زمانه جبین تُرش تر همی

چشم ستاره کور شود شامها که نیست

بر آشنای بی کس خویشش نظر همی

پای نسیم بشکند، آخر چه می فتاد

 گر می گرفت یک سحر از من خبر همی؟

گویند نوبهار شد و سبزه سرکشید

گلها دمید باز به هر بوم وبر همی

گویند آبها شده روشن چو آفتاب

غلتان شدند از سر کوه و کمر همی

گویند مرغکان بهاری به بوستان

کردند باز نغمۀ توحید سر همی

گویند طفل من، گل من، نوبهار من

آن نازدانه مرغک بی بال وپر همی

نو باز کرده لب به سخن چون گل سپید

وز لعل خویش تازه فشاند شکر همی

چون صید زخم خورده به حسرت کند نگاه

در روی هرکسی به هوای پدر همی

زین داستانِ تیره، دلم سخت ملول

ای مرغ! ناله یک دو نفس بیشتر همی

زین تنگنا به کشور خورشی کن سفر

یعنی بر آستانۀ خیر البشر همی

آن جوهر شریف که در بطن کاینات

چشم جهان ندیده چو وی یک گهر همی

پشمین قبای وادی لم یزرع حجاز

سلطان بی سریر و شه بی کمر همی

 

چگونه ساعات مطالعه مان را افزایش دهیم

یکی از مشکلات جدی در خانواده های امروزی، کم بودن ساعات مطالعه است که به نظر میرسد رفتار پدر و مادر در این مسئله در کودکان تاثیر بسیار زیادی دارد. بنابر این اگر انتظار کودکان کتابخوانی را داریم باید خودمان زیاد کتاب بخوانیم. در این چگونه راهکارهایی را برای شروع کتابخوانی جدی پیشنهاد می کنید.

 

چگونه

1

فعالیتهای روزمره تان را بر روی کاغذ بنویسید و در آن اوقات بیکاری و یا تلف شده را مشخص کنید. منظور از اوقات تلف شده، اوقاتی است که به کارهای بیهوده می پردازید. این ساعات را برای برنامه ریزی مطالعه تان اختصاص دهید.

2

برای شروع، کتابی انتخاب کنید که برای شما جذاب تر است. این کتاب نباید قطر زیادی داشته باشد. این ممکن است یک کتاب رمان و یا کتاب تخصصی رشته تحصیلی تان باشد. با توجه به ساعات مشخص شده در برنامه تان و تعداد صفحات کتاب، برنامه ای برای مطالعه آن تنظیم کنید. سعی کنید مطالعه شما در یک روز کمتر از 20 صفحه نباشد.

3

اگر برایتان مقدور است برای هر یک از افراد خانواده کتابی را برای مطالعه قرار دهید. در پایان مطالعه آن از افراد بخواهید که خلاصه آنرا برای دیگران بگویند. این کار علاوه بر تشویق افراد به مطالعه، رابطه اعضای خانواده را صمیمی تر می کند و قدرت بیان و اعتماد به نفس را هم افزایش می دهد.

4

پس از پایان کتاب اول، مصمم باشید که این برنامه را بطور جدی ادامه دهید. یکی از راهکارهای ادامه داشتن یک برنامه مطالعاتی، سیر مطالعاتی منظم است.

5

از روش تلقین استفاده کنید. در حین مطالعه به خودتان تلقین کنید که شما جزو انسانهای فرهیخته جامعه به شمار می آیید و این مطالعه شما سرانه مطالعه کل کشور را بالا خواهد برد. این کار حس بهتری به شما خواهد داد.

6

سعی کنید کتابهایی انتخاب کنید که در مراودات روزمره شما کارایی بیشتری داشته باشد. چرا در اینصورت به مطالعه بیشتر تشویق خواهید شد.

1

فعالیتهای روزمره تان را بر روی کاغذ بنویسید و در آن اوقات بیکاری و یا تلف شده را مشخص کنید. منظور از اوقات تلف شده، اوقاتی است که به کارهای بیهوده می پردازید. این ساعات را برای برنامه ریزی مطالعه تان اختصاص دهید.

2

برای شروع، کتابی انتخاب کنید که برای شما جذاب تر است. این کتاب نباید قطر زیادی داشته باشد. این ممکن است یک کتاب رمان و یا کتاب تخصصی رشته تحصیلی تان باشد. با توجه به ساعات مشخص شده در برنامه تان و تعداد صفحات کتاب، برنامه ای برای مطالعه آن تنظیم کنید. سعی کنید مطالعه شما در یک روز کمتر از 20 صفحه نباشد.

3

اگر برایتان مقدور است برای هر یک از افراد خانواده کتابی را برای مطالعه قرار دهید. در پایان مطالعه آن از افراد بخواهید که خلاصه آنرا برای دیگران بگویند. این کار علاوه بر تشویق افراد به مطالعه، رابطه اعضای خانواده را صمیمی تر می کند و قدرت بیان و اعتماد به نفس را هم افزایش می دهد.

4

پس از پایان کتاب اول، مصمم باشید که این برنامه را بطور جدی ادامه دهید. یکی از راهکارهای ادامه داشتن یک برنامه مطالعاتی، سیر مطالعاتی منظم است.

5

از روش تلقین استفاده کنید. در حین مطالعه به خودتان تلقین کنید که شما جزو انسانهای فرهیخته جامعه به شمار می آیید و این مطالعه شما سرانه مطالعه کل کشور را بالا خواهد برد. این کار حس بهتری به شما خواهد داد.

6

سعی کنید کتابهایی انتخاب کنید که در مراودات روزمره شما کارایی بیشتری داشته باشد. چرا در اینصورت به مطالعه بیشتر تشویق خواهید شد.

منبع PHHOW

 

آموزگار بزرگ «بر مزار اقبال در لاهور»

اقبال لاهوری

 

 

ای که ما را گردش چشم عقاب آموختی!

دیدۀ بیدار خود را از چه خواب آموختی؟

شام جمعی را نمودی از فروغ فیض،روز

تیره شب را روز کردن، ز آفتاب آموختی

خفتگان را با صریر شعله انگیز قلم

صد تکان دادی و چندین انقلاب آموختی

گردن احرار در یوغ اسارت بود خم

بند بگسستن به مردم از رقاب، آموختی

زندگی- گفتی- خط فاصل بود با بندگی

این دلیل قاطع از فصل الخطاب آموختی

هرسؤالی را که مشکل بود بر عقل سلیم،

از دبستان دل آن را صد جواب آموختی

با رموز بیخودی، راز خودی آمیختی

مشت خاک مرده را رفتارِ آب آموختی

کاروان در راه و منزل دور و دشمن در کمین

رهروان شرق را درس شتاب آموختی

عقل را ره، شوق را جان، قلب را ذوق حضور

این به در واماندگان را فتح باب آموختی

خواجه را گفتی ننوشد بعد ازین خون فقیر

بینوا را راه ورسم اعتصاب آموختی

آه از آن ملّت که باشد یأس در راهش حجاب

ای امید قوم! تو رفع حجاب آموختی

مولوی در گوش جانت گفت رازی بس بزرگ

زان معلّم معنی ام الکتاب آموختی

ملّت توحید را از مکرِ دنیای فرنگ

حرف حرف و فصل فصل و باب باب آموختیُ

در کهن تاریخِ شرق انگیختی شور نوین

شوکت پارینه را عهد شباب آموختی

9 کلید طلایی آرامش در لحظات سخت

" زندگی انتظار کشیدن برای خلاصی یافتن از شر طوفانها نیست، زندگی یعنی یاد بگیریم چگونه زیر باران برقصیم. "  (ویوین گرین)

در طول دهه گذشته من و یکی از دوستانم مراحل سخت و دشواری را طی نمودیم از جمله مرگ ناگهانی یکی از اقوام درجه یک ، از دست دادن یکی از دوستان صمیمی بر اثر بیماری و یا مشکل تامین خرج و مخارج در اثر بیکاری تجربیاتی بی رحمانه بودند که با آنها دست و پنجه نرم می کردیم. هر کدام از این تجربیات به طرز ی باور نکردنی برای برهه ای از زمان روحیه ما را حسابی به زمین زد. اما این تجربیات ما را قوی تر کرده و ما را به سوی آینده سوق داد و باعث شد که برای زندگی ارزش بیشتری قائل شویم.در ادامه شما را با چند درسی که در زندگی فرا گرفتیم آشنا کرده و به شما روش های به آرامش رسیدن در زمان بروز سختی ها را نشان می دهیم.

 1- همواره به خود اعتماد کنید 

گاهی وقتها بد نیست که به این مساله فکر کنید که باید به خود اعتماد داشته باشید این فکر روحیه شما را بهتر کرده و به شما آرامش می دهد. این مساله را همیشه صبح ها به خود یاد آوری کنید. برای اینکهاعتماد ، در نهایت تنها چیزی است که به شما کمک می کند. با همه اعتماد به نفسی که دارید همه سعی و تلاش خود را انجام دهید . و سپس یک قدم با اعتماد بنفس به سمت آینده بردارید. زندگی شما را رها نمی کند. عشق ، پشتکار و تلاش زیاد در صورتی که با همدیگر همراه شوند به ندرت یک شخص را در مسیر زندگی تنها می گذارند.اگر به توانایی های خود اعتماد داشته باشید، اگر مسیر درستی را انتخاب کرده باشید، اگر همه اشتیاق خود را به مرحله عمل برسانید, در نهایت به مقصود و هدف خود خواهید رسید. به عبارت دیگر به محض اینکه به خود اعتماد کنید ، یاد می گیرید که چگونه از پس مشکلات خود بر آیید و به مسیر رشد وارد شوید.

 2- روی آن چیزهایی که فرا گرفته اید، تمرکز کنید 

اشتباهات و عقب نشینی کردن می توانند شکلی از تمرین کردن درس های زندگی باشند.
اگر مسیر زندگی ساده و بدون خطر باشد ، احتمال رفتن به مسیر اشتباه زیاد می شود. مشکلات مسیر هر آنچه که نیاز دارید را به شما یاد می دهد . بعضی وقتها برای رسیدن به راه درست باید از مسیر سخت عبور کنیم.بعضی وقتها لازم است که قبل از حرکت یک یا دو تایر ماشین را عوض کنیم.
قرار نیست سفر شما خیلی آسان باشد ، باید جوری باشد که ارزشش را داشته باشد. درگیر نشدن با مشکلات مساوی است با درجا زدن و رشد نکردن. هیچ مسیر صاف و همواری وجود ندارد که ارزش زیادی داشته باشد.

 3- سطح توقعات خود را پایین بیاورید. 

زندگی هیچ تعهدی ندارد که هر آنچه که می خواهید را به شما بدهد. و به ندرت اتفاق می افتد که خواسته هایتان را درست به همان صورتی که توقع داشتید به دست آورید. نقره را به خاطر به دست آوردن طلا از دست ندهید. باید چیزها را به همان شکلی که هستند بپذیرید نه اینکه پایبند آرزو ها و خواسته های خود باشید. اینکه دست آوردهای شما شبیه آرزوهایتان نیستند ، به این معنی نیست که در نهایت به آنچه که می خواهید نرسید.

 4- آغوشتان را به سوی کسی که به آن اعتماد دارید باز کنید 

شما تنها نیستید ؛ اجازه دهید در زمان سختی ها شخصی باشد که به شما کمک کند. شما می دانید که این شخص دقیقا چه کسی است. نباید توقع داشته باشید که این فرد مشکلات شما را حل کند. فقط اجازه دهید در زمان بروز مشکلات در کنار شما باشد. این اجازه را بدهید که در کنار شما بایستد . نباید لزوما شما را از داخل تاریکی بیرون بکشد فقط در حدی که کمی روشنایی به شما بدهد تا مسیر درست را پیدا کنید. فراتر از این مسائل مهم است که همواره تنها نبودن را به خود یاد آوری کنید. اصلا مهم نیست که وضعیتی که در آن قرار گرفته اید چقدر پیچیده و یا عجیب غریب شده است ، کسی در زندگی شما هست که در همان موقعیت قرار گرفته و می خواهد شما را راهنمایی کند. زمانی که به خود می گویید :" من تنها هستم " . زمانی است که احساس نا امنی شما سعی می کند به شما این دروغ را بقبولاند.

 5- از امید برای فعالیت های مثبت استفاده کنید. 

تنها در تاریکی می توانید ستاره ها را ببینید. ستاره ها همان امیدهایتان هستند. به دنبال آنها باشید. کمترین کاری که می توانید انجام دهید این است که حواستان باشد که به دنبال چه هستید و بیشترین کاری که می توانید انجام دهید این است که به همان اندازه که آرزوی چیزی را می کنید سعی در بدست آوردن آن نیز داشته باشید. اینکه آرزوی دست نیافتنی داشته باشید زیاد افتخاری ندارد بلکه رسیدن به آن مایه افتخار است. درگیر رسیدن به چیزی شدن باعث می شود که به خواسته هایتان برسید، تنها امیدوار بودن شما را از نا امیدی نمی رهاند. امیدواری باعث می شود که به سمت مقصد حرکت و تلاش کنید و جاده ای که با امید ساخته شده است دلپذیر تر از جاده ای است که با ناامیدی بنا شده باشد ؛ حتی اگر هر دو جاده شما را به یک مقصد رهنمون شوند. اما این مسیر که با امیدواری طی می شود باعث رشد شما در رسیدن به مقصد نهایی خواهد شد. همه این مسائل به داشتن تعادل در زندگی برمی گردد – سعی کنید واقعیت را بدون درنظر گرفتن نیازهایتان بپذیرید تا به هدف نهاییتان دست پیدا کنید.

 6- به جای فرار کردن ، به سمت جلو گام بردارید  

زمانی که درباره چیزی ذهنتان را متمرکز می کنید، در واقع دیگر به آن فکر نمی کنید. همین فلسفه برای آزاد کردن ذهنتان از افکار منفی گذشته صدق می کند. تلاش فراوان برای دور شدن از چیزهای نامطلوب باعث می شود که شما بیش از حد به آن چیزها فکر کنید جوری که باعث می شود تمامی مشکلات ناشی از بروز آن را احساس کنید. اما اگر انرژی خود را روی رسیدن به خواسته هایتان متمرکز کنید، نا خود آگاه از چیزهایی که نمی خواهید فاصله خواهید گرفت. به عبارت دیگر : به جای متمرکز شدن روی حذف نکات منفی ، روی ایجاد نکات مثبت تلاش کنید. (که باعث می شود افکار منفی جایش را به افکار مثبت بدهد)

 7- خود را از دور نگاه کنید 
همه چیز از دور متفاوت به نظر می رسد. بعضی وقتها نیاز دارید که به خودتان از دور نگاه کنید تا همه چیز را بهتر ببینید. شما بیش تر از آن هستید که چیزی بخواهد شما را دچار مشکل کند. بخشی از واقعیت شما فراتر از نگرانی ها وشک و تردیدها و مشکلات و ناکامی هایتان است. در هر لحظه ای که چیزی را تجربه می کنید سعی کنید خود را از منظری دورتر بنگرید. در حال زندگی کنید. ذهن شما با مشکلات مواجه می شود ولی همچنان شما با مشکلی روبرو نمی شوید. همین حالا به بزرگترین معضلی که با آن مواجه بودید فکر کنید . فکر کنید آن معضل برای شخص دیگری مثل یک دوست صمیمی اتفاق افتاده است. شما چه نصیحتی به او می کردید؟ اگر می توانستید به عقب برگردید و آن مشکل برای شما رخ نداده بود چه کار متفاوتی انجام می دادید؟ به نصیحتهایی که ممکن بود به دوستتان بکنید فکر کنید. آیا شما اکنون از بهترین نصایح خود پیروی می کنید؟ سعی نکنید که مشکلات فعلی شما افکارتان را تیره کند. کمی از دور به خود نگاه کنید و به خودتان چند نصیحت یا پیشنهاد عالی بدهید.

 8- به خودتان زمان بدهید  
هر چقدر که لازم است به خودتان زمان بدهید. درمان عاطفی نیازمند طی کردن مسیر خود است. در آن مسیر عجله نکنید.به دیگران هم اجازه چنین کاری ندهید. عبور از چنین مشکلاتی یک روزه طول نمی کشد بلکه تشکیل شده از گام های کوچکی است که شما را قادر می سازد تا ازپل هایی که پشت سرتان خراب کرده اید خود را رها کنید. امروز هر نفسی که می گذرد همانند یک گام برای شماست. اجازه ندهید که مشکلات دیروز امروزتان را خراب کند. فقط به این خاطر که دیروزتان غم انگیز بوده دلیل این نیست که امروزتان نیز قرار است غم انگیز تمام شود. زخم های ما اغلب ما را به سمت بهترین و زیباترین بخش زندگیمان هدایت می کنند. امروز این وقت را دارید که این بخش های درونی تان را کاوش کنید. زمان کافی به خود بدهید و به خود اجازه دهید که بهبود پیدا کنید.

 9- هر پایان سرآغاز شروعی دیگر است  

روزی شخصی گفت : " هر شروع تازه ای ،در پایان شروع های دیگر ایجاد می شود. " . امروز یک شروع تازه است با آن چنین رفتار کنید : دست از فکر کردن به اینکه چه خواهد شد بردارید و به این فکر کنید که چگونه می تواند بشود. با خودتان بگویید :" گذشته عزیزم از تو بابت همه درسهایی که از گذشته به من دادی متشکرم . آینده عزیزم ، من برای هر چیزی حاضرم !" برای اینکه یک شروع فوق العاده درست در زمانی رخ می دهد که شما فکر می کنید همه چیز به پایان رسیده است.
اکنون نوبت شماست، چه چیزی در زمان سختی ها به شما آرامش هدیه می کند؟ نظرتان را  با ما در میان بگذارید....

منبع:بانو

درس نامه تارنمای رایگان برای آموزش از ره دور

تارنمای درس نامه این امکان را برای علاقمندان به آموزش از راه دور بطور رایگان با استفاده از ایمیل فراهم ساخته است. در این وبسایت دوره های آموزشی مختلفی وجود دارد که با فرستادن ایمیل خالی به این سایت  دوره مورد نظر را در صندوق پستی خود خواهید داشت.

لیست دوره های آموزشی درس نامه

درباره درسنامه

آموزش از راه دور یکی از روش‌های آموزشی این روزها در دنیا است که به دلیل در دسترس بودن در هر نقطه‌ای که یک خط اینترنت باشد، با استقبال بسیار خوبی مواجه شده است. آموزش کاربران اینترنت در ایران نیز یکی از مسائلی است که طی سال‌های اخیر اهمیت زیادی پیدا کرده است. در همین راستا آموزش از راه دور این کاربران ایده‌ای است که درسنامه در قالبی جدید آن را ارائه می‌دهد.

درسنامه، وب‌سایت آموزش از راه دور بر مبنای ایمیل است که کاربران می‌توانند با دریافت واحدهای آموزشی از طریق ایمیل و بدون مراجعه به وب‌سایت درسنامه، درس‌ها را خوانده و در آزمون‌ها شرکت کنند.

مزیت درسنامه بر دیگر سیستم‌های آموزشی از راه دور در روش ارتباط با کارآموزان است. در روش‌های متداول آموزشی در دنیا، کاربران برای مشاهده و شرکت در آزمون باید به وب‌سایت خاصی مراجعه کنند، اما در درسنامه تمامی این کارها در ایمیل کاربر صورت می‌گیرد و کاربر نیاز به مراجعه به وب‌سایت درسنامه ندارد.

دقت کنید که درسنامه تنها در آدرس اینترنتی Darsnameh.com در دسترس شما قرار دارد و آدرس‌های دیگر تحت نام‌های دیگر و یا مشابه هیچ رابطه‌ای با درسنامه ندارند.

در صورت داشتن هر گونه سوالی می‌توانید از طریق این فرم با ما در ارتباط باشید و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما درمیان بگذارید.


روزی که احمدظاهر خانه نبود

پس از مرگ احمدظاهر، جنازه او به این خانه منتقل شده بود


امروز سی و چهار سال از مرگ و شصت و هفت سال از تولد احمد ظاهر هنرمند مشهور افغانستان گذشت.

۲۴ جوزا هم روز تولد احمد ظاهر است و هم روز مرگ او، علاقمندان احمدظاهر در افغانستان، همه ساله به بهانه تجلیل از این روز، برنامه های مختلفی برگزار می کنند. از برگزاری کنسرت های موسیقی گرفته تا روشن کردن شمع در آرامگاه این آوازخوان پُر آوازه.

امسال شیوه یادبود از این هنرمند، متفاوت بود. گروهی از نویسندگان و هنرمندان افغان با تجمع در شهرنو کابل، موسیقی خیابانی برگزار کردند و آوازهای احمدظاهر را بازخوانی کردند.

در این برنامه، آکاردیون نواخته شد و شرکت کنندگان در چهارراهی انصاری کابل، چند قطعه از آهنگ‌های احمدظاهر را با یک صدا خواندند.



تجمع با اشتراک ده ها تن از نویسندگان، هنرمندان، روزنامه نگاران و عکاسان افغان برگزار شد.

علاقمندان صدای احمدظاهر، در این تجمع از حکومت خواستند که جاده میان چهارراهی انصاری و زایشگاه ملالی را به نام احمد ظاهر نامگذاری کند.

یاسین نگاه از شرکت کنندگان این تجمع گفت: "ما امروز گردهم آمدیم تا در کنار این که از زحماتی که احمدظاهر برای موسیقی افغانستان کشیده، یاد کنیم در کنار آن از شهرداری بخواهیم که خیابانی که احمد ظاهر در آن به دنیا آمده و جوانی های خود را گذرانده، خیابان احمدظاهر نامیده شود."

طارق اقتداری از سازماندهان این تجمع به ‌بی‌بی‌سی گفت که تقاضای نامگذاری خیابان منتهی به چهارراه انصاری یک اقدام مدنی است و قرار است رسما به شهرداری کابل پیشنهاد شود.

خانه سوت و کور احمدظاهر

جوانانی که به گفته خودشان احمدظاهر رفیق لحظه‎های تلخ و شاد آنها بوده است، هیجان زده به خانه‌ای که احمد ظاهر در آن متولد شده و دوران کودکی و نوجوانی خود را سپری کرده است، رفتند و در مقابل ورودی آن بساط موسیقی پهن کردند.

احمدظاهر در بین گروه های مختلف علاقمندان خود را دارد

خانه سابق احمدظاهر حالا دفتر یک شرکت تدارکاتی است، وقتی در این خانه را کوبیدند، مردی نگهبان بیرون شد و گفت که در این خانه دیگر خبری از احمدظاهر نیست.

نگهبان ابتدا اجازه نداد که از خانه احمدظاهر و از اتاق های خواب این خانه دیدن کنیم. اما پس از پافشاری برگزارکنندگان این تجمع، نگهبان گفت که به دلیل این که خودش از هواداران احمدظاهر است می تواند به سه یا چهار نفر اجازه ورود بدهد.

خانه سابق احمدظاهر سه طبقه است، ورودی کوچکی دارد و به حیاط/حویلی بزرگی وصل می‌شود.

دوست احمدظاهر ما را به طبقه دوم رهنمایی کرد، اتاق های خانه را یکی یکی معرفی کرد اما اتاق خواب احمدظاهر به میل صاحب جدید خانه، بخش بندی شده بود و ورودی آن بسته بود.

زهرا موسوی از شرکت کنندگان این تجمع و از علاقمندان احمد ظاهر که برای اولین بار از خانه احمدظاهر دیدن می‌کرد گفت: "چیزی که من در داخل این خانه دیدم پارتیشن هایی بود از شرکتی که آمده این خانه را اجاره کرده و هیچ رنگ و بویی از آن دوره در داخل دیده نمی‌شود." او می‌گوید که اگر هرجای دیگر دنیا بود حالا خانه کسی مثل احمدظاهر به موزه موسیقی تبدیل می‌شد.

دوستان نزدیک احمدظاهر می‌گویند که در آن زمان احمدظاهر دوستان نزدیک خود را به خانه اش دعوت می‌کرد.

احمدظاهر در سن ۳۳ سالگی در گذشت و از او ده‌ها آهنگ ماندگار بجا ماند. او از آوازخوان های آماتوری به شمار می رود که توانست در مدت کوتاهی محبوب شود.

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

احمدظاهر از آوازخوانان پر آوازه افغان است که در سن سی و سه سالگی درگشت

شرکت در این تجمع برای همگان آزاد بود، رهگذران برای یافتن پاسخ به سوال های خود لحظه ای می ایستادند و به حرف های برگزارکنندگان این برنامه دقت می‌کردند.

در این میان یک پلیس ترافیک کابل، به همراه چند همکارش به تجمع کنندگان پیوسته بود. جمعه ها، جاده های کابل ازدحام کمتری دارد، محمد داوود پلیس ترافیک می‌گوید که احمدظاهر را نمی تواند دوست نداشته باشد.

او هرچند مشغول کار بود اما گفت که از علاقمندان سرسخت احمدظاهر است: "من تمام آهنگ‌های احمدظاهر را دوست دارم، ولی آهنگ مرگ من روزی فرا خواهد رسید، به دلم خیلی چنگ می‌زند."

مثل این پلیس ترافیک، افغان‌های زیادی در کنار دغدغه‌های روزافزون روزگار به موسیقی گوش می‌دهند، به صدای احمدظاهر و هنرمندانی که موسیقی شان رقیبی نداشت.

حالا اما بازار موسیقی افغانستان رنگین شده است، هرچند هنوز هم علاقمندان موسیقی کلاسیک و سنتی جای خود را دارند اما، راک و رپ حرف خود را می زند و از امواج رادیوها آهنگ روز پخش می‌شود.

ولی در فضای پرصدا و پرموسیقی افغانستان، صدای احمدظاهر نیز همیشه از این و آن رادیو به گوش می‌رسد.

کاوون خموش

بی‌بی‌سی

امنیت در اینترنت؛ خطر در کمین است

حقه‌های زیادی برای دزدیدن کلمات عبور در اختیار تبهکاران قرار دارد

آیا آگاهی ما درباره خطرات آنلاین بیشتر شده است؟ یا اینکه فیشینگ، اسپم و هک کردن تنها کلماتی هستند که همچنان از درک ما خارجند و امیدواریم گرفتارشان نشویم؟

آفکام، نهاد ناظر بر رسانه‌ها در بریتانیا اخیراً اعلام کرد که یک نفر از هر چهار بریتانیایی همچنان برای همه فعالیت‌های آنلاین خود، از کلمه عبور یکسانی استفاده می‌کند. این یعنی هنوز تا درک کامل امنیت کامپیوتری راه درازی در پیش است.

با اینکه هنوز راه درازی برای افزایش آگاهی درباره خطرات ذاتی گشت و گذار در اینترنت پیش رو است، افراد بیشتری در حال مطلع شدن از آن هستند.

چگونه در اینترنت امنیت خود را حفظ کنیم؟

  • نرم‌افزار آنتی-ویروس شروع خوبی است، هرچند که تنها در مقابل تهدیداتی که از آن‌ها آگاه است از شما محافظت می‌کند
  • ایمیل‌های فرستاده شده از طرف افراد ناشناس را باز نکنید
  • ایمیل‌های اسپم را بلاک کنید و آن‌ها را پاک کنید
  • برای هر سایتی که از آن استفاده می‌کنید از یک کلمه عبور جدید استفاده کنید
  • از پیچیده بودن کلمات عبور اطمینان حاصل کنید و در آن‌ها از اطلاعات شخصی خود استفاده نکنید – حتماً از ترکیبی از حروف و اعداد استفاده کنید
  • هنگامی که به یک سایت سر می‌زنید، با بررسی آدرس‌ها و شماره تلفن‌ها، از اصیل بودن آن اطمینان حاصل کنید
  • دقت کنید که آدرس وب سایت در مرورگر شما، همان آدرسی باشد که شما وارد کرده‌اید

متأسفانه بوجود آمدن برخی افسانه‌های شهری (خرافات نوین) باعث ایجاد درک غلطی از امنیت آنلاین شده است.

احتمالاً رایج ترین این افسانه‌ها این است که کامپیوتر شما، به صرف وارد شدن به یک وب سایت آلوده به بدافزار، آلوده نمی‌شود. تصور رایج این است که تنها در صورتی کامپیوتر شما به بدافزار آلوده می‌شود که فعالانه نرم‌افزاری را دانلود کنید.

دانلودهای مخفی

البته این تصور هم مانند بسیاری از افسانه‌ها پایه‌ در حقیقت دارد. با این حال امکان دارد که شما متوجه نشوید که اجازه دانلود را داده‌اید و در بسیاری از مواقع هکرها بر این واقعیت تکیه می‌کنند که کامپیوتر شما به شکلی تنظیم شده است تا خود به خود اجازه دانلود می‌دهد.

این امر می‌تواند به چند روش انجام شود و هکرها هم همواره در پی یافتن روش‌های جدیدتر هستند.

شاید موذیانه ترین این روش‌ها استفاده از قاب های درونی یا آی-فرِیم (IFrames) باشد. انگیزه طراحی آی-فریم ممکن ساختن طراحی صفحاتی بود که ترکیبی از عناصر ثابت و متغیر را در خود جای دهند تا در استفاده از منابع کامپیوتر صرفه جویی شود.

هدف آی-فریم، که برای اولین بار در سال ۱۹۹۷ معرفی شد، در‌واقع فراهم آوردن امکان گنجاندن عناصر "فعال" در صفحه بود که از جای دیگری می‌آمدند.

آی-فریم ها می‌توانند برای دانلود مخفیانه یک صفحه دیگر – که شما آن را نمی‌توانید ببینید، چون ممکن است تنها به اندازه یک پیکسل باشد - استفاده شوند که شما را به صفحه‌ای که حمله اصلی را انجام می‌دهد هدایت می‌کند.

ما چقدر به درک کامل تهدیدات آنلاین نزدیک شده‌ایم؟

اگر مرورگر و کامپیوتر شما در مقابل این نوع از سواستفاده آسیب‌پذیر باشد، بدافزار بر روی کامپیوتر شما دانلود می‌شود. در حالی که شما با چیزی موافقت نکرده‌اید، درست است؟

روایت دیگری از این افسانه بزرگ این است که صفحات وب نمی‌توانند چیزی را بر روی کامپیوتر شما دانلود کنند، مگر اینکه شما بر روی یک دکمه ”OK” کلیک کرده باشید.

شاید شما کلیک هم بکنید، ولی آن کلیک کاری را که فکر می‌کنید نمی‌کند. یک حقه معمول این است که وب سایت، یک پنجره جدید را باز می‌کند – معمولاً یک تبلیغ – که شما می‌توانید آن را به راحتی ببندید. همین عمل بستن تبلیغ، می‌تواند کلیکی باشد که برای آغاز دانلود لازم است.

"اکثر ما فکر می‌کنیم که کم اهمیت‌تر از آن هستیم که کسی به ما حمله کند، چون هکرها به دنبال طعمه های بزرگترند"

همیشه همه چیز آنچه که به نظر می‌رسد نیست.

هدف قرار دادن شما

در اینجا به دومین افسانه بزرگ می‌رسیم: اینکه تنها سایت‌های بدنام می‌توانند حاوی بدافزار باشند.

بله، درست است که برخی سایت‌های ناسالم می‌توانند قربانی این روش شوند، ولی بسیاری از سایت‌های شناخته شده هم در این مورد آسیب‌پذیرند. یک نمونه رایج هنگامی است که یک سایت اجازه ارسال نظرات را می‌دهد، ولی امنیت فرم ارسال نظرات به طور کامل فراهم نشده است. یک نفر می‌تواند نظری شامل یک کد را ارسال کند و آن کد شامل یک آی-فریم باشد.

شما سوئیچ ماشینتان را در معرض دید رها نمی‌کنید، پس چرا باید با هویت دیجیتال خود چنین کنید؟

در وضعیتی که صفحات وب معمولاً ملغمه ای از محتویات جمع آوری شده از منابع مختلف است، بستن تمام سوراخ‌های امنیتی برای مدیران وب سایت‌ها کار بسیار سختی است.

نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۹ هنگامی متوجه این موضوع شد که تبلیغی را بر روی سایت خود قرار داد که کاربران را به دانلود یک آنتی-ویروس جعلی تشویق می‌کرد. شما در اینترنت باید نه تنها در مورد ارائه دهنده وب سایت، که به کل زنجیره تأمین محتوای آن اطمینان حاصل کنید.

افسانه سوم شخصی تر است. اکثر ما فکر می‌کنیم که کم اهمیت‌تر از آن هستیم که کسی به ما حمله کند، چون هکرها به دنبال طعمه های بزرگترند.

درست است، بسیاری از هکرها وقت زیادی را صرف تلاش برای نفوذ به اهداف رده-بالاتر می‌کنند. با این حال بسیاری از مجرمان مدت‌ها است که دریافته‌اند که سرمایه‌گذاری بر روی اهداف کوچکتر ولی با تعداد بیشتر، مثل من و شما، سوددهی بالاتری دارد.

با پیشرفت اتوماسیون و افزایش گستردگی جهانی اینترنت، تنها کافی است که در مورد درصد اندکی از اهدافتان موفق شوید تا سود چشمگیری بدست آورید.

تحقیقات نشان می‌دهد که علت تداوم حقه‌های قدیمی، مانند ایمیل‌های کلاهبرداری نیجریه‌ای، در کمال تعجب این است که آن‌ها همچنان واقعاً کار می‌کنند. کلاهبردار زمان و پول اندکی را هزینه می‌کند، ولی تعداد افرادی که به او پاسخ می‌دهند همچنان آنقدر زیاد است که برای او به صرفه است.

هویت دیجیتال

توهمی که باعث افسانه چهارم می‌شود می‌تواند بسیاری را شوک زده کند: کامپیوتر من حاوی چیز با‌ارزشی نیست.

متأسفم که ناامیدتان می‌کنم، ولی کامپیوتر شما مثل یک صندوقچه گنج برای مجرمان اینترنتی است. نظرتان راجع به چیزی به سادگی لیست آدرس‌های ایمیل چیست؟ مجرمان عاشق این لیست ها هستند، چرا که تعداد زیادی آدرس ایمیل واقعی در اختیارشان می‌گذارند و شخصی که بتوانند خودشان را به جای او جا بزنند: شما.

و البته چه کسی است که با کامپیوترش وارد بانک ها، فروشگاه ها، سایت‌های دولتی و غیره نشود؟

علت تداوم حقه‌های قدیمی، مانند ایمیل‌های کلاهبرداری نیجریه‌ای، در کمال تعجب این است که آن‌ها همچنان واقعاً کار می‌کنند

هنگامی که این کار را می‌کنید، رد هویت دیجیتال خود را بر روی کامپیوترتان می‌گذارید و مجرمان هیچ چیز را بیش از یک هویت آنلاین معتبر دوست ندارند.

مگر چند نفر هنگام بستن مرورگرشان حافظه را خالی می‌کنند و کوکی ها و فایل‌های موقتی را پاک می کنند؟

درست بر خلاف آنچه که باید باشد، بسیاری از افراد برای سهولت کارها، هویت دیجیتال خود را در مرورگرشان ذخیره می‌کنند تا لازم نباشد که هر بار برای استفاده از یک سرویس آنلاین اطلاعات خود را وارد کنند.

این کار شبیه به آن است که سوئیچ ماشین خود را روی میز و در جلوی پنجره باز بگذارید. سارق تنها به یک قلاب ماهی گیری احتیاج دارد تا بتواند ماشین شما را بدزدد.

آخرین افسانه عامل اشتباه ترین درک از امنیت آنلاین است: اینکه مدل کامپیوتر با سیستم عامل من در برابر مشکلات امنیتی آسیب‌پذیر نیست.

برخی افراد فکر می‌کنند که قرار گرفتن در پشت یک فایروال امنیت آن‌ها را تأمین می‌کند. متأسفانه این ایده کاملاً اشتباه است.

ممکن است که شما از یک مارک کامپیوتر نه چندان متداول استفاده کنید که هنوز توجه مجرمان را به خود جلب نکرده است و فایروال شما هم جلوی برخی از مهاجمان را بگیرد، ولی هر کامپیوتری در صورت اتصال به اینترنت در معرض خطر قرار دارد.

پروفسور آلن وودوارد

متخصص مسایل امنیت سایبری، دانشگاه ساری انگلستان

چگونه پدر بر رشد روانی دختر مؤثر است


چگونه پدر بر رشد روانی دختر مؤثر است

هنوز از زمانی که پدرها نقش رئیس خانه را بازی می‌کردند، مدت زیادی نگذشته. اما این روزها برخلاف آن روز و روزگار، پدرها به فرزندان‌شان بسیار نزدیک‌تر شده‌اند. روان‌شناسان نیز می‌گویند اینکه پدر هم به اندازه مادر برای رشد روانی کودکان مهم و باارزش است و برقراری تعادل بین روابط این دو با فرزندان‌شان می‌تواند از نظر روانی سبب رشد صحیح کودکان شود، از مسائلی است که این روزها زیاد در روانشناسی مورد بحث قرار می‌گیرد. این چگونه گوشه چشمی به تأثیر پدر بر رشد روانی دختر انداخته است.

چگونه

۱

مرد چون در میان کودک و مادر قرار دارد -هم به موجب حضور فیزیکی و هم به موجب جایگاه روانی خود- به کودک این اجازه را می‌دهد که هویت خاص خود را بیابد. پدر نقش مهمی در شناسایی هویت جنسی کودک داشته و در عین حال که مادر سعی می‌کند با نقش حفاظتی خود فرزند را حفظ کند، پدر، او را به سمت بیرون گرایش می‌دهد و در کنارِ دادنِ حس اعتماد و امنیت به او اجازه شکستن محدودیت‌ها را می‌دهد.

۲

چگونه پدر بر رشد روانی دختر مؤثر است
پدر برای دختر بر خلاف پسرها نوعی «تأیید» است و روابط بین آن دو به طور ناخودآگاه برای هر دو طرف اهمیت و برتری خاصی دارد. مهم این است که معمولا این رابطه که از همان ماه اول تولد آغاز می‌شود همیشه تعادل ندارد و گاهی یک رابطه بسیار نزدیک و عاطفی و گاهی یک رابطه با فاصله بین پدر و دختر شکل می‌گیرد.

۳

وقتی آزمایشات، باروری یک خانم را تأیید می‌کند، همسر او در رابطه با دختر یا پسر بودن فرزندش تفکر می‌کند. اما وقتی در سونوگرافی جنسیت جنین مشخص می‌شود هر یک از زن و مرد به شکل گوناگون در رابطه با فرزندش تفکر کرده و نگرانی، برنامه و خواست‌های مخصوص به خودش را دنبال می‌کند. اگر پدر در محیطی پدرسالار بزرگ شده باشد که در آن ارجحیت با پسر بوده، معمولا مرد از اینکه جنسیت فرزندش دختر است، ناراحت خواهد شد. اگر این حس به قدری شدید باشد که بعد از تولد هم ادامه یابد احتمال دارد فرزند دختر به دلیل جنسیت خود در خانواده تحقیر شود.

خوشبختانه روزگار عوض شده است. بسیاری از مردان به داشتن دختر افتخار می‌کنند چون زنان نیز توانسته‌اند مانند مردان تحصیل و کار کنند و سبب افتخار پدر شوند.

۴

چگونه پدر بر رشد روانی دختر مؤثر است
پدر دنیا را به دختر می‌شناساند

پدر برای دختر و پسر حکم کسی را دارد که بین فرزند و مادر جدایی می‌اندازد. مادر فرزند را به دنیا می‌آورد و پدر دنیا را به او می‌شناساند. در واقع پدر غریبه شناسانده شده‌ای است که او را از دستان قدرتمند مادر جدا کرده و در پناه خود به او هویتی مستقل در جهان می‌بخشد. در واقع این پدر است که دختر را به سمت دیگران فرستاده و به او دویدن و پریدن و دیگر توانایی‌های فیزیکی را می‌آموزاند. وی همچنین حامی همیشگی دختر در فعالیت‌های اجتماعی و هوشی است و به تربیت و آموزش او اهمیت زیادی می‌دهد. در ضمن پدر اولین مردی است که به عنوان نمونه جنس مذکر دختر با او آشنا می‌شود.

۵

رابطه پدر با دختر و تاریخچه زندگی

گاهی نوعی رابطه دختر و پدر به تاریخچه زندگی شخصی پدر هم بازمی‌گردد. برخی مردان دوست دارند همان رابطه‌ای را با دخترشان ایجاد کنند که با مادرشان داشته‌اند و برخی دیگر عشقی را نثار او می‌کنند که نتوانسته‌اند تجربه کنند. نکته مهم اینجاست که پدر در ارتباط با دختر گذشته را رها کند و سعی نماید در زمان حال زندگی کند. برخی مردان از داشتن دختر خوشحال می‌شوند چون رابطه خوبی با پدر خود نداشته‌اند. برای این دسته از افراد داشتن پسر به معنی تبدیل شدن به همان پدری است که آن ها در کودکی از او خرسند نبوده‌اند. در حالی که داشتن دختر سبب می‌شود وزن تاریخ گذشته سبک‌تر شده و مرد بتواند رابطه جدیدی با فرزند خود ایجاد کند.

۶

چگونه پدر بر رشد روانی دختر مؤثر است
عقده ادیپ و عقده الکترا

سن ۳ تا ۶ سالگی اصطلاحا سن عقده ادیپ نام دارد. عقده ادیپ به رابطه بین پسر و مادر اشاره دارد و معادل آن در رابطه بین دختر و پدر، عقده الکترا نامیده می‌شود. این مرحله، مرحله‌ای ساختاری برای رشد کودک است. در صورتی که این مرحله به خوبی گذرانده شود و تعادلات هورمونی برقرار شود، دختر بچه قادر خواهد بود در سن بلوغ دوست‌دار جنس مذکر باشد. در واقع در این سن دختر عشقی را نسبت به مادر خود احساس می‌کند و فورا به حضور یک جداکننده خود از مادرش یعنی پدر پی می‌برد. پدر که از نظر او غریبه‌ای است که مادر را به سمت خود جلب می‌کند و مایه شادی او است، او را ناراحت می‌کند چون عشق مادر نسبت به او را کاهش داده است. در این مرحله دختر در تضاد با مادر قرار می‌گیرد و سعی می‌کند عشق پدر را به جای مادر به سمت خود جلب کند. در همین موقع است که متوجه می‌شود مادر او، همسر پدر و مورد علاقه اوست. مهم‌ترین وظیفه پدر در این سن مقابله با دختر و روشن کردن این مساله برای اوست که او جایگاه فرزندی دارد و نمی‌تواند جای همسر او باشد. در واقع در این مرحله ادیپ دختر ابتدا با از دست دادن عشق مادر و سپس پدر -برخلاف پسر که عشق مادر را از دست نمی‌دهد- بزرگ می‌شود.

۷

والدین الگو هستند

پیروز شدن کودک برعقده ادیپ یا الکترا به نوع رفتار زوجین بستگی دارد. نقش مهم پدر جدا کردن دختر از مادر و پس از آن ارزش نهادن به او به عنوان دخترش است. دختر به پدری نیاز دارد که او را دوست داشته باشد و در ضمن با عشق ورزیدن به مادر به دختر بیاموزد که باید تبدیل به زنی دوست‌داشتنی توسط مرد در آینده شود. مردی که به همسرش اظهار عشق نمی‌کند این احساس را به دختر آموزش نداده و عشق را در آینده در او خفه می‌کند.

یک پدر از چه راه هایی می تواند وظیفه خود را در این زمینه انجام دهد؟

منابع
phhow

چگونه کتب درسی را مطالعه کنیم

چگونه کتب درسی را مطالعه کنیم

پژوهش ها حاکی از آن است که روش (پس خبا) متد بسیار مفیدی است و مسلما کارآمدتر از روش روخوانی ساده ی مطالب است. در این روش مخصوصا به خود پس دادن مطالب نقش بسیار مهمی دارد. اختصاص بخش عمده ی زمان مطالعه به یادآوری فعال مطالب بهتر از آن است که تمام وقت خود را صرف خواندن و بازخوانی کنید.
در این چگونه برایتان چگونگی مطالعه ی کتب درسی به روش (پس خبا) را آورده ایم.

چگونه

۱

‎بررسی ها مؤید این نکته اند که خواندن چکیده ی فصل بیش از مطالعه ی سراسر فصل، کارآمدی دارد. خواندن چکیده پیش از خواندن فصل، چشم اندازی کلی از فصل را فراهم می کند که خواننده را در سازماندهی مطالب حین خواندن مطالب فصل یاری می دهد. حتی اگر نخواهید روش پس خبا را به طور کامل دنبال کنید، بهتر است از فواید به خود پس دادن مطلب و نیز مطالعه ی چکیده ی فصل پیش از خواندن چکیده ی فصل غفلت نورزید.

۲

‎ مطالبی را که می خواهیم در ذهن بماند، باید سازمان بندی شود، با مطالب قبلی پیوند زده شود، به خود پس داده شود، خلاصه بندی و یادداشت گردد و مجددا یادآوری گردد.
دو مرحله ی اول و آخر (پیشخوانی و آزمون) ویژه ی هر فصل از کتب هستند و سه مرحله ی میانی (سؤال کردن، خواندن و به خود پس دادن) اختصاص به هر بخش اصلی از هر فصل دارند.

۳

(پ) پیشخوانی
نخست به مرور کلی فصل معینی از کتاب می پردازید تا با موضوعات کلی مورد بحث آشنا شوید. برای این منظور فهرست مطالب فصل را می خوانید، سپس مطالب فصل را مرور می کنید که طی آن، عناوین بخش های اصلی و فرعی فصل را مورد توجه قرار داده و تصاویر و نمودارها را از نظر می گذرانید. مهمترین نکته در مرحله ی پیشخوانی این است که پس از مرور مطالب فصل، چکیده ی اولیه یا پایانی فصل را (در صورت وجود) با دقت مطالعه می کنید و روی هر یک از نکاتی که در آن آمده، تأمل کنید. در این مرحله ممکن است سؤالهایی به ذهنتان خطور کند که پس از خواندن متن کامل فصل بتوانید به آنها پاسخ دهید. این مرحله تصویر کلی از مطالب فصل و سازمان بندی آن به دست می دهد.

۴

‎ (س) سؤال کردن
همان دطور که قبلا گفته شد، مراحل سؤال کردن، خواندن و به خود پس دادن، ویژه ی هر بخش از هر فصل است. فصل های کتاب را یکی یکی در نظر بگیرید؛ هر سه مرحله ی سؤال کردن، خواندن و به خود پس دادن را در مورد هر بخش اعمال کنید و سپس به مرحله ی بعدی بروید. قبل از مطالعه ی مطالب هر بخش، نخست عنوان آن بخش و عنوان های فرعی آن را بخوانید. سپس حین خواندن مطالب هر بخش، موضوعات مهم آن را به صورت یک یا چند سؤال در نظر بگیرید که بعدا باید به آنها پاسخ دهید. از خود بپرسید: مؤلف در این بخش چه مفاهیم مهمی را در نظر داشته است؟ مقصود از مرحله ی سؤال کردن نیز همین است.

۵


(خ) خواندن
در این مرحله مطالب هر بخش از فصل را برای آگاهی از معنی آن با دقت بخوانید و ضمن خواندن سعی کنید به سؤالهایی که در مرحله ی سؤال کردن مطرح شده بود، پاسخ دهید. درباره ی مطالبی که می خوانید، تأمل کرده و بکوشید بین آن مطالب و اطلاعات قبلی خود ارتباط برقرار کنید. می توانید زیر واژه ها یا عبارات کلیدی خط بکشید، اما میزان آن از ۱۰ تا ۱۵ درصد متن تجاوز نکند.اپر مقصود از خط کشیدن زیر مطالب، مشخص کردن واژه ها یا عبارات کلیدی برای مرور بعدی باشد، خط کشیدن زیادی زیر مطالب، مغایر با چنین هدفی است. تا وقتی تمام مطالب بخش معینی را نخوانده اید یا با همه ی مفاهیم کلیدی آشنا نشده اید و اهمیت نسبی آنها را ارزیابی نکرده اید، یادداشت برندارید. در خاتمه خلاصه ی فصل را از زبان خودتان نوشته و اشکالات احتمالی را با مرور فصل برطرف کنید.

۶

‎ (ب) به خود پس دادن
پس از خواندن هر بخش، سعی کنید مفاهیم اصلی را به خاطر آورده و اطلاعات را از حفظ به خود بگویید. مفاهیم را به زبان خود بازگو کنید واطلاعات را ترجیحا با صدای بلند و اگر تنها نیستید زیر لب تکرار کنید. مطالبی که به یاد می آورید را با متن کتاب تطبیق دهید تا مطمئن شوید آنها را کامل و درست حفظ کرده اید. به خود پس دادن مطلب کمک می کند که به کمبود اطلاعات خود پی ببرید و آن را در ذهن خود سازماندهی کنید. پس از آن که بخشی از فصل را به این شیوه مطالعه کردید، به بخش بعدی بپردازید و دوباره مراحل سؤال کردن، خواندن و به خود پس دادن را تکرار کنید.

۷

‎ (ا) آزمون
پس از خواندن مطالب فصل باید به آزمون و مرور مطالب بپردازید. با مراجعه به یادداشت هایتان، ببینید چه مقدار از مطالب را به یاد دارید. سعی کنید بفهمید چه پیوندی بین مطالب مختلف وجود دارد و این مطالب چگونه در فصل، سازمان بندی شده اند. در مرحله ی آزمون ممکن است مجبور شوید فصل را ورق بزنید تا صحت مفاهیم و مطالب کلیدی حفظ شده را وارسی کنید. در این مرحله باید چکیده ی فصل را بخوانید و ضمن آن، جزئیات مربوط به هر یک از نکات چکیده را در نظر آورید. مرحله ی آزمون را هرگز به شب امتحان موکول نکنید. نخستین مرور مطالب فصل باید بلافاصله پس از خواندن انجام شود.

منابع

شماره ی ۲۶ مجله ی راه موفقیت