ولایت بامیان Wed 26 Mar 2008 0:1 AM

ولایت بامیان

ولايت بامیان به مرکزیت شهر «بامیان» ازولايت هاي کشور افغانستان است. مساحت آن ۱۷.۴۱۴ کیلومتر مربع و جمعیت آن بر اساس برآوردهای دهه ۱۹۸۰ میلادی، ۲۸۱٫۰۰۰ نفر است. ولایت بامیان دارای ۶ بخش (ولسوالی) بامیان، یکاولنگ، ورس، پنجاب، شیبر سیغانکهمرد می‌باشد. بامیان یکی از نقاط تاریخی و کهن و همچنین دارای مناظر و طبیعت زیبا است.

 

 

باميان مهد آثار هنری

در باميان آثار باستاني فراواني وجود دارد مانند مجسمه هاي بودا كه بيشتر آثار تجسمي  باميان به عصر كوشانيان باز مي گرددمخصوصاَ مجسمه هاي بودا در باميان بنا بر  اين لازمست كه درمورد دو مجسمه عظيم از مجسمه  از مجسمه هاي فراوان موجود در آن شهر مطالبي بدانيم در باميان مجسمه هاي زيادي به صورت مختلف اييستاده نشسته وخوابيده در دل صخره ها ودر درون غارها تراشيده شده است.اما دو هيكل عظيم از شهرت و اهميت بيشتري در افغانستان و جهان بر خواردارند.ولي جاي اين سوال باقي است كه مجسمه هاي بزرگ باميان در چه زماني ساخته شده اند؟

 هيوان تسنگ جهانگرد چيني كه در عصر كوشانيان از باميان ديدار كرده است مي گويد :  تمام آثارهنري و تجسمي به فرمان كنيشكا بوجود آمده اند.اما يافته هاي باستان شناسي مويد  اين مطلب است كه آثار ب وجود آمده در باميان كار يك سال ويك قرن نيست بلكه قرن ها قلم وچکش هنرمندان معمار و  نقاش در يك دوره طولاني هنر نمايي كرده اند.البته معلومات تاريخي كه به طور روشن به باني ساخت وسازهاي هنري اشاره كند تا به حال در نيست.

 سوال ديگر اينست كه  كدام مجسمه اول ساخته شده است؟

 بر طبق داده هاي باستان شناسي اينطور پيداست كه اول هيكل ۳۵ متري و معابد اطراف آن  و  سپس مجسمه ۵۳ متري  ومعابد مجاور آن ساختهشده است.اولي در عصر كنيشكا و  دومی بين قرن دوم تا پنجم ميلادي تراشيده شده است.چون مجسمه ۳۵متري ناموزونتر وبا  دقت کمتری ساخت و پرداخت شده است در حاليكه مجسمه ۵۳ متري با زيبايي و تناسب  اعضا ودقت فراواني تراشيده شده است كه اين نشان مي دهد كه هيكل ترا شان در اين دوره  با دقت تجربه بيشتري كار كرده اند.

  شما خوانندگان عزيز مي دانيد كه بيشتر از۹۸درصد كشور عزيزمان مسلمان هستند و  اعتقادي به دين بودايي ندارند لذا مجسمه هاي بودا امروزه از تقدس ديني بر خوردار نبوده  بلكه به عنوان آثاري از فرهنگ وتمدن پر بار كشور ما كه بيانگر خلاقيت و ذوق هنری  پيشينيان ماست.اما افسوسكه به علت جهل و ناداني گروهي متعصب تمامي اين آثار ويران  ويران شده اند و اکنون ديگر وجود ندارند و به تاريخ پيوسته اند.

بند امير

 بند  امير در علاقه يكاولنگ و در فاصله ۷۵كيلو متري باميان واقع است كه متشكل از پنج بند مي باشد اين بند هاي پنجگانه همواره مملو ازآباست وسرريزه ئ آن رودخانه اي را تشكيل مي دهد كه از حاشيه يكاولنگ روبه جانب شمال جريان مي يابد آبهاي چشمه ساران وجويباراننقاط ديگر يكاولنگ نيز به اين رو دخانه مي پيوندند وآن را پرآب  مي سازند بلخاب درشمال يكاولنگ نيز اين رود خانه رادر آغوش مي كشد آب هجده نهر در نزديكي مزار شريف وبلخ نيز مولود بند أمير است كه مناطق زيادي را در مسير خود سيراب وشادب مي سازد بايد دانست كه موجوديت بند هاي بند امير در ارتفاع سه هزار متر،يك پديده كم نظير و قابل توجه است و از اين رو همه ساله تعدادكثيری از جهانگردان براي تما شاي آن راه باميان را در پيش مي گيرند ژرفاي اين بندها قبلا  معلوم نبود و حدس هاي گوناگون در باره آن زده مي شد درماه جوزاي ۱۳۵۶ يك هيت  ۱۲نفري وابسته به موزه موسسهمطالعات مغاره هاي جمهوري چكوسلواكي وارد أفغانستان گرديداين هياتمتشكل از مغاره شناس ،غواص ،زمين شناس ،جغرافيدان بود هيات سه روز در بند امير به تحقيق پرداخت وبراي معلوم نمودن عمق آب غواصي اقدام ورزيدند واين اولين بار بود كه پاي بشر بر بستر آب بند امير گذاشته مي شد مطابق اظهار غواصان عمق آب به ۳۰ متر مي رسد كه در بعضي ازقسمتها بيشتر ازآن  نيز مي باشد .

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

ولایت بلخ Wed 26 Mar 2008 0:0 AM

ولایت بلخ

ولايت بلخ، به مرکزیت مزار شریف از ولايتهاي  افغانستان است. مساحت آن ۱۲٬۵۹۳ کیلومترمربع، و داری جمعیتی قریب به 610،000  نفر است.

مزار شريف كه مركز ولايت بلخ است به عقيده اهالي آن، علي، امام اول شيعيان ، در اين شهر دفن شده است.

در عصر شاهرخ شاه تیموری، به همت همسرش گوهرشاد بیگم، در این شهر مزار بزرگی تعمیر گشت که هنوز هم پابرجا است. در این مزار کتابی است به نام تاریخچهٔ روضهٔ شریف که در آن آمده است که این محل، مزار علی است. همچنان بر روی یکی از دروازه‌های شهر شعری از عبدالرحمن جامی حک شده، که چنین است: «گویند که مرتضی علی در نجف است / در بلخ بیا ببین چه بیت الشرف است / جامی نه عدن گوی و نه بین الجبلین / خورشید یکی و نور او هر طرف است».

نوروز در مزار شريف

همچنان هر سال در نوروز در مزار شریف جشن بر پا می‌شود، که به نام میله گل سرخ مشهور است. و این جشن 40 روز دوام می‌کند. مزار شهر زیبای است همه ساله مردم از تمام افغانستان در ایام سال نو به این شهر میایند و سال نو را جشن میگیرند و با بر افراشتن جنده روضه شریف سال نو راآغاز میکنند.

نوروز در افغانستان یا به عبارتی در بلخ و مرکز آن مزار شریف هنوز به همان فر و شکوه پیشین برکزار می‌شود. در روزهای اول سال همه دشت‌های بلخ ودیوار و پشت بام‌های گلی آن پر از گل سرخ می‌شود گویی بلخ سبدی از گل سرخ است یا به عبارتی مانند اجاق بزرگی که در آن لاله می‌‌سوزد این گل فقط در بلخ به وفور و کثرت می‌‌روید و از این رو جشن نوروز و جشن گل سرخ هر دو به یک معنی به کار می‌رود. در اولین روز عید نوروز علم امام علی با مراسم خاص و با شکوهی در صبح آن روز برافراشته می‌شود. با افراشته شدن آن جشن نوروز نیز رسما" آغاز می‌شود و تا چهل شبانه روز ادامه می‌‌یابد و در این چهل شبانه روز حاجتمندان و بیماران برای شفا در پای این علم مقدس به چله می‌‌نشینند. گفته شده بسیاری از بیماران لاعلاج در زیر همین علم شفا یافته اند. مردم این سرزمین بر این باورند که اگر بر افراشته شدن علم به آرامی و بدون لرزش و توقف از زمین بلند شود سالی که در پیش است نیکو و میمون است. از آیین و رسم نوروزی در سرزمین بلخ می‌توان به شستشوی فرش‌های خانه و زدودن گرد و غبار پیش از آمدن نوروز و انجام مسابقات مختلف از قبیل بزکشی، شتر جنگی، شتر سواری، قوچ جنگی و کشتی خاص این منطقه اشاره نمود. نوروز در ترکیه عثمانیان یا مردم ترکیه امروز عید نوروز را به عنوان یکی از معدود ایام جشن می‌‌گرفتند. در این روز حکیم باشی معجون مخصوصی که (نوروزیه) نامیده می‌‌شد جهت پادشاهان و درباریان تهیه می‌‌نمود که گفته شده است این معجون از چهل نوع ماده مخصوص تهیه می‌‌شده است که شفابخش بسیاری از بیماری‌ها و دردها بوده و باعث افزایش قدرت بدنی می‌‌شده است. مردم این سرزمین نوروز را آغاز بهار طبیعت و شروع تجدید حیات و طراوت در جهان و برخی روز مقدس در مقابل شب قدر و شب برائت و برخی عامل اتحاد و همبستگی و حتی آن را زادروز امام علی و تعیین ایشان به خلافت و سالروز ازدواج ایشان با حضرت فاطمه دانسته اند.

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

ولایت هرات Wed 26 Mar 2008 0:0 AM

ولایت هرات

ولایت هرات (هِرات و هَرات هردو تلفظ شده) به مرکزیت شهر «هرات» از ولایات کشور افغانستان است. مساحت آن 315/61 کیلومتر مربع و جمعیت آن 2.000.000 نفر است.

عكس هايي از هرات

سايت هاي مرتبط

 

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

كابل Tue 25 Mar 2008 11:59 PM

ولايت كابل

مركز آن شهر كابل هست و پايتخت كشور مي باشد و  با مساحت 4462 كيلومتر و جمعيت 3314000 نفر يكي از ولايت هاي مهم افغانستان به شمار مي رود كه در اين ولايت اكثر مردم با مذاهب مختلف از جمله اهل تسنن، اهل تشيع، هندو و سيك ها زندگي مي كنند .

کابل دارای اماکین تاریخی ، مساجد ، زیارتگاه ها ، باغهای تاریخی و دروازه های مشهور، شاعرای نامی و نویسنده های بلند پایه میباشد. تاریخ سیاسی پراز فراز و نشیب کابل همه سیاست مداران جهان را متعجیب نموده است چنانچه کابل همیشه میدان جنگ ها و تصادفات بوده وتاریخ با افتخار آن فراموش ناشدنی است و دروازه های آن عبارت از دروازه سفید ، دروازه لاهوری ، دروازه گذرگاه ، دروازه سردارجانخان میباشد . کوتل های ارغنده و خیر خانه را هم دارا است کابل دارای ولسوالی ها و علاقه داری های زیادی بوده موسسات و شرکت های بیشماری را میتوان یافت
 

 

 

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

اقتصاد افغانستان اصولا اقتصاد زراعتی و مالداری است. لیکن عرصه اقتصاد مثل سایر عرصه و امور افغانستان چنان به هم خورده است که مشکل میتوان برای آن بنیاد و اساسی را در نظر گرفت ،تابع شرایط موجود ، تعداد زیادی از مردم این کشور ، به مشاغل کاذب و زیانبار روآورده اند . که از جمله می توان به کشت ، تولید و ترافیک مواد مخدر اشاره کرد.

طبق آمار برخی از موسسات بین المللی در سال 1384 حدود 0.2 از زمین های قابل کشت در افغانستان ، تحت پوشش کشت خشخاش درآمده است . بر اساس آمار موجود ، د ر کل افغانستان حدود 7 میلیون هکتار زمین قابل کشت وجود دارد که در سال 1384 حدود نصف آن زیر کشت رفته است ، زیرا که به دلیل ویران شدن سیستم ابیاری ، از بین رفتن بسیاری از جوی ها و نهرها و ... از اثر جنگ های متوالی ، امکان کشت همه آنها میسر نبوده است . در کنار زراعت ، مالداری نیز از دیر زمان پایه دوم اقتصاد افغانستان راتشکیل میداده است ؛ مردم با پرورش ،گاو ، گوسفند ، و بز ، ضمن تامین نیازهای اولیه خانواده اشان ، مازاد محصولات دامداری را در بازار عرضه می کردند . بر اساس آمار دولت وقت د رسال 1357 درتمام افغانستان 14414000 گوسفند معمولی ، 4661000 گوسفند قره قل ، 1100000 گاو شیری و 2630000 گاو غیر شیری وجود داشته است ، اما در اثر جنگ های طولانی ،مقداری زیادی از این حیوانات ، نابود شدند. (اگر چند آمار دقیقی از مقدار آن وجود ندارد ) و تعدادی هم که از این حیوانات باقی مانده بودند ، د راثر هجوم طالبان (مخصوصا د ر هزاره جات که پرورشگاه عمده حیوانات بود. ) از بین رفت . حدس زده می شود که د رحال حاضر ، پنج یک مقدار سا ل 1357 ، حیوانات در کشور وجود داشته باشد که نیازمندی بخش بسیارکمی از خانواده ها را تامین می کند.

از سال 1321 ه.ش. کارخانجات صنعتی ، کمابیش در افغانستان پایه گزاری شد ، اما رشد قابل توجه ای نداشت با آن هم ، مطابق برخی از آمارها ، درسال 1360 ، جمعا 241 کار خانه ، موسسه و شرکت تولیدی صنعتی و نیمه صنعتی ، در کشو ر وجود داشته است که درحال حاضر 80% آنها از بین رفته و یا تعطیل می باشد و تنها تعداد اندکی کارخانه های کوچک مثل صابون سازی تولید پلاستیک ، تولید روغن ، تولید سیمت ، پتو ، نساجی ، چاپخانه و ... وجود دارد. در سالهای اخیر تعداد کمی از اقلام صادراتی افغانستان (قالین ، خشکبار ، پوست قره قل و.....) صادر می شود ، اما آمار دقیق از مقدار آنها وجود ندارد. اما در سال جاری (1384) وزارت اقتصاد افغانستان اعلام کرد که صادرات کشور به 1.2 میلیارد دالر رسیده است . که از ناحیه اگاهان امور مورد تامل است . بجز گندم ، که حدود 60% درصد از داخل کشور تامین می گردد دیگر اقلام مورد نیاز مردم ، همه از خارج وارد می شود که عمدتا از کشورهای چین ، ایران و پاکستان تامین می گردد. در حال حاضر درامد سرانه هر نفر حدود 200 دالر می باشد . و از 15میلیون نیروی کار 40% در صد آنها بیکار می باشند و حدود 53% درصد جمعیت کشور زیر خط فقر زندگی می کنند . ترکیب مشاغل درسال 1354 بدین صورت بوده است : کشاورزی 38.5% ، صنعت 24.5 % ،خدمات 38% ولی درحال حاضر حدود 40% درصد کشور به مشاغل کاذب ( از جمله تولید وترافیک مواد مخدر ، حدود سی هزار خانوار در سال روان به کشت کوکنار مشغول بوده اند.) مشغول هستند . بودجه دولت افغانستان در سال جاری 1384 ، 4752.5 میلیون دالر درنظرگرفته شده است که 269 .میلیون ان از عواید ملی پیش بینی شده است . دولت مدعی است که رشد اقتصاد در سال جاری 14.5% بوده است.

ولی اگاهان امور رشد اقتصادی را هشت درصد میدانند. افغانستان بعد ازاجلاس بن تاکنون حدود 12 میلیارد دالر دریافت کرده است که از این مقدار 22% را دولت و 77% را موسسات غیر دولتی (انجوها) مصرف نمودند ولی هیچ کار موثر برای بازسازی و رونق اقتصادی افغانستان صورت نگرفته است . در کنفرانس لندن ( منعقده 11تا 12 جدی 1384) دولت ها و موسسات کمک کننده متعهد شدند که برای پنج سال آینده 10.5 میلیارد دالر به افغانستان کمک کنند که از تمام مبلغ 50% را مستقیما دولت افغانستان دریافت نماید و 50 % دیگر را انجو های خارجی تنها دولت امریکا و جاپان نپذیرفته است که 50% کمک ها را به دولت افغانستان پرداخت نمایند. و متقابلا دولت افغانستان در توافقنامه ای امضا شده در کنفرانس مذبور متعهد شد که در طی پنج سال آینده درامد سرانه مردم را از 220 دالر به 500 دالر ارتقا بخشد و 65% از مردم ساکن شهرها از برق برخوردار گردند، و نیز 19 میلیون نفر از ساکنان روستاها از خدمات صحی و اجتماعی برخوردار گردند . و نرخ مرگ و میر کودکان را در اثر ارائه خدمات کاهش دهد و ظرفیت مراکز تحصیلی را بالا ببرد . آگاهان متعقدند که دلیل عدم رشد اقتصادی افغانستان با وجود میلیاردها دالرکمک جهانی به چند فاکتور عمده بستگی دارد : 1- سواستفاده انجوهای خارجی و موسسات غیر دولتی 2- وجود مشاوران خارجی با حقوق بسیار گزاف که معاش برخی از انها مطابق اظهارات مقامات دولتی سالانه به پنجصد هزار دالر می رسد و این دو پروسه خود سبب میگردد که بخش عظیم ازکمک های مورد ادعا به خود کشورهای خارجی برگردد 3- عدم ظرفیت دولت و فساد اداری این وضعیت اسفبار اقتصادی افغانستان زمانی مایه ناراحتی ونگرانی بیشتر می گردد که به این نکته توجه نماییم که مردم افغانستان در اینده از ناحیه کمک های فعلی تا گلوگاه در میان قرض های سنگین فرو خواهد رفت . که حتی شاید نسل اینده هم قادر به پرداخت انها نباشد.

صادرات : بر اساس آمار ارائه شده از سوی وزارت اقتصاد صادرات افغانستان در سال جاری به حدود 500 میلیون دالر رسیده است.

واردات : واردات افغانستان در سال جاری (1384) حدود 2/2 میلیارد دالر تخمین شده است.
عواید خالص در سال 1384 از ناحیه تجارت : حدود 637 میلیون افغانی بوده است.
درآمد ناشی از مواد مخدر در سال 1384 : 2/2 میلیارد دالر
دولت افغانستان حداقل 600 میلیون دالر تاکنون مقروض می باشد که لیست برخی از انها از این قرار است :

گزارش وزارت اقتصاد درباره وضعیت اقتصادی افغانستان در سال  1384

1- مقدمه

وزارت اقتصاد که مطابق به فرمان شماره (4) مؤرخ 3/10/1383 وفرمان نمبر (18) مؤرخ 29/10/1383 مقام رياست جمهوري اسلامي افغانستان با ادغام وزارت هاي بازسازي ، پلان سابقه و اداره احصائيه مرکزي تشکيل شده است بحيث مرجع اساسي هم آهنگي و انسجام دهنده فعاليتهاي اقتصادی، بازسازي و انکشافي و تطبيق سياست کوتاه مدت و طويل مدت افغانستان داراي يک سلسله وظايف مشخص ميباشد که وظايف مذکور بصورت مختصر در ذيل ارائه ميگردند : - طرح و ترتيب پاليسي و استراتيژي اقتصادي کشور. - هماهنگ ساختن و سازماندهي استراتيژي اقتصادي کشور با تمام وزارت خانه ها ، ادارات مستقل دولت و کشور هاي کمک کننده ( دونر ها ) . - تهيه و ترتيب بودجه انکشافي در چوکات کميته بودجه ( متشکل از وزارت هاي خارجه ، ماليه و اقتصاد) با تفکيک سکتورها ، قدامت ها و اولويت ها و تعين تخصيصيه هاي وزارت هاي سکتوري وساير ارگانهاي دولتي . - مطالعات ابتدائي و تخنيکي تمام پروژه هاي کوتاه مدت ، متوسط المدت و طويل المدت و بيشبرد امور تدارکاتي آن به کمک بخش ( اداره خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان ) ARDS در اين مورد در اخير اين گذارش توضيحات بيشتر ارائه خواهد گرديد. - نظارت ومراقبت از پيشرفت کار پروژه ها درجريان تطبيق آن . - تجديد نظر به ثبت و راجستر موسسات غير دولتي داخلي وخارجي (NGOs)ونظارت و بررسي دايمي فعاليتهاي آنها . - تهيه و ترتيب گزارشات شش ماه و سالانه از چگونگي تطبيق برنامه هاي بازسازي و انکشافي و تحقق بودجه وفعاليت موسسات غير دولتي به مجلس وزرأ و بادايرشدن پارلمان برای شواري ملي . - اجراي سروي هاي نمونوي ،در بخشهاي مختلفه اقتصاد ملي سرشماري نفوس و ساير سروي هاي احصائيوي . - بيشبرد امور مقدماتي براي تطبيق عمليه سرشماري کامل افغانستان در سال (2006). - جمع آوري ، مطالعه وتحليل اعداد و ارقام احصائيوي وطبع نشر آن منحيث مرجع قانوني احصائيه در افغانستان - تدقيق ، مطالعه و ريسرچ پيرامون موضوعات اقتصادي و ارائه پيشنهادات براي توسعه و بهبود اقتصاد کشور به مقامات ذيصلاح . - طرح و ايجاد استراتيژي ملي انکشاف افغانستان(ANDS) براي يک دوره طويل المدت که فعلاً زير کاربوده و از طرف کميته عالي آن متشکل از وزرأي خارجه ، ماليه ، اقتصاد ، احيأ و انکشاف دهات و مشاور ارشد رئيس جمهور در امور اقتصادي درمشوره با سفراي کشور هاي دونر، مقامات ملل متحد در افغانستان، نماينده گان بانک جهاني و بانک انکشاف آسيائي و ساير موسسات و دونرها. در اينجا بايد يادآور گرديم که وزارت اقتصاد يک وزارت پاليسي ساز بوده ومانند وزارت ماليه و وزارت خارجه از خود کدام بودجه انکشافي و پروژه هاي قابل تطبيق ندارد علاوتاً وزارت اقتصاد مسؤليت جمع آوري و تهيه کمک هاي بين المللي و يا قرضه هائي را که دولت افغانستان از مجامع بين المللي دريافت ميدارد نيز دارا نمي باشد. اين مطلب درخور دقت است زيرا متاسفانه در اذهان عامه و د ر رسانه هاي خبري چنان فکر مي شود که تمام کمک هاي جامعه بين المللي که در کنفرانس توکيو و کنفرانس برلين وعده داده شده بودند و مجموعاً 12.7 ميليارد دالر امريکائي را احتوا مينمايند به وزارت بازسازي سابقه و يا وزارت اقتصاد امروز تعلق گرفته است. اين مطلب به اين شکل صحت ندارد مسؤليت جمع آوري تعهدات مالي بين المللي در نزد وزارت ماليه و وزارت خارجه ميباشد که اولي به حيث مسؤل تنظيم امور مالي کشور و دومي به حيث مسؤل روابط بين المللي افغانستان اجرای وظيفه مينمايند. وزارت اقتصاد تنها داراي بودجه عادی است که غرض تاديه معاشات مامورين ، خريداري ها و بيشبرد امور وزارت از آن استفاده مينمايد و راپور مصرفي آنرا به وزارت ماليه ارائه ميکند که البته با داير شدن پارلمان افغانستان صورت حساب اين بودجه عادی در دسترس آن نيز قرار داده خواهد شد. 2- کارکردهاي وزارت اقتصاد در سکتور هاي مختلف اقتصادی کشور: طوريکه قبلاً تذکار داده شد وزارت اقتصاد در طرح و بيشبرد سياست اقتصادی افغانستان در بخشهاي مختلفه با وزارت های محترم سکتوري در تماس بوده و کوشش مينمايد تا هم آهنگي عمومي را در بين تمام اين ارگان ها بوجود بياورد. در ذيل سعی بعمل ميامد تا اين فعاليتهاي هم آهنگ کننده بصورت خيلي مؤجز و مختصر ارائه گردند زيرا در روزهاي آينده ساير وزارت های سکتوري و ادارات مستقل دولتي در باره فعاليتهاي خود گذارشات مفصلي ارائه خواهند نمود که ذکر همه جزئيات آن در اين راپور تکرار موضوع خواهد بود . (ضميمه دارد) اول: دربخش موسسات غيردولتی ( انجوها): از آغاز فعاليت موسسات غير دولتی بشکل راجستر شده در افغانستان که از سال 1374 شروع گرديده تا اوايل سال جاری 1384 و ايجاد وزارت اقتصاد جمعاً به تعداد (2355) موسسه غيردولتی داخلی و خارجی و انترنشنل ثبت و راجستر گرديده است. از هنگام فعاليت رياست انجوها در چوکات تشکيل وزارت اقتصاد اجراآت ذيل صورت گرفته است که مختصراً توضيح ميگردد: 1- بالاثر هدايت مقام محترم وزارت مسوده قانون جديد انجوها که از مدت بيش از دوسال طی مراحل نشده بود از جانب کميسيون مؤظف تکميل و آماده تصويب مجلس عالی وزرأ گرديده بعداز بررسی و بحث روی قانون و مذاکره و مشوره با عده از نماينده گان سياسی و نماينده خاص سرمنشی ملل متحد درکابل توسط وزيراقتصاد بعداز فيصله و تصويب مجلس عالی وزرأ و توشيح محترم رئيس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان به تاريخ 25 جوزای 1384 قانون متذکره نافذ و در جريده رسمی به شماره ( 857 ) نشر گرديده است. اين قانون توسط فرمان شماره 28 مورخ 25/3/84 به داخل هفت فصل و چهل و هشت ماده تصويب و توشيح گرديده است. 2- آغاز کارثبت مجدد موسسات مطابق به فقره 1 ماده 47 قانون جديد عملاً در منصه اجرا قرار دارد کميسيون تخنيکی و همکار به منظور بررسی و ارزيابی مقدماتی اسناد ثبت راجستر تشکيل گرديده ، همچنان ترکيب کميسيون عالی ارزيابی از وزارت های ذيربط که در قانون تذکر رفته تشکيل يافته و جلسات شان منظم تحت رياست محترم وزارت اقتصاد ادامه دارد. امسال از آغاز کار کميسيون عالی ارزيابی از جمله 333 موسسه خارجی و انترنشنل تاحال بتعداد 129 موسسه و از جمله (2022) موسسه داخلی ثبت شده قبلی به تعداد 396 موسسه مراجع و فورمه های ثبت مجدد را دريافت که از جمله 155 موسسه آن اجازه فعاليت و ثبت مجدد را از کميسيون عالی بدست آورده و يک تعداد از اين موسسات در پروسه طی مراحل ثبت مجدد قرار دارند. لازم به تذکر است که در سال 1384 به تعداد 105 موسسه غير دولتی داخلی جديد و تعداد 25 موسسه غير دولتی خارجی و انترنشنل جديد فورمه های مجوز ثبت و راجستر را دريافت نموده اند که از جمله به تعداد 23 موسسه غير دولتی خارجی و انترنشنل و تعداد 56 انجوی جديد جديداً از جانب کميسيون عالی ارزيابی اجازه فعاليت را بدست آورده اند. هدف اساسی از ثبت مجدد انجوها عمدتاً تفکيک انجوها از شرکت های خصوصی و تجارتی و همچنان ارزيابی فعاليت انجوهای فعال وخدمت گذار به مردم بوده ضمناً امکانات بهتر تطبيق قانون جديد انجوها جهت تنظيم فعاليت آنان خوبتر مساعد ميسازد البته بعداز بسررسيدن مدت معينه در قانون ثبت مجدد انجوها ، لست آنعده انجوهای غير فعال و آن های که فعاليت آنها به نفع مردم نميباشد بعداز ارزيابی دقيق به اطلاع مردم رسانيده و منحل ميگردند. هکذا به تعداد 400 نسخه از قانون جديد انجوها به طور فوتوکاپی تهيه و آماده گرديده و عندالموقع بدسترس موسسات غير دولتی قرار داده ميشود علاوتاً بخاطر جلوگيری از ضياع وقت مراجعين در جهت تهيه فورمه جات معياری اساسنامه نمونه و طرزالعمل همکاری لازم صورت گرفته و بدسترس موسسات غير دولتی که نياز به آن داشته باشند گذاشته ميشود. 3- جمع آوری راپورهای فعاليت موسسات و نظارت و بررسی پروژوی و کارکردهای عملی پروژه توسط کارمندان مؤظف از جمله فعاليتهای اين اداره است. که در طی سال جاری در بخش انجوهای خارجی حدود 155 موسسه خارجی و انترنشنل راپورهای فعاليت شان را توام قرارداد پروژه ها ، پروبوزل و موافقت نامه ها به رياست انجوها ارسال داشته اند که به تناسب سال قبل که فقد 78 موسسه راپور داشت فعلاً حدود 100 موسسه ديگر نيز گذارش و راپور فعاليت شان را به اين اداره سپرده اند که مسلماً نتيجه زحمتکشی منسوبين اين اداره ميباشد به همين ترتيب در بخش انجوهای داخلی به تعداد (750) انجوی داخلی راپور کار شان را ارائه داشته اند که به مقايسه سال قبل که فقد 412 موسسه راپور داشت حدود 338 موسسه راپور فعاليت و گذارش کار خويش را ارائه داشته اند. باآنهم مساعی اين اداره در ارتباط جلب توجه موسسات به ارائه راپور فعاليت شان ادامه دارد. در سال جاری به تعداد (26 ) هئيت های نظارتی به اساس هدايات مقامات ذيصلاح و مقام محترم وزارت به موسسات غير دولتی در مرکز ولايات کشور سفر نموده که بعداز انجام سفر نظارت گذارش و نتايج کارشان را عندالموقع به مقام محترم وزارت ارائه داشته اند به تعداد 20 تن از مامورين رياست انجوها جهت ارتقای ظرفيت کاری و اصول تجارب عملی به ورکشاپ ها ، سيمينار ها و کورسهای کمپيوتر و لسان انگليسی و کورسهای مسلکی قصيرالمدت معرفی شده اند . مزيد برآن رياست انجوها اسناد يکتعداد وستايل دفتری و کمپيوتر و پرنتر ميز و چوکی ، الماری ،وسايط تيز رفتار کمک شده به آمريت اقتصاد ولايات پروان ، تخار و رياست ولايت کندز و شعبات مرکز رياست انجوها را طی مراحل و جهت قيد و جمع به رياست تهيه و تدارکات ارسال نموده است . توجه موسسه خارجی ( برک بنگله ديش ) به فعال شدن سيستم انترنت در شعبات مرکزی وزارت اقتصاد جلت گرديده که کار آن آغاز گرديده است. در سال جاری بعداد بيش از 2329 قطعه مکاتب به موسسات غير دولتی از بابت معافيت های گمرکی ، طی مراحل اسناد ترافيکی و اخذ نمبر پليت موقت و همچنان معرفی موسسات غيردولتی داخلی و خارجی ، وزارت ها و ادارات سکتوری از جانب اين رياست اجرأ و به مراجع ذيربط ارسال گرديده است. در پهلوی اجراآت فوق رياست انجوها در دو ورکشاپ ارتقای ظرفيت و اگاهی حقوقی و نحوه نظارت وترتيب راپورهای فعاليت انجوها را که به کمک مالی و تخنيکی موسسه INCL در مرکز وزارت برای کارمندان سازماندهی گرديده است که درآن جمعاً 150 نفر اشتراک نموده بودند. دوم: در بخش احصائيه : - دريک سال گذشته دراين بخش فعاليتها ذيل صورت گرفته است: - جمع آوري معلومات وارقام احصائيوي در باره موضوعات اقتصادي ، اجتماعي ، کلتوري وغيره در کشور. - ارائه معلومات احصائيوی در بخشهاي مختلفه اقتصادملي کشور به مراجع ذيربط داخلي و بين المللي . - ترتيب جداول وگرافها و چارت ها براي سالنامه احصائيوي در بخش هاي مختلفه اقتصادي ومحاسبات ملي سال جاري. - نشر سالنامه احصائيه تجارت سال 1383 به لسان هاي دري وانگليسي و ديگر نشرات در بخش هــاي گزيده هاي احصائيوي ، فعاليت تصديها و موسسات صنعتي و قيم مواد مصرفي به سطح کشور با ارقام مربوط به تولدات ، وفيات و مسايل مربوط به مهاجرين و عودت کننده گان . - ارائه معلومات احصائيوي پيرامون تعداد کارکنان دولت به تفکيک رتبه ، درجه و جنس در مرکز وولايات کشور و معلومات در موارد مختلف صحي، تعليم وتربيه و تحصيلات عالي . - ارائه معلومات دموگرافيک به ادارات دولتي وغير دولتي و موسسات بين المللي . - تهيه وترتيب نقشه هاي ( 1 بر 50000) وتثبيت سرحدات ولايات ، و لسوالي هاباهمه مشخصات آنها بروي نقشه هاي معين . - ارائه چوکات احصائيوي به منظور استفاده براي سروي هاي نمونوي در مسايل آسيب پذيزي، سروي سطح زنده گي و سائير سرويها به کمک متخصصين بانک آسيائي ، جامعه اروپا و متخصصين انکشاف دهات و زراعت . - تثبيت کمپ هاي کوچيها «براساس سروي مقدماتي تعداد کوچيها » بروي نقشه هاي ( 1 بر 250000) در تمام ولايات کشور . - طبع 500 جلد سالنامه احصائيوي و توزيع آن به ادارات دولتي و موسسات خارجي . - تدوير کورسهاي آموزشي در بخش کمپوتر و انگليسي جهت ارتقاي ظرفيت کاري کارمندان و توسعه پروسه اصلاحات اداري. ناگفته نماند که معينيت احصائيوي وزارت اقتصاد در دوره قبل از انتخابات پارلماني نيز براي تخمين وتعيين نزديک به حقيقت نفوس مجموعي افغانستان معلومات سودمندي در اختيار کميسيون مستقل انتخابات و کابينه افغانستان قرارداد. ازآنجائيکه آخرين نفوس شماري در افغانستان و آنهم به شکل ناقص در سال 1358 صورت گرفته بود و ازآن وقت تاحال در اثر جنگها و مهاجرت ها و بيجاشدنها در تعداد و ترکيب نفوس افغانستان تغييرات فاحشي رخ داده بود بنابران معينيت احصائيوي وزارت اقتصاد در مقابل اين وظيفه خطير قرار گرفت که براي 249 کرسي پارلمان افغانستان بايد يک تخمين جديد نفوس کشور را مطابق برنورم ها و ستندرد هاي شناخته شده بين المللي ارائه ميداشت . معينيت احصائيوي وزارت اقتصاد براي انجام اين وظيفه و تخمين نفوس از سه وسيله استفاده نمود که عبارتند از : الف- نتايج سرشماري سال 1358 هجري شمسي . ب- لست هاي خانه وار که معينيت اقتصادي از تمام ولسوالي ها و قريه هاي افغانستان تهيه نموده . ج- فيصدی رشد طبيعي نفوس در طي سالهاي جنگ در کشور هاي همسايه و منطقه . وزارت اقتصاد اوسط اين سه معطا را محاسبه نموده و از روي آن نفوس تخميني کشور به تقريباً 25 ميليون نفر تثبيت و به تناسب تعداد نفوس در هر ولايت سهم ولايتهاي مذکور را در کرسي هاي ولسي جرگه تعين نمود که بعداز ارائه به مجلس وزرأ و تصويب آن اولين انتخابات پارلمان افغانستان به تاريخ 27 سنبله 1384 موفقانه و در فضای تفاهم همه گاني صورت گرفت . هم چنين طي دوره حکومت منتخب بادرنظرداشت معلومات وزارت هاي سکتوري فعاليت هاي ذيل در عرصه هاي مختلف صورت گرفته است . سوم : در بخش وزارت ها و ادارات سکتوری درسکتور زراعت: - مبلغ (618.14) مليون افغاني از مدرک فروش گندم فارمهاي تحقيقاتي ، کودکيمياوي و ادويه ضدافات نباتي وزراعتي بدست آمده . - در سال 1384 جمعاً 59.8 ميليون دالر را در 33 پروژه در نظر داشته که از جمله 4 پروژه به مصرف 9.2 ميليون دالر از منابع داخلی و متباقی از منابع خارجی تمويل ميگردد. اين پروژه ها شامل انکشاف ماسترپلان زراعتی، مطالعات در جهت انکشاف احصائيه های زراعتی تحکيم سواحل دريای آمو و گسترش و توسعه فارم های تحقيقاتی و زراعتی ميباشد. که همين اکنون کار اکثر از پروژه ها جريان داشته و به فيصدی های معين پيش ميرود. فعاليتهای وزارت احيأ و انکشاف دهات : - وزارت احيأ و انکشاف دهات طی سال های اخير از طريق سرمايگذاری در پروژه های عام المنفعه با استفاده از کمک کشورهای تمويل کننده و ملل متحد يک سلسله برنامه ها به شمول برنامه انکشاف ملی که عمدتاً سکتورمعيشت و مصؤنيت اجتماعی را حمايت می نمايد رويدست گرفته که اين برنامه ها به منظور رشد و توسعه محلات و روستا ها بوده تا در نتيجه مردم پروژه ها و پروگرام های انکشاف اقتصادملی و اجتماعی محلات شانرا بادرنظرداشت نيازمندی ها قدمات ها و اولويت ها ترتيب و بعداز منظوری دولت به منصه اجرأ و از تطبيق آن کنترول و نظارت جدی نمايند. هدف کلی برنامه همبستگی ملی عمدتاً کاهش فقر در دهات ، توانمند ساختن مردمان روستائی و خود کفا شدن فاميل ها از لحاظ اقتصادی و همچنان ايجاد زيربناهای اقتصادی و اجتماعی به خاطر آماده ساختن قرأ و قصبات کشور بسوی بازسازی و انکشاف و همچنان تصميم گيری خود مردم در سرنوشت اقتصادی بوده و بناً دولت مردمی و دموکراسی حقيقی يعنی بلند بردن اگاهی مردم و سهيم شدن شان در اداره اقتصادی و برنامه های اجتماعی ميباشد. برنامه همبستگی ملی از مدت 2 سال به اين طرف آغاز گرديده امروز حدود ده هزار قريه را احتوأ نموده و در 176 ولسوالی پروژه های همبستگی ملی يا به بهره برداری سپرده شده و ياتحت اجرأ ميباشد وکمک های تخنيکی و مالی را برای هرشورای انتخابی انکشافی فراهم ميسازد. همچنان ارتباطات ميان شورا های انکشافی قريه جات و ساير نهادهای دولتی و غير دولتی را تسهيل مينمايد تا مردم از ساير برنامه های انکشافی و بازسازی نيز بهره مندگردند. وزارت احيأ و انکشاف دهات پروژه های خدماتی خويشرا از طريق برنامه های ملی راه سازی روستائی با خدماتی مالی و قرضه های کوچک برای فقرأ ، تهيه آب آشاميدنی و حفظ الصحه محيطی ، رشد و توسعه منطقوی نظارت از آسيب پذيری و ابتکارات پاسخ اضطراری بشری به پيشبرده که در برنامه های فوق الذکر ميتوان از وجوه مالی تعهد شده در سال 1384 ذيلاً نام برد. 1- برنامه همبستگی ملی مبلغ 174.1 ميليون دالر امريکائی از منابع اداره انکشاف بين المللی کانادا اداره انکشاف بين المللی انگلستان ، دنمارک ، کميسيون اروپا ، بانک جهانی ، ناروی و اداره انکشافی بين المللی ايالات متحده امريکا. 2- برنامه ملی راه سازی روستائی مبلغ 78.1 ميليون دالر از منابع کميسيون اروپا ، بانک جهانی، اداره انکشاف بين المللی انگلستان و جاپان. 3- برنامه قرضه های کوچک مبلغ 24 ميليون دالر از منابع اداره انکشاف بين المللی کانادا ، گروپ مشورتی ارزيابی برنامه های اداره انکشافی بين المللی سويدن، اداره انکشاف بين المللی انگلستان، اداره انکشافی بين المللی ايالات متحده امريکا و نويپ . 4- برنامه ملی تهيه آب آشاميدنی و حفظ الصحه محيطی مبلغ 13.8 ميليون دالر از منابع صندوق وجهی بازسازی افغانستان، کمشنری عالی ملل متحد در امور مهاجرين، يونسف ، نماينده گی سويس برای همکاری های انکشافی، اداره انکشافی بين المللی ايالات متحده امريکا. 5- برنامه ملی رشد و توسعه منطقوی مبلغ 15 ميليون دالر از منابع اداره انکشاف بين المللی کانادا و بلجيم . 6- سيستم ملی نظارت از آسيب پذيری مبلغ 1.5 ميليون دالر از منبع کميسيون اروپا. 7- ابتکارات پاسخ اضطراری بشری مبلغ 1.5 ميليون دالر از منابع اداره انکشافی بين المللی کانادا، اداره انکشاف بين المللی انگلستان ، ادارات ملل متحد، اداره انکشاف بين المللی امريکا و کميسيون اروپا که جمعاً مبلغ 303.3 ميليون دالر را احتوأ مينمايد به مصرف ميرسد. همچنان جهت تکميل برنامه ها به مبلغ 155.3 ميليون دالر ديگر نيز نيازمندی وجود دارد. قابل تذکر است که طی سه سال گذشته 1381-1383 به تعداد 5010 پروژه مبلغ (92799909) دالر امريکائی تحت پوشش برنامه همبستگی ملی قرار گرفته بود که با مصرف مبلغ (52052023) دالر امريکائی پروژه ها به پيش برده شده است. برنامه همبستگی ملی از طريق وزارت محترم احيأ و انکشاف دهات که يک ارگان دولتی ميباشد به همکاری 21 موسسه در 33 ولايت شامل 164 ولسوالی تطبيق می گردد که 8.3 ميليون نفر از آن مستفيد می شود.قابل يادآوری می باشد که برنامه همبستگی ملی نسبت به برنامه دولتی بودنش يک برنامه بسيار خوب و مؤثر است در صورتيکه به شکل درست مديريت شود و گروپهای از کارمندان مسلکی و با تجربه که اهليت و شايستگی کار را داشته باشد در زمينه مؤظف نموده تا از کارهای تخنيکی روی دست گرفته شده نظارت و کنترول جدی نمايند. به همين ترتيب از شورا های قريه جات و مردم توقع است تا در زمينه طرح و تطبيق پروژه ها با نهايت دلسوزی برخورد نموده از سرمايه گذاری در پروژه های غير ضروری خود داری نمايند. چنانچه اخيراً هئيات عالی رتبه تحت رياست اينجانب از بعضی پروژه های همبستگی ملی بازديد نموده که يکتعداد آن از لحاظ کيفيت و استفاده مؤثر از آن مانند مکاتب خوب بوده اما يکتعداد ديگر آن منجمله حوض آب آشاميدنی از شرايط صحی برخوردار نبوده نه تنها صحی نبود بلکه خود ذخيره آب منبع امراض برای مردم بوده است که اميد داريم در قسمت انتخاب پروژه و مصارف و نتايج پروژه ها بيشتر دقت صورت گيرد و حين تصميم گيری از جانب شورای های انتخابی محل، قريه ها و ساير ارگان های ذيربط را هم آهنگ کار ها سهيم ساخته و از تجارب فنی و مسلکی آن ها استفاده نمايند. اين مسله که امروز حدود 2600 قريه از آب آشاميدنی ، 2100 قريه از راه های مواصلاتی و حدود 591 مکتب درقريه ها ساخته شده ده ها و صدها پروژه ديگر از قبيل انرژی، برق و کلينيک ها اعمار گرديد مايه خوشی ما و مردم است. اما ناگفته نماند که اين پول های مصرف شده همه آن کمک بلاعوض نبوده بلکه يک مقدار زياد آن بشکل قرضه بوده که دولت افغانستان با وجود شرايط سهل قرضه مکلف به پرداخت آن خواهد بود. روی اين امر لازم است در قسمت مصارف پروژه و تصاميم روی پروژه از جانب شورا همه جانبه غور و بررسی انجالم شود از استخدام بيش از حد و غير ضروری افراد بنام های مشاور و متخصص که دربعضی مواد پروژه ها بسيار شکل عادی را دارد و از طرف خود مردم ساخته شده ميتواند، خودداری شود زيرا تمرکز دادن زياد مامورين در يک پروژه عادی مصارف و قيمت پروژه ها بلند برده و از کيفيت کار می کاهد. به هر صورت برنامه همبستگی ملی با وجود دشواری ها که دارد يکی از برنامه های عمده انکشاف ملی در سطح کشور بوده که انتظار برده ميشود با رفع نواقص و کمبودی و کاهش مصارف آن الی سه سال آينده تمام قريه ها و نقاط دور کشور را احتوأ نمايد و اين برنامه خواهد توانست علاوه از زمينه کاريابی در قسمت کاهش فقر و بهبود اقتصاد خانواده های روستائی يک گام مثبت و مؤثر را بسوی انکشاف و توسعه اقتصادی رهنمائی نمايد. ضمناً آرزومندم شورای های محترم مردمی در محل و قريه در انتخاب مسؤلين خود افراد دلسور و خبير را نتخاب نمايد از پروژه های برنامه همبستگی ملی نظارت دايمی نمايند و به آن پروژه ها رای بدهند و تصميم اتخاذ نمايند که در بهبود و بلند بردن سطح زندگی خانواده ها مؤثر واقع شوند. در عرصه انرژي و آب : - تقاضای کمک به مبلغ (15) مليون دالر از کمک کشور چين صورت گرفته . - در سال جاری جمعاً 28 پروژه شامل پلان بوده که تمويل پروژه ها 182 ميليون دالر در نظر گرفته شده که منابع تمويل آن تماماً موجود است. از جمله 28 پروژه ، پروژه های بزرگ عبارت از: تمديد لين برق از پلخمری الی کابل به مصرف 100 ميليون دالر. تمديد لين برق از حيرتان الی پلخمری توسط بانک آسيائی به مصرف 40 ميليون دالر. اعمار گاز توربين شهر شبرغان به مصرف 105 ميليون دالر از جانب USAID روی دست بوده که کار آن همين اکنون جريان دارد. علاوتاً وزارت انرژی و آب طی ده سال آينده 66 پروژه را به مصرف 4.4 ميليارد دالر روی دست دارد که حدود 695 ميليون دالر آن همين اکنون تعهد شده که با تحقق اين پروژه ها ضرورت مجموعی کشور به انرژی که تا فعلاً حدود 6 فيصد ميباشد به 50 فيصد ارتقا يافته و ضايعات برق از 35 فيصد به 20 فيصد کاهش ميابد. ضمناً ظرفيت توليد برق از 240 ميگاوات به 940 ميگاوات که ضرورت 2.5 ميليون اتباع کشور را احتوا مينمايد مرفوع ميگردد. در عرصه تجارت : درسال 1384 صادرات مجموعي افغانستان بالغ به 500 ميليون دالر تخمين گرديده ولي در مقابل حجم واردات اشيا و اموال مورد ضرورت به مبلغ 2.2 ميليارد دالر از کشورهاي مختلف تخمين ميگردد. که بدين بيلانس تجارت افغانستان يک کسر فاحش بالغ بر 1.7 ميليارد دالر را نشان ميدهد شايد يک بخش اين واردات در جمله صادرات مجدد re-export داخل باشد اما در شرايط فعلي تشخيص بين صادرات قانوني و واردات به غرض re-export به کشور هاي همسايه مشکل به نظر ميخورد. عوايد خالص تصدي هاي مربوط به وزارت تجارت بالغ به 637 ميليون افغاني ميگردد که به خزانه دولت تاديه شده است و تعداد جوازهاي تجارتي و سرمايه گذاري خصوصي در سال 1384 تااکنون که از طرف دفتر حمايه سرمايه گذاري در افغانستان AISA که در همين سال صادر گرديده بالغ به 1156 پروژه ميباشد . در عرصه فوايد عامه : در اين بخش فعاليتهاي ذيل صورت گرفته احيا و بازسازي سرک کابل- سروبي به طول مجموعي 66.7 کيلومتر با قيمت مجموعي 25.9 مليون يورو که از کمکهاي اتحاديه اروپا و عقد قرارداد با کمپني چينائي . کاراين پروژه درماه جون 2004 شروع و تاريخ ختم آن ماه دسمبر 2006 مي باشد. کار اين پروژه تا حال 81 فيصد تکميل گرديده است . - سرک سروبي - جلال آباد به قيمت 26.5 مليون ( يورو) از طريق اتحاديه اروپا تمويل گرديده قرارداد آن بايک کمپني چينائي صورت گرفته است. کاراين پروژه در ماه دسمبر 2003 آغاز ودر جولای سال 2006 تکميل ميگردد. فيصدي پيشرفت کار فعلاً بالغ بر 44 فيصد ميباشد. بازسازي سرک جلال آباد تورخم به طول 78 کيلومتروبه قيمت 16.7 مليون دالر امريکائي با کمپني FW کشور پاکستان قرار داده شده است کاراين پروژه درماه اگست 2003 شروع و تا جولاي (2006) کار آن تکميل ميگردد . - بازسازي سرک هرات ارملک به طول 60 کيلومتر به قيمت مجموعي 23 مليون دالر امريکائي از طريق کمک بلاعوض ايران باشرکت آباد پارس کشور ايران قرار داد شده است . اين پروژه در ماه عقرب 83 آغاز و در ماه سنبله سال 85 ختم ميشود که تا حال 37 فيصد کار آن بيشرفت نموده است. - پروژه بازسازي سرک قندهار - گرشک که قيمت آن 238 مليون ين جاپاني بوده وازطرف موسسه جايکاي کشور جاپان اعمار ميگردد. آغاز پروژه نوامبر 2004 ودر ماه جولاي 2006 خاتمه ميابد. - پروژه سرک قندهار - سپين بولدک به طول مجموعي 103 کيلومتر به قيمت مجموعي 24.2 مليون دالر امريکائي و عقد قراد داد آن با يک کمپني هندي کاراين پروژه در ماه جنوري 2004 شروع شده که بايد درماه فبروري 2005 خاتمه ميافت تا حال 95 فيصد کار آن پيشرفت نموده است و عنقريب افتتاح ميشود. - پروژه سرک پلخمري - بلخ - نايب آباد - حيرتان به طول مجموعي 224 کيلومتر به ارزش 28.7 مليون دالر امريکائي بايک کمپني SWC کوريائي عقد قرار دادشده اين سرک در ماه جولاي 2006 تکميل ميشود. - پروژه بازسازي سرک بلخ - اندخوي به طول182 کيلومتر به ارزش مجموعي 36.2 مليون دالر امريکائي اين پروژه در ماه اپريل 2006 تکميل ميشود. - احيا و بازسازي سرک کابل- اولنگ بطول مجموعي 100 کيلو متر به ارزش 31.2 مليون دالر امريکائي که با پول بانک جهاني از طرف يک کمپني ترکي تکميل گرديده است . - بازسازي پروژه سرک اولنگ - دوشي از طريق تونل سالنگ به طول 75 کيلومتر و قيمت 29.2 مليون دالر امر يکائي از طرف بانک جهاني تمويل گرديده و کاراين سرک نيز خاتمه يافته است . بازسازي سرک پلخمري - شيرخان بندر به طول مجموعي 168.2 کيلومترو قيمت 29.9 ميليون دالر امريکائي ازطريق بانک جهاني وکار آن الي کندز تکميل و بطرف شيرخان بندر ادامه دارد. - قيرريزي سرک سرخکان مهترلام در ولايت لغمان به طول 21کيلومتر به قيمت مجموعي 1.5 مليون دالر امريکائي از بودجه انکشافي دولت اين پروژه در سال 1383 شروع شده و تکميل گرديده است. - قيرريزي سرک هاي داخل شهر ميمنه به طول 10 کيلومتر و قيمت 1.8 ميليون دالر امريکائي . عنقريب تکميل ميگردد. -قرارداد پروژه اعمار سرک ميدان شهر- باميان به طول 140 کيلومتر و ارزش 36 مليون يورو با شرکت سوني عقد گرديده و کار آن جريان دارد. در عرصه مخابرات : دراين عرصه در يک سال گذشته کارهاي ذيل صورت گرفته است. - تکميل پروژه تامين ارتباطات مخابراتي ( تيلفون هاي ديجيتل ) در ولايات کشور به ارزش مجموعي (71) مليون دالرامريکائي. - اعطا دو جواز جديد براي موبائيل (GSM) و صدور جواز خدمات انترنت که از مدارک مبلغ 81 ميليون دالر عايد به دولت افغانستان تهيه گرديده است. در عرصه تعليم ، تربيه ، تحصيلات عالی و امور فرهنگی : - پروژه تهيه اجناس و لوازم طبي براي پوهنتون طبي کابل به ارزش 50000 دالر. - کار اعمار احاطه پوهنتون طبي کابل به ارزش 6 مليون دالر در حدود 40 فيصد پيش رفته است . - پروژه مساعدت به متخصصين وزارت تحصيلات عالي به قيمت مجموعي 1.2 مليون دالر در جريان سال جاري کارهاي اعمار وبازسازي مکاتب ذيل که مجموعاً 23 پروژه ميباشند صورت گرفته است. مکتب ابراهيم ولايت کندوز ، ليسه ابن سينا ، سراچه علي ولايت ننگرهار، ليسه رحمان بابا ، پروژه نسوان ، ذکور ننگرهار ، پروژه دهرازي ولايت بلخ ، سورداک ننگرهار ، نسوان چهلستون ، سلطان بابا علي شير ولايت بلخ ، طعام خانه ليسه نابينايان کابل ، دره ژوندون سمنگان ، پروژه دلنحکمي ولايت سمنگان ، پروژه شهر نو ولايت بدخشان پروژه هاي دابرچين ارنجي ده عليا قاضيان ولايت بلخ و پروژه لايابه ولايت بدخشان . پروژه هاي مکتب لرتک ، سمل پريان ولايت خوست ، پروژه مکتب پاي منار شهر کابل ، پروژه هاي مکتب اولنگ ، شيوا ولايت پروان و پروژه نسوان غازه. قيمت مجموعي اين پروژه ها 15.3 مليون دالر امريکائي ميباشد. - دراين ساحه در پروژه هاي کوچک مانند ارتقای ظرفيت راديو تلويزيون، بهبود امور آژانس باخترو اصلاح و بلند بردن ظرفيت بعضي مطابع در مجموع (61000) دالر سرمايه گذاري صورت گرفته است . - اعمار کمپلکس ورزشي به ارزش (6) مليون دالر رويدست ميباشد . در عرصه صحت عامه : درسال 1384 در مربوطات صحت عامه به تعداد 72 پروژه انکشافي شامل هشت باب شفاخانه 34 باب مرکز صحي اساسي و 34 باب مرکز صحي جامع به قيمت مجموعي 231.3 مليون دالر از کمک کشور هاي دوست تحت کار بوده که بودجه اصلي انکشافي 31.3 مليون و بودجه خارجي 200 مليون دالر ميباشد . کار پروژه در حدود 18 فيصد پيشرفت نموده است. قابل ياد آوري است که کار ساختمان 268 باب مرکز صحي اساسي تحت جريان قرار داشته و به تعداد 250 باب مرکز صحي تحت ترميم ميباشد. درسال 1383 بودجه انکشافي حاوي مبلغ 289.4 مليون دالر شامل 107 باب مرکز صحي تحت اعمار و 138 باب مرکزصحي تحت بازسازي و ترميم مدنظر گرفته شده بود . در عرصه دفاع و امنيت : مصارف مجموعي 18 پروژه وزارت دفاع ملي در سال 1384 بالغ بر 704.44 ميليون دالر پيش بيني گرديده بود که از آن جمله 44.5 ميليون دالر به مصرف رسيده است. - در مربوطات وزارت داخله طي سالهاي 1383 و 84 به تعداد 15 پروژه شامل بودجه انکشافي بوده که از جمله کار تخنيکي 13 پروژه تکميل و کاربالاي دوپروژه باقي مانده جريان دارد. مصارف آن در سال 1384 بالغ بر 93.25 ميليون دالر سنجش گرديده بود که از آن جمله مبلغ 3.4 ميليون دالر به مصرف رسيده است. - در چوکات پروگرام ثبات ملي کاراعمار 68 باب پوسته امنيتي به قيمت 155.8 ميليون افغاني در مسير شاهراه هاي کابل هرات و کابل تورخم آغاز گرديده است . - درپروگرام تحکيم ثبات ملی که در چوکات وزارت داخله پيش برده ميشود اعمار تعمير ولسوالی های ولايات در نظر بوده که در ظرف سه سال آينده اين پروگرام در سرتاسرکشور تکميل خواهد شد. - که مصارف مجموعی آن 1.32 ميليارد افغانی تخمين ميگردد. - درعرصه امنيت ملی در سال 1384 به ارزش (3.91) مليون دالر نيازمندي تثبيت گرديده است . دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان (ARDS): طوريکه در بالا اشاره شد دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان به حيث يک ارگان مربوط به بانک جهاني در تحت نظارت و اداره وزارت اقتصاد در دو بخش مشتمل بر مطالعات تخينکي تمام پروژه هاي وزارت خانه هاي سکتوري و تهيه وسايل و تدارکات اين پروژه ها فعال ميباشد. بودجه افغانستان جهت تمويل تمام فعاليت هاي انکشافي و قسمت اعظم معاشات ( بودجه عادي ) به کمک هاي خارجي متکي ميباشد. بيشتر از هشتاد در صد وجوه تمويلي جوامع تمويل کننده در چار سال اخير مستقيماً از طريق جوامع متذکره و متباقي 20 در صد آن از طريق دولت بمصرف رسيده است. وجوهي که از طريق دولت بمصرف ميرسد به صندوق امانت انکشافي افغانستان انتقال مي يابد که تحت مديريت بانک جهاني قرار دارد. براي سال 1384 ، بيشتر از يک هزار پروژه پلان گرديده که نقش دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان عبارت از انجام مطالعات قبلي ، مطالعات امکانات عملي و ترتيب اسناد پروژه ها ميباشد و يا به عباره ديگر وعده هاي جوامع کمک کننده را به تعهدات رسمي و تعهدات آنرا الي پرداخت پول از نظر تخنيکي پيگيري مينمايد. باآنکه کمکهاي بين المللي در عرصه خدمات بشري در سالهاي گذشته ادامه داشته است، بنابر اقتضاي شرايط و خواست مردم کشور، از يک ونيم سال بدين سو پروژه هاي زيربنائي نيز روي دست گرفته شده است که دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان در عرصه اخيرالذکر مؤظف به انجام امور تخنيکي پروژه هاي متذکره نيز بوده است. دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان براي نيل به مامول فوق مشاورين را به کار گماشته است تا در وزارت هاي مختلف جهت انجام امور تخنيکي پروژه ها توظيف گردد و بدين ترتيب زمينه تحقق پروژه ها از طريق اکمال امورات تخنيکي مساعد گردد. از آنجائيکه وجوه تمويلي از طريق مراجع بين المللي کمک کننده فراهم ميگردد، که بانک جهاني مديريت صندوق وجهي آنرا بدوش دارد، بناً لازم مي افتد تا تمام موضوعات تخنيکي پروژه ها طي مراحل و در مرحله بعدي تدارکات آن طبق معيارات بين المللي پروسه هاي رقابتي داوطلبي با درنظرداشت وصول بانک جهاني صورت گيرد. دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان جهت تحقق مرحله اخيرالذکر نيز مساعي جدي نموده که تدارکات پروژه هاي متذکره را در عرصه هاي سه گانه خدمات، اجناس و امور ساختماني انجام داده است. قابل يادآوري است که خوشبختانه قانون جديد تدارکات که طبق معيارات بين المللي ترتيب گرديده بود، توسط مقام رياست دولت جمهوري اسلامي افغانستان توشيح و نافذ گرديد. دررابطه به پروسه تدارکات خدمات، دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان براي تدارکات عمده و مهم کشور، با 85 شرکت بين المللي با مصرف 183 ميليون دالر امريکائي عقد قرارداد نموده است تا خدمات مشورتي آنها براي اکمال امور تخنيکي پروژه که رکن اصلي منظوري پروژه هارا تشکيل مينمايد. علاوتاً، آن اداره براي انجام امور تخنيکي پروژه ها ي کوچک با مشاورين انفرادي عقد قرارداد کوتاه مدت (دوهفته الي شش ماه ) نموده که در مجموع 57 مشاور براي وزارت هاي مختلفه با مصرف 5.5 ميليون دالر امريکائي توظيف گرديده است. قابل يادآوري ميدانيم که حتي المقدور سعي بعمل آمده تا در امتيازات و معاشات مشاورين فوق کاهش بعمل آيد که در نتيجه معاشات آنها به اندازه ثلث کاهش يافته است. علاوتاً تلاش نموده ايم تا مشاورين کشورهاي نزديک منطقه با معاشات کمتر استخدام گردند که در زمينه با کشورهاي هندوستان، سريلانکا و بنگله ديش الي الحال مذاکرات ادامه دارد. مشاورين فوق الذکر مسؤل اکمال امور پروژه بوده که طبق اصول جدي اداري بازسازي انکشافي افغانستان مکلف به انجام امور محوله و ارائه گذارشات متداوم به آن دفترميباشند. توظيف مشاورين به اساس تعداد وزارت هاي محترم نبوده، بلکه به اساس پروژه هاي فوق الذکر صورت ميگيرد. هريک از مشاورين به تاسي از لايحه وظايف خود مکلف به فراهم نمودند آموزش مسلکي به حداقل يک نفر کارمند همتاي افغاني خود ميباشند. تا بعداز اختتام دوره ماموريت مشاورين، ارتقاي ظرفيت هاي کاري کشور ما تأمين شده باشد. از جمله خدمات تخنيکي مشورتي که براي وزارت هاي مختلفه تدارک گرديده است، ميتوان از مثال هاي ذيل يادآور شد: در وزارت انرژي و آب ، مطالعه امکانات عملي شدن پروژه گمبيري، کوکچه، باغدره ، فراه رود، کيله گي، کجکي، تمديد لين انتقالي برق از شمال به کابل و امثالهم، در وزارت ترانسپورت ، مطالعه امکانات عملي شدن پروژه هاي خطوط پرواز ميدان هاي هوائي کشور، تجهيز و نصب وسايل رهنمائي طيارات احداث 10 ميدان هوائي در نقاط دور دست و روستائي کشور مدرنيزه و اعيار ساختن ميدان هوائي بين المللي کابل با معيارات بين المللي قابل ذکراند. در وزارت فوائد عامه، اعمار سرک حلقوي در خوريادآوريست. در وزارت معادن و صنايع ، مس عينک، فابريکه هاي سمنت غوري نمبر اول و دوم ، سمنت جبل السراج و هرات قابل ذکر اند. همچنان دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان در ترتيب ماستر پلان هاي وزارت هاي محترم اقدام نموده که منجمله ماستر پلان وزارت زراعت يک هفته قبل به اکمال رسيد. برعلاوه ، با وزارت زراعت در ترتيب و ايجاد ديتابيس احصائيه زراعتي کمک صورت گرفته است. علاوتاً دفترخدمات بازسازي و انکشافي افغانستان در تدارک اجناس و امور ساختماني نيز مشغول کار ميباشد. که از موارد ذيل به تفکيک وزارت هاي مربوط به گونه مثال تذکار صورت ميگيرد. تدارک اجناس و امور ساختماني بالترتيب به مصرف 40 ميليون و 273 ميليون دالر امريکائي صورت گرفته است. که اجناس با عقد 136 قرارداد و امور ساختماني به عقد 22 قرار داد از زمان روي کار آمدن حکومت جديد تا حال به پايه اکمال رسانيده شده اند: در وزارت صحت عامه ، تهيه ادويه و تجهيزات طبي شفاخانه ها دروزارت معارف، تهيه کتب درسي و تهيه ميز و چوکي صنوف مکاتب تدارک اجناس و مواد مورد نياز سفارت خانه هاي مربوط وزارت امور خارجه کشور نيز توسط دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان روي دست گرفته شده است. دروزارت انرژي و آب ، بازسازي بند برق نغلو، با عقد قرارداد آغاز يافته که الي شش ماه بعدي، خاتمه خواهد يافت بلاخره مجدداً عرض ميگردد که از انجائيکه حساب وجوه تمويلي تحت مديريت بانک جهاني قرار دارد، اصول اظهار نامه عدم اعتراض بانک جهاني براي تمام پروژه ها لازم ميباشد. که بايد امور تخنيکي و امور تهيه و تدارک آن طبق معيارات آن بانک صورت گيرد. دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان چنانچه فوقاً توضيح گرديد، در هردو مرحله امور تخنيکي و تدارکات با ادارات محترم دولتي همکاري مينمايد تا اينکه ظرفيت ادارات اخيرالذکر به حدکافي ارتقا يابد و نيازي به همکاري دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان وجود نباشد. در زمينه اخير، از وزارت احيأ و انکشاف دهات نامبرده ميتوانيم که امور تدارکاتي خود را بدون نياز و مساعدت دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان انجام ميدهد. البته راجع به صورت مصارف تمام پروژه های که ازطرف دفتر خدمات بازسازی وانکشافی افغانستان تهيه و مطالعه گرديده و آماده ساخته شده اند وزارت های مربوط سکتوری به نوبه خود معلومات مکمل ارائه خواهند فرمود. با وجود پيشرفت هاي که در بازسازي عرصه هاي مختلف صورت گرفته خلاهاي نيز موجود است . که مهم ترين آنها قرار ذيل اند : - قسمت اعظم کمک هاي کشور هاي کمک دهنده مستقيما ً توسط سازمانها و موسسات بين المللي استفاده شده ، بدون آنکه دولت افغانستان از جزئيات آن اگاهي دقيق داشته باشد. دولت افغانستان در حدود 22 فيصد کمک ها را مستقيماً استفاده نموده است. وهم به اولويت هاي تثبيت شده در زمينه وقع گذاشته نمي شود . از جانب ديگر مصارف اداري ، معاشات ، کرايه هاي منازل ، سفريه ها وساير مصارف اين سازمانها و موسسات بين المللي که از کمک هاي افغانستان تمويل ميشود بسيار زياد بوده که موثريت کمک ها را تقليل ميدهد. - نبود يک استراتيژي و پاليسي اقتصادي معقول که روابط و تاثيرات عرصه هاي مختلف را در نظر داشته و اولويت هاي اقتصاد ملي را دقيقا ً تثبيت نمايد نيز يکي از نواقص مهم بازسازي ميباشد. درين پاليسي بايد امکانات رشد و انکشاف اقتصاد ملي و سکتور هاي مختلف طور دقيق درنظر گرفته شود. گرچه فعلا ً در طرح پاليسي اقتصاد ملي کار در جريان است اما هنوز کار آن تکميل نشده است . - عدم موجوديت همکاري هاي لازم بين وزارت ها و ادارات مختلف کشور به انسجام فعاليت هاي عرصه هاي مختلف اصلا ً اهميت داده نشده است ، در حاليکه انسجام فعاليت هاي مختلف در تسريع پروسه رشد و انکشاف داراي اهميت زياد است. برای رفع اين نقيصه کابينه افغانستان تاسيس کميته های انکشافی ولايتی در چوکات تشکيلات فعلی وزارت اقتصاد تصويب نمود که وظيفه عمده آن ايجاد هم آهنگی و انسجام بين ولايت ها نماينده گی های وزارت خانه ها در ولايت ، انجوها ، موسسات بين المللی و PRT ها ميباشد تا از تداخلات و تکرارات کاری جلوگيری بعمل آيد. - وظايف بعضي ادارات طور دقيق تعريف نشده است تداخل وظيفوي بين بعضي ادارات هنوز هم موجود است . - اصلاحات اداري طور شايد و بايد فعاليت نمي نمايد. در تقرر پرسونل در اکثر ادارات دولتي هنوز هم روابط نظر به ضوابط حاکم است . - پروژه هاي بزرگ اقتصادي مانند اعمار بند و انهار واحداث پروژه هاي توليد برق که در رشد و انکشاف اقتصادي کشور اهميت حياتي دارد، در نظرگرفته نشده است . - در پهلوي پروژه هاي کوچک که در پروگرامهاي مختلف منجمله در برنامه همبستگي ملي بسطح قرأ درنظر گرفته شده ، بايد پروژه هاي بزرگ نيز در نظر گرفته شود. کشور ما داراي دشت هاي وسيع بوده و هم آب هاي فراوان در کشور ما موجود است بدون آنکه از آن استفاده شود . احداث بند و انهار و تحت زرع قراردادن اين دشت ها اساس رشد و انکشاف اقتصادي کشور ما است . در کشور ما که بيشتر از (85) فيصد مردم در زراعت اشتغال دارند ، در نيتجه احداث بند و انهار و توسعه ساحه زراعتي توليدات غير خالص ملي ، عايد سرانه و سطح استخدام ازدياد نموده که در نتيجه آن سطح زنده گي مردم ارتقا نموده و صادرات ما افزايش مي يابد . اين موضوع در کاهش فقر نيز اهميت زياد دارد. به همين ترتيب نبود انرژي کافي يکي از نواقص بزرگ ديگر است ، که از يکطرف مانع سرمايه گذاري هاي خصوصي در کشور گرديده و از جانب ديگر مانع ارتقا رقاهيت سطح زنده گي مردم گرديده است . ظرفيت توليدي فابريکات کنوني توليد برق بسيار ناچيز بوده و از جانب ديگر اين فابريکات عمدتا ً فرسايش شده است . مصرف انرژي بسطح بين المللي يکي از محرک ها و شاخص هاي مهم پيشرفت و انکشاف اقتصادي است . با مشوره با کشور هاي کمک دهنده و سازمانها و موسسات بين المللي بايد دولت افغانستان در زمينه توجه جدي نمايد، در غير آن انکشاف اقتصادي کشور به مشکلات زيادي روبرو و خواهد بود

به نقل از سايت مطالعات افغانستان

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

1 - چشم انداز اقتصادی

2 - سرمایه گذاری در افغانستان

3 - دریافت مجوزهای دولتی

4 - نحوه اعلام مناقصات

5 - قوانین و مقررات اقتصادی و بازرگانی کشور افغانستان

6 - دستورالعمل استفاده از اعتبارات صندوق ضمانت صادرات

7 -  اطلاعات عمومی مفید برای سفر به افغانستان

8 - بانکهای فعال درافغانستان

1 - چشم انداز اقتصادی:

افغانستان یکی از فقیرترین کشورها بوده و نیازمند بازسازی اقتصادی است که بطور گسترده ای بر اثر جنگ نابود شده است و هم اکنون بیش از %90 نیازهایش را از خارج تامین می کند . با وجود این ، افغانستان درطی 2 سال گذشته در جبهه اقتصادی به پیشرفتهای قابل ملاحظه ای دست یافته است نظیر :

- نرخ رشد %20 در سال 2003- 2002 و %16 درسال 2004- 2003 .

- حفظ ثبات در اقتصاد کلان با نرخ تورم کمتر از %10 .

- معرفی موفقیت آمیز پول ملی (( افغانی )) که در حال حاضر به پولی قابل اعتماد و با ثبات تبدیل شده است ، از دلایل عمده این موفقیت ، استمرار حمایت جامعه جهانی در ابعاد مختلف از این کشور می باشد .

- طبق گزارش صندوق بین المللی پول ، نرخ GDP حدود 4/4 میلیارد دلار تخمین زده می شود و نرخ GDP سرانه 250 دلار در سال است .

- وزارت مالیه افغانستان تلاش زیادی را برای بهبود و تسهیل سیستم جمع آوری مالیات در سطح کشور و جلوگیری از تصرف غیرقانونی توسط فرماندهان مسلح محلی انجام داده شده است

 

2- سرمایه گذاری در افغانستان

 الف ) فرصتهای کوتاه مدت:

- خدمات کشاورزی ،ساختمانی و مهندسی .

- مواد و مصالح ساختمانی .

- رایانه ، ادوات نرم افزاری و سخت افزاری ، تجهیزات و خدمات جانبی ( به زبان دری و فارسی ) .

- تجهیزات و خدمات مخابراتی .

- ژنراتورهای مولد برق .

- خدمات آموزشی و تربیتی .

- انواع و اقسام کالاهای مصرفی .

- ماشین آلات سنگین شامل کامیون ، تریلر ، اتوبوس ، گریدر ، بلدوزر ، دامپر ، مخلوط کن و سایر دستگاههای مشابه .

- تجهیزات امنیتی و حفاظتی .

- لوازم و مبلمان اداری .

- خدمات ترجمه شامل ترجمه همزمان ، سالنها و تجهیزات لازم .

ب) فرصتهای میان مدت :

- سیستمهای برق الکتریکی .

- تجهیزات و ماشین آلات مربوط به معادن و مخازن نفت و گاز و خدمات مهندسی مربوط به اکتشاف و تولید .

- طرحهای آبیاری و فناوری آن .

- ماشین آلات و تجهیزات مربوط به صنایع غذایی و دستگاههای بسته بندی خشکبار

- فرودگاه و تجهیزات فرودگاهی .

ج ) موسسه حمایت از سرمایه گذاری در افغانستان – آیسا ( AISA ) :

- آژانس حمایت ازسرمایه گذاری در افغانستان موسوم به آیسا (AISA ) خدماتی را از جمله ثبت و صدور مجوزهای سرمایه گذاری ، نحوه جمع آوری و نوع مدارک لازم ، پاسخ به سوالات درخواست کنندگان به منظور تسریع ، اقدام به سرمایه گذاری و کاهش موانع متعدد اداری ، ارائه می دهد و متقاضیان می توانند اطلاعات مورد نظر خود را در بخشهای مختلف ، در زمان کوتاهی کسب نمایند .

موسسه آیسا متقاضیان را طی مراحل ذیل کمک خواهد نمود :

- تکمیل فرم تقاضای سرمایه گذاری و فرم شماره شناسایی مالیاتی .

- ثبت فرم سرمایه گذاری در دفتر مخصوص و رایانه ای نمودن اطلاعات .

- راهنمایی لازم در مورد طرح تجاری .

- بررسی مدارک سرمایه گذاری برای اطمینان از قرار داشتن آن در چارچوب مقررات .

- ثبت مدارک سرمایه گذاری در دادگاه تجاری و اعلام جزئیات و نوع تجارت سرمایه گذار در یک روزنامه کثیرالانتشار افغان .- هزینه دریافت مجوز و صدور مجوز سرمایه گذاری .

این موسسه دولتی که به شکل یک موسسه خصوصی اداره می شود ، با حمایت و کمک مالی دولت آلمان ایجاد شده ، برای سهولت کار سرمایه گذاران ، خدمات ویژه ای ارائه می کند . بنابر اعلام موسسه مذکور از تاریخ 1/9/1382 تا 30/10/1383 تعداد 2631 شرکت سرمایه گذار داخلی و خارجی با سرمایه اولیه 645/038/230/1 دلار به ثبت رسیده است که از این تعداد 1209 شرکت با سرمایه 544/743/510 دلار در بخش ساختمان و 911 شرکت با سرمایه 221/201/275 دلار در بخش صنعت و 106 شرکت با سرمایه 690/991/62 دلار در بخش کشاورزی و 405 شرکت با سرمایه 190/102/381 دلار نیز در بخش خدمات به فعالیت اشتغال دارند ، جمهوری اسلامی ایران با توجه به تعداد شرکت فعال و میزان سرمایه اولیه ثبت شده در بین 5 کشور اول ( ایران ، چین ، ترکیه ، آمریکا و پاکستان ) قرار دارد .

      جهت دریافت اطلاعات تکمیلی روی آدرس زیر کلیک کنید

   شرايط و نوع همكاري سازمان حمايت ازسرمايه گزاري درافغانستان (آيسا)

 

3- دریافت مجوزهای دولتی

تجار خارجی که علاقمند به کار در افغانستان می باشند ، می توانند با مراجعه به اداره صدور جوازنامه تجاری در وزارت و با ارائه مدارک لازم از جمله گواهی عدم سوء پیشینه ، نامه بانک ایرانی دال بر اعتبار صاحب حساب ( ممهور به مهر اداره سجلات و احوال شخصیه وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و اعلام سرمایه اولیه حداقل یکصدهزار دلار ، درخواست جوازنامه تجاری نمایند .

هزینه های اخذ مجوز که تا کنون توسط متقاضیان ایرانی با سرمایه 100 هزار دلار پرداخت شده است ، به این شرح می باشد :- واریز 1400 دلار به حساب وزارت تجارت( یکدرصد حق الثبت و 400 دلارهزینه جواز )

- واریز مبلغ 000/50 افغانی ( حدود 1000 دلار ) به حساب مستوفیت کابل .

- واریز 850/1 افغانی به حساب وزارت تجارت شامل ( 1000 افغانی حق الامتیاز ، 200 فتوکپی ، حق المهر 250 ، پروفورم 400 افغانی ) .

- پرداخت 100 دلار به محکمه تجاری .

- انتشار در روزنامه رسمی 700 افغانی  .

بر اساس اعلام وزارت تجارت ، تا کنون بالغ بر 10000 جوازنامه تجاری صادر گردیده است .

 

4- نحوه اعلام مناقصات :

در حال حاضر دو موسسه (( دفتر خدمات بازسازی و توسعه ای افغانستان ARDS )) و (( دفتر مشاوره ای سازمان ملل متحد یا UNOPS )) مسئولیت برنامه ریزی و اعلام مناقصاتی که منابع مالی آنها از سوی موسسات بین المللی از جمله بانک جهانی و بانک توسعه آسیایی تامین می گردد را بر عهده دارند .

شرکتهای خارجی ( از جمله ایرانی ) با ثبت در این موسسه ( سایتهای ذیل ) می توانند به موقع از نحوه مشارکت در این مناقصات و اخذ اسناد مربوطه اطلاع حاصل نمایند :

http://www.devbusiness.com

http://www.developmentgateway.org

 

5- قوانین و مقررات اقتصادی و بازرگانی کشور افغانستان :

- (( قانون سرمایه گذاری داخلی و خارجی در افغانستان )) در حال حاضر نیازمند استفاده از استانداردهای بین المللی در امورحسابداری ، انتقال سرمایه و حل اختلافات می باشد . سرمایه گذاری در افغانستان ( بجز زمین ) می تواند %100 خارجی بوده و سرمایه گذاران خارجی نیازی به داشتن یک شریک افغان برای تضمین سرمایه خود یا حصول امنیت ندارند .

- قوانین و مقررات تجارت افغانستان تحت عنوان اصولنامه تجارت ، مربوط به سال 1334 خورشیدی است ، در حال حاضر کار به طور گسترده بر روی تدوین قوانین تجاری و بازرگانی شامل امور گمرک ، مالیلت ، قوانین مدنی و سایر زمینه هایی که بر روی تجارت تاثیرگذارند ، با مشارکت کشورهای کمک کننده ، ادامه دارد .

این امیدواری وجود دارد که کار کمیسیون قضایی و سایر ارکان قضایی و مشورتی که در طراحی مجموعه قوانین جدید افغانستان شرکت دارند ، بتواند در ایجاد زیربنای قانون تجارت کمک نماید .

 بنابراین داشتن اطلاعات قوی محلی ، شناخت بازیگران قدرتمند حاضر ، روابط آنها با دولت و اطراف و اکناف کشور و توانایی آنها در انجام معاملات تجاری ، بخش مهمی از هنر توسعه تجاری در افغانستان می باشد

اطلاعات بيشتر:

مقررات چگونگي اخذ كارت بازرگاني براي اتباع خارجي

قانون سرمايه گذاري خصوصي داخلي و خارجي افغانستان

فرم ثبت نام شركتهاي خارجي

 

6 - دستورالعمل استفاده از اعتبارات صندوق ضمانت صادرات :

الف )اعتبارات صادراتی :

به منظور فراهم آوردن امکان استفاده صادرکنندگان محترم از خطوط اعتبار خریدار اعطایی از سوی بانکهای ایرانی و بانکهای مورد قبول صندوق ضمانت صادرات ایران در کشور افغانستان که با هدف تسهیل و گسترش حضور فعال صادرکنندگان ایرانی در بازار کشور افغانستان صورت می پذیرد ، صندوق ضمانت صادرات ایران آمادگی خواهد داشت ریسک عدم بازپرداخت اعتبارات اعطایی از سوی بانکهای ایرانی به خریداران کشور افغانستان را تضمین نماید .

 ب ) تسهیلات سرمایه گذاری :

صندوق ضمانت صادرات ایران به منظور حمایت از سرمایه گذاران ایرانی در کشور افغانستان ، سرمایه گذاریهایی را که از طریق سیستم بانکی تامین مالی می گردند  بیمه می نماید .

جهت کسب اطلاعات تکمیلی می توانید به وب سایت صندوق ضمانت صادرات ایران مراجعه نمایید

 

7- اطلاعات عمومی مفید برای سفر به افغانستان :

 - پول رسمی کشور ، افغانی است. پس از تغییر افغانی قدیم در سال 2003 و حذف 3 صفر از آخر اسکناسها این پول با حمایت بین المللی ، توسط کشور آلمان به چاپ رسید و اسکناسهای قدیمی و فرسوده تعویض شده و از درجه اعتبار خارج گردید . این پول حالت نسبتا با ثباتی پیدا کرده است و بانک مرکزی تلاش می نماید تا با فروش دلار به صورت مقطعی به آن ثبات بیشتری ببخشد .

- در حال حاضر نرخ تسعیر آن به ازای هر دلار 49 افغانی است و افغانی در کل کشور قابل تبدیل بوده و سایر ارزها مانند روپیه پاکستان ( کلدار ) در معاملات روزمره استفاده می شود .

- هم اکنون تعدادبیش از 12000 دستگاه تلفن در کابل موجود بوده و دو سیستم موبایل با نامهای افغان بیسیم و روشن مشغول فعالیت هستند . اخیرا دولت این کشور قصد دارد تا مجوزهای جدید برای فعالیت سیستمهای موبایل صادر نماید .

بخش موبایل در افغانستان به سرعت روبه رشد است و هر دو شرکت ضمن تعقیب طرحهای توسعه ای خود ، ظرفیت اینترنتی خود را افزایش داده اند .

در حال حاضر خدمات رومینگ با افغانستان فعال بوده و ارتباط تلفنی از طریق مخابرات ، بین ایران و افغانستان وجود دارد .

- حمل و نقل هوایی به کابل معمولا از طریق خطوط هوایی آریانا ، آسمان ، کام ایر ، PIA پاکستان و خدمات هوایی بشردوستانه سازمان ملل  انجام می شود .

- در افغانستان در هفته 5/5 روز کار می کنند ، پنج شنبه عصر و جمعه تعطیل است . روزهای شنبه و یکشنبه روزهای تجاری محسوب می شوند .

- خدمات پستی توسط پستهای FEDEX ,DHL,TNT انجام می گیرد

 

8 - بانکهای فعال درافغانستان :

 - بانک ملی افغان : آدرس : کابل – چهارراه پشتونستان – خیابان ابن سینا

- پشتنی تجارت بانک : آدرس : کابل – خیابان محمد جان خان – پشت وزارت مخابرات

- بانک توسعه صادرات : آدرس : کابل – پل باغ عمومی – بازار تیمور شاهی  کنار سینما تیمور شاهی

- بانک بین المللی افغانستان : آدرس : کابل – مینه – پشت دبیرستان جاده امانی – شماره 1608

- کابل بانک : آدرس : کابل شهرنو – چهارراه ترابوزخان – ساختمان سابق سفارت پاکستان – جنب رستوران چینی

- آرین بانک ایران : آدرس : کابل – وزیر اکبرخان – خیابان 13

- استاندارد چارتر : آدرس : کابل – وزیر اکبرخان – خیابان 10 – شماره 3

- نشنال بانک پاکستان : آدرس : کابل – وزیر اکبرخان – خیابان 10

- حبیب بانک پاکستان : آدرس : کابل – شهرنو – چهارراه حاجی یعقوب

- پنجاب نشنال بانک هندوستان : آدرس : کابل مینه – وزیر اکبرخان – خیابان 13 – شماره 6

قانون تجارت (باب اول و دوم)

قانون تجارت  باب سوم

قانون تجارت باب چهارم

نوشته شده توسط   | لینک ثابت

افغانستان

افغانستان بصورت رسمی وبه عنوان نام یک کشور اسم تازه ای میباشد که به بخشی مهمی از سرزمین آریانای کهن وخراسان بعد از اسلام در حدود دو وسه قرن اخیر نهاده شده است. هرچند که قبل بر آن واژه ی افغان نه به سرزمین وکشور مستقل، بلکه به برخی عشایر وقبایل پشتون یکی ازاقوام کهن آریایی وقدیم خراسان زمین اطلاق می شد. اما بعداً خاصتاً پس از فروپاشی وتجزیۀ کشور وسیع خراسان یا همان آریانای کهن ودردورۀ سلطنت شاهان ابدالی کلمۀ افغان نخست از قبیله ی خاص پشتون به قبایل مختلف قوم پشتون وسپس به اقوام مختلف ساکن در محدودۀ کشورما نهاده شد. به قول میرغلام محمد غبار مؤرخ شهیر کشور:« بالآخره اسم افغان وافغانستان بمیان آمده وبه مرور قرون ازقبیله به قبایل وطوایف انتقال وبه تدریج ازنشیب های جبال سلیمان به تمام صفحات جنوب هندو کش تا دریای سند منتقل ودرنهایت به تمام ملت ومملکت خراسان قرون وسطی اطلاق گردید وامروز جانشین آریانای قدیم به شمار میرود. » (13)

البته واژۀ افغان بسیار قدیم ترازاسم افغانستان که بعد از پادشاهی احمدشاه ابدالی وبه خصوص در دوران زمام داری بازماندگان او جانشین نام خراسان واسم رسمی مملکت ما شد وجود داشته است. عبدالحی حبیبی مؤرخ معاصر کشورکاربرد تاریخی واژه ی افغان را یک هزار وهفتصد سال قبل وانمود میدارد. (14)

اینکه کلمۀ افغان در اصل وریشه ی خود اززبان پشتو گرفته شده یا فارسی دری چندان روشن نیست. درحالیکه درمتون قدیم عربی وفارسی دری، افغان به قبیله ویاقبایل پشتون ساکن درمناطق جنوب وشرق کشور منسوب شده است اما درمورد پشتو بودن واژۀ افغان شک وتردید وجود دارد. درحواشی وتعلیقات فرید بیژند به کتاب جغرافیای تاریخی افغانستان تاًلیف میرغلام محمد غبار کلمۀ افغان ازکلمه های کهن دری خوانده می شود. درنوشته مذکور می آید: «درزمان کوشانیان، درسده های نخستین میلادی بود که درسرزمین پشتونان وهمسایگان، کیش بودایی گسترش پیدا کرد وجای کیش زردشتی را گرفت وازاین راه میان مردمان ایران(آریانا) وجه جدایی وشکاف مذهبی پدید آمد. تیره ای از کیش زردشتی روی میگرداند وازهم کیشان وهم نژادان خود جدا میگردد وچون درمنطقه ای که میزست، پیروان کیش زردشتی بسیار بودند، به منطقه دیگر که همباوران تازه را دربرداشت روی می آورد. وهمین باعث میگردد که درنظر بقیه زردشتی کیشان که همانا اشکانیان وساسانیان باشد "اوغان" خوانده شود.( جعفری، ص 1265) » (15)

مؤلف انگلیسی کتاب افغانان یا گزارش سلطنت کابل جنرال مونت استوارت الفنستون نیز احتمال میدهد که واژۀ افغان ا زبان فارسی گرفته شده باشد. او می نویسد: « درمورد اصل نام " افغان" که اکنون بصورت عام بر آن ملت اطلاق می شود، اطلاعات دقیق ومشخصی دردرست نیست وشاید که نام جدید باشد. این نام را آنان از طریق زبان فارسی گرفته اند. » ( 16 )

برغم آنکه واژۀ افغان برگرفته از زبان پشتو باشد یانه، این اسم از نخستین زمان کاربرد آن به قبیله ویا قبایل پشتون که درآغازعمدتاً دروادی رود سند ونواحی کوه های سلیمان میزیستند اطلاق میگردید. وقبل از آنکه افغانستان به عنوان نام کل کشور رسمیت وشهرت یابد وجانشین اسم خراسان شود، کلمۀ افغان دراسناد وتالیفات مؤ رخین وجغرافیه نگاران تنها معّرف قوم پشتون ومناطقی درجنوب وشرق کشور بنام افغانستان مبین محل ومنطقه سکونت پشتونها بود. مرحوم عبدالحی حبیبی نویسنده ومؤرخ افغان درتحقیقات وتتبعات خود این امر را روشن میدارد:« اما دربارۀ کلمۀ افغانستان هم میتوان گفت که این نام محدثی نیست که درعصر احمدشاه ابدالی خلق کرده باشند، بلکه قرن ها قبل از او یعنی هفتصد سال پیش ازاین موجود ومستعمل بود وما درتاریخ هرات سیفی هروی تالیف( حدود 721 هجری) می بینیم که وی همین سرزمین های شرقی افغانستان را تا مجاری سند بنام افغانستان می خواند وازاین بر می آید: درزمانیکه هرات پایتخت آل کرت بود ومملکت بعد از سپری شدن دوره های وحدت سیاسی غزنویان وغوریان بسبب تجاوز چنگیزیان بسوی تجزیه و ویرانی میرفت نام افغانستان درآنوقت هم رواج داشت ولی نه با وسعتی که درزمان امپراتوری احمد شاهی کسب کرده بود. درزمان تیموریان هرات مولانا کمال الدین عبدالرزاق ثمرقندی هروی که در سنه 816 هجری درهرات بدنیا آمده ویکی از دانشمندان ومؤرخان ورجال قضاء وسیاست دربار هرات بود تاریخ مطلع سعدین ومجمع بحرین خودرا درسنه (857 هجری) نوشت وی نیز دراین کتاب افغانستان را با همان وسعت جغرافی که سیفی میشناخت مکراَ مذکور میدارد که جزوی از مملکت وسیع تیموریان هرات بنام خراسان بود که معین الدین اسفزاری هم در روضات الجنات افغانستان را مکراُ ذکر میکند. » ( 17 )

مرحوم میرمحمد صدیق فرهنگ مؤرخ دیگر کشور نیز به معنی واحد ویکسان هردو واژه ی پشتون وافغان تأکید میکند: «هنگامیکه زبان پشتو به مرحلۀ خط وکتابت رسیده است کلمات افغان وپشتون درآثار نویسندگان وشاعران این قوم با مفهوم واحد به جای یکدیگر استعمال شده اند. بنا براین بطور کلی واجمالی میتوان گفت که خود پشتونها ترجیحاً خود را پشتون گفته اند، درحالیکه فارسی زبانان آنان را افغان وهندیان، پتهان نامیده اند وهرسه کلمه از سدۀ شانزدهم به بعد در کتابت راه یافته ودرمعنی واحد بکار رفته است.» ( 18 )

رویهمرفته نام افغانستان پس از پادشاهی احمد شاه ابدالی به تدریج جانشین اسم خراسان شد نه دردوران پادشاهی او. دردورۀ سلطنت وزمام داری احمد شاه درانی که امپراتوری وسیعی را تشکیل داد وبنیانگذار افغانستان نوین وسرسلسلۀ شاهان وحاکمان پشتون محسوب می شود نام مملکت بصورت رسمی نه افغانستان بلکه خراسان خوانده می شد. تغیرنام کشورازخراسان به افغانستان دریک مراسم رسمی دولتی، یا دریک گردهمآیی ومجلس بزرگ مردم بنام" لویه جرگه" وچیزدیگر ویا دریک همه پرسی ونظرخواهی عمومی ویا رفرندم عملی نگردید. احمدشاه ابدالی بنیانگذاردولت معاصرافغانستان نیزخودرا پادشاه خراسان می خواند. درحالیکه برخی به اشتباه فکرمیکنند نام افغانستان بگونۀ رسمی ازسوی اوبرگزیده شده است. جانشینان اوتا شاه شجاع نیزخودرا پادشاه خراسان می خواندند. اولین بار درمکاتبات ومعاهدات رسمی با دولت های خارجی واژۀ افغانستان را لارد اکلند انگلیسی، وایسرای شبه قارۀ هند درنامۀ خود عنوانی شاه شجاع پادشاه وقت در آگست 1838( جمادلاول 1204) بکار برد. وحتی جنرال استورات الفنستون که در راًس هیئتی بریتانیا دراکتوبر 1808 بدربار شاه شجاع میرود وبعداً کتاب افغانان یا سلطنت کابل را نوشت نام رسمی کل کشور مارا خراسان میگوید. او می نویسد: « نامی که توسط ساکنان سرزمین برتمام کشور اطلاق می شود خراسان است اما واضح است که به کار بردن این نام درست نیست؛ ازیکسو تمام سرزمین افغانان درمحدودۀ خراسان داخل نیست واز سوی دیگر دربخش مهم آن ایالت، افغانان ساکن نیستند. » ( 19 )

اینکه الفنستون کاربرد نام خراسان را به قول خودش به این دلیل که دربخش مهمی آن افغانان ساکن نیستند نادرست میداند از سیاست های انگریزی استعماری آن دوران بریتانیا ناشی می شود. همان سیاست ایجاد تفرقه بنام قومیت ها وجلوگیری از رشد وایجاد ملت - دولت درافغانستان ودربسیاری از سرزمین های تحت اشغال واستعمار. وگرنه الفنستون به خوبی میداند که نام خراسان درطول قرون متمادی نام رسمی سرزمین وکشوری بود که افغانستان کنونی بخش عمدۀ آن را تشکیل میداد ودرآن کشور به قول الفنستون افغانان که منظوراو پشتون ها است ساکنان قدیمی خراسان بودند وازکهن ترین اقوام آریایی محسوب می شدند. بیان حدود وقلمرو کشور خراسان درمنابع مختلف محققین، مؤرخین وجغرافیا نگاران دنیا هیچ نقطه ی ابهامی دراین مورد باقی نمیگذارد. عبدالحی حبیبی مؤرخ کشور می نویسد: « درسنۀ 733 ق هنگامیکه ابن بطوطه جهانگرد عربی ازاین جا بسوی هند ازدریای سند گذشت( محرم 734 ق) وی تمام این سرزمین را به شمول ترمذ وسرخس وهرات تا سلسله کوه هندوکش وسلیمان ودره هایی که از کابل وغزنی بسوی کنار های سند گذشته خراسان می نامد. این تسمیه وقتی خوبتر تحقق میابد که شاهرخ پسر امیر تیمور هرات را مرکز خراسان وپایتخت خود میگرداند وحدود مملکت او ازدریای سند تا حدود پارس میرسد... .

درسنه 922 ق بابر ازکابل بردهلی تاخت چون آن شهر را گرفت جمالی دهلوی درمدحش گفت:

ازخراسان چون به هندوستان شدی آمد ترا

بخت و دولت دریمین فتح ونصرت دریسار

دراین وقت نزد جمالی دهلوی تمام کابلستان تا دریای سند خراسان بود. » ( 20 )

همچنان همانگونه که دربالا گفته شد شاهان پشتون درانی تا دورۀ شاه شجاع خودرا شاهان خراسان می خواندند. وحتی مردم عام قوم پشتون، عشایروقبایل مختلف پشتون درولایات جنوب وشرق دردو سه قرن اخیرهم حین سفرتا شبه قارۀ هند خودرا ازکشور خراسان می نامیدند. به قول مرحوم عبدالحی حبیبی:« مردم افغانستان مخصوصاً پشتوزبانان کوچی وقتیکه ازمساکن خود درولایات ننگرهار وپختیا(پکتیا) وغزنی وقندهاردرزمستان بسوی شرق حرکت می کنند ودرآنجا ازسرزمین های کوهستانی خود به مراتع تاریخی قدیم دروادیهای دریای سند پای می نهند چون مردم بومی از وطن اصلی شان بپرسند گویند ازخراسان آمدیم ودروادی پیشین بین هند وباغ وقلعۀ سیف الله تا کنون جایی بنام خراسان کاکرنا میده می شود که وسعت شرقی این نام را می رساند.»(21)

کشورافغانستان حتی درزمانیکه ازخراسان به این نام تغیریافت هرچند نه به وسعت آریانا وخراسان زمین اما بیشترازمحدوده ای بودکه افغانستان امروزرا تشکیل میدهد. آخرین تجزیه وجدایی بخش های این کشورپس ازورود وسلطۀ استعماری انگلیس ها به شبه قارۀ هند بود که خط دیورند توسط آنها بروی مرزهای شرقی وجنوبی کشیده شد. آنچه که درپیامد تجزیه وجدایی بخش های مختلف کشور درتمام دوره های آریانا، خراسان وافغانستان معاصر عرض اندام کرد، ایجاد کشورغیرطبیعی با تفاوتهای قومی، زبانی وحتی نژادی بود. ایجاد کشوری متشکل ازاقلیت های قومی وتباری. چون بخش بزرگ وبدنه های اصلی اقوام دربیرون ازافغانستان کنونی درهمان قلمروآریانای کهن وخراسان قدیم با نام وعنوان متغیرباقی ماندند. این وضعیت وموقعیت به عنوان یکی ازعوامل نامساعد وحتی بازدارنده درایجاد وگسترش هویت واحد ملی تبارزکرد. سیاست تنگنظرانه وغیرملی حاکمیت ها، ناهمگرایی وناکارآیی عوامل گفته شده را هنوزنامساعد تروناکارآمدترساخت وبرمیزان بازدارندگی آن افزود. مسلماٌ تداوم چنین سیاستی ازسوی قدرت وحاکمیت سیاسی درهرهیئت وهویتی چیزی بیشترازچرخش دورانی باطل وزجرآورنیست. واقع گرایی ونگرش عقلایی درتفکرات سیاسی واجتماعی درهردومیدان نظری وعملی یگانه راه بیرون رفت ازاین واماندگی ودرجازدگی محسوب می شود. ما درزمان امروزقرارداریم ومسیر حرکت ما نه پشت به فردا ورو به گذشته بلکه پشت به گذشته و رو به فردا است. رفتن به گذشتۀ آریانا وخراسان واحیای مجدد آن هرچند که افتخارآفرین وشکوهمند باشد چیزی بیشترازیک فکر واندیشۀ احساسی وعاطفی متناقض با واقعیت های کنونی نیست. امروز نام کشورما افغانستان است. باوجودیکه افغانستان در آغاز به محل مورد سکونت قوم پشتون یکی از اقوام کهن سرزمین وکشورخراسان اطلاق می شد وافغان به عنوان واژه ی مترادف پشتون مورد استعمال بود، اما اکنون افغانستان نام کشورمستقل و واحدیست که درآن اقوام مختلف به شمول پشتونها زندگی می کنند. افغان نیز برخلاف گذشته ازلحاظ قانونی، حقوقی وعملی تنها معّرف پشتون ومترادف کلمۀ پشتون نیست بلکه باشندگان این سرزمین منسوب به اقوام مختلف را شامل می شود. هرچند سیاست تبعیض آمیزوغیرملی برخی ازشاهان وزمام داران پشتون از شکل گیری ملت واحدی بنام وهویت افغان که همه اقوام خودرا دراین هویت ببینند جلوگیری کرد. اما این از وجایب دولت افغانستان وهمه روشننفکران وسیاستمداران کشور است که در شکل گیری هویت واحد ملی ووحدت ملی گام بردارند. اینکه هویت ملی چگونه شکل می گیرد؟ وحدت ملی چگونه تأمین می شود؟ دولت ملی چه دولتی را می توان گفت ووظیفۀ آن درقبال روند وجریان تشکیل ملت وتأمین وحدت ملی چیست به بحث وبررسی جداگانه وبیشتری نیازدارد که درمقالۀ دیگری به آن پرداخته خواهد شد.
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

دانستنیهای افغانستان Tue 25 Mar 2008 11:42 PM
نام عرفی: افغانستان
نام رسمی: جمهوری اسلامی افغانستان
نام بین المللی: AFGHANISTAN
دین رسمی: دین مقدس اسلام
زبان رسمی: زبان پشتو و دری (فارسی)
زبانهای رایج: پشتو ، فارسی، ازبیکی، ترکمنی ، نورستانی ، بلوچی ، پشه ای و ...
موقعیت سیاسی: جنوب آسیا ، شرق ایران ، شمال و غرب پاکستان
موقعیت جغرافیایی: 33 درجه شمالی، 65 درجه شرقی
مساحت: 647500 کیلومتر مربع
طول مرزهای مشترک با کشورهای همسایه: پاکستان 2430 ، ایران 936 ، تاجیکستان 1026 ، ترکمنستان 744 ، ازبکستان 137 ، چین 76 کیلومتر .
آب و هوا: خشک و تقریبا کم آب ، دارای تابستان گرم و زمستان سرد .
ساختمان ارضی : عمدتا کوهستانی و دارای دشتهایی هموار در شمال و جنوبغربی .
ارتفاع از سطح دریا : مرتفع ترین نقطه : (نوشاخ 7485 متر) پست ترین نقطه (آمودریا 258 متر)
منابع طبیعی : گاز طبیعی ، نفت ، آهن ، ذغال ، مس ، کرومیت ، طلق ، باریت ، گوگرد، سرب ،روی ، نمک ، سنگ های قیمتی و زینتی .
زمین های قابل کشت : 78541.75 کیلومتر مربع
زمین آبی : 23860 کیلومتر مربع
محیط زیست : فقدان آب آشامیدنی تصفیه شده کافی ، قطع درختان جنگلی ، فرسایش خاک و استفاده از سلاحهای سنگین و استعمال مواد انفجاری فراوان در جنگ های چند ساله ، استفاده بی رویه از وسایل نقلیه و ماشین آلات در شهرها، به شدت محیط زیست را آلوده ساخته است .
جمعیت : 29928987 نفر
ساختار سنی : (0-14 سال 44.7%) (مرد 6842857)(زن 6524485 )
(15-64 سال 52.9%) (مرد 8124077) (زن 7713603)
(65 سال به بالا 2.4%) (مرد 353193 ) (زن 370772)
رشد جمعیت : 4.77%
میزان زاد و ولد : 47.02 در هر هزار نفر
میزان مرگ و میر: 20.75 در هر هزا ر نفر
میزان مهاجرت : 21.43 د رهر هزار نفر
نسبت جنسیت :
هنگام تولد : 1.05 مرد / زن
زیر 15 سال: 1.05 مرد / زن
15-64 سال: 1.05 مرد / زن
65 سال به بالا: 0.95 مرد / زن
جمع کل : 1.05 مرد / زن
میزان مرگ و میر در هنگام تولد :
جمع کل : 163.07 مرگ در هر هزار تولد زنده
مرد : 167.79 مرگ در هر هزار تولد زنده
زن : 158.12 مرگ در هر هزار تولد زنده
امید به زندگی : کل جمعیت : 42.9 سال ، مردها : 42.71 سال زن ها : 43.1 سال
امراض عمده مسری : از طریق خوراک و آب : میکروبی و اسهال خونی ،هپاتیت A ، تیفوئید .
امراض مبتلابه : مالاریا
میزان سواد کلی : 36% ، از مجموع 51% مرد و 21% زن (1999)
مهاجران بازگشته :از چهار میلیون مهاجرتاخزان(1384) 2.3 میلیون بازگشته اند .
تقسیمات اداری : سی و چهار ولایت
استقلال : 19 اگست 1919
تسوید قانون اساسی 14 دسامبر 2003 تا 4 جنوری 2004 . امضا 16 جنوری 2004
سن قانونی : 18 سال
نرخ رشد اقتصادی : 8 %
درآمد سرانه : 200 دلار
ترکیب اقتصادی : کشاورزی 38% ، صنعت 24% ، خدمات 38% ( به جز درآمد مواد مخدر )
نیروی کار : 15 میلیون نفر
افراد بیکار : 40%
درصد شغل ها : کشاورزی 80% ، صنعت 10% ، خدمات 10%
جمعیت زیر خط فقر : 53% (سال 2003)
نرخ تورم مواد مصرفی : 16.3 % (2005)
بودجه : (2004-2005) 830 میلیون دالر امریکایی .
عواید: 269 میلیون دلار
هزینه ها: 561 میلیون دالر
محصولات: گندم ، میوه ها ، خشکبار ، پشم ، گوشت و پوست گوسفند ، پوست قره قل
صادرات: بر اساس آمار ارائه شده از سوی وزارت اقتصاد صادرات افغانستان در سال جاری به حدود 500 میلیون دالر رسیده است.
واردات: واردات افغانستان در سال جاری (1384) حدود 2/2 میلیارد دالر تخمین شده است.
عواید خالص در سال 1384 از ناحیه تجارت : حدود 637 میلیون افغانی بوده است.
درآمد ناشی از مواد مخدر در سال 1384: 2/2 میلیارد دالر
صنعت: به مقدار کم، پارچه – صابون – مبلمان – کفش – کود شیمیایی – سیمان – قالی دست باف – گاز طبیعی – ذغال سنگ – مس
تولیدات برق: 905 میلیون کیلو وات ساعت (2003)
مصرف برق: 1042 میلیارد کیلووات ساعت (2003)
واردات برق: 200 میلیون کیلو وات ساعت
تولیدات گاز طبیعی: 220 میلیون متر مکعب (2001)
مصرف نفت : 5000 بشکه در روز
ذخیره ثبت شده گاز : 49.98 میلیارد متر مکعب (1 جنوری 2002)
شرکای صادراتی : پاکستان 24% ، هند وستان 21.3% ، امریکا 12.4% ، آلمان 5.5% (2004)
شرکای وارداتی : پاکستان 25.5% ، امریکا 8.7%، هندوستان 8.5% ، المان 6.5% ، ترکمنستان 5.3% ، کنیا 4.7 % ، کره جنوبی 4.2% ، روسیه 4.2 % ، ایران 31%
بدهی خارجی : حدود 7000000000 ، پنجصد میلیون دالر بدهی به بانک های توسعه ای چند جانبه دارد . (2004) و بقیه به کشورهای مختلف کمک کننده بعد از اجلاس « بن » .
دریافت کمک : در کنفرانس برلین (مارچ 2004) دریافت کننده ها متعهد شدند که برای افغانستان 8.7 میلیارد دلار برای سال 2004 تا سال 2009 – در کنفرانس لندن د رتاریخ 31 جنوری تا یک فبروری سال جاری (2006) برابر با 11 تا 12 جدی 1384 کشورها و موسسات کمک کننده متعهد شدند که برای افغانستان 10.5 میلیارددالر برای پنج سال آینده پرداخت نمایند .
سیستم ارتباطات (مخابرات ) :
به طور کلی تلفون و تلگراف بسیار محدود است با شروع به کار سه شرکت مخابراتی تلفون بی سیم (موبایل ) درافغانستان گسترش یافته است به نحوی که د رحال حاضر از هر ده نفر سه نفر دارای تلفن موبایل است و تلفون ثابت همچنان محدود مانده که تقریبا برای هر ده نفر 0.1 خط تلفن موجود است .
راههای ارتباطی :
افغانستان در مجموع دارای 21 هزار کیلومتر سرک (جاده) است که از این مجموع 18207 کیلومتر خامه و شنی و 2798 کیلومتر پخته (آسفالت) شده بوده که اغلب در اثر جنگ ها و رفت و آمد وسایل سنگین نظامی چون تانک ها و عدم مرمت آسفالت آنها از بین رفته است و به صورت بسیار نامطلوب و تقریبا غیر قابل استفاده در آمده است . اما اخیراً (1381 تا 1383) جمهوری اسلامی ایران سرک هرات الی اسلام قلعه به طول 124 کیلومتر را آسفالت نموده است ، و همچنین کشورهایی مثل امریکا ، جاپان و عربستان سعودی سرک کابل قندهار را به طول 843 کیلومتر آسفالت نموده و برخی از سرک های دیگر مثل سرک قندهار هرات ، قندهار تورخم و ... در حال بازسازی و آسفالت شدن است .
فرودگاهها :
در سال 1354 افغانستان دارای بیست باند میدان هوایی (فرودگاه) قابل استفاده بود که دو تای آنها ( خواجه رواش و بگرامی ) فرودگاه بین المللی و بقیه فرودگاه کشوری و محلی به حساب می آمدند. و پس از خواجه رواش و بگرامی مهمترین آنها عبارت بودند از:
میدان هوایی قندهار ، هرات ، مزار شریف ، قندوز و جلال آباد .
پس از کودتای هفت ثور و آغاز جنگها و قطع ارتباط پایتخت با ولایات و محلات و به وجود آمدن روحیه تخریب گری بسیاری از فرودگاههای موصوف از استفاده باز مانده و در حال حاضر از حیذ انتفاع خارج هستند .

 
کوههاي افغانستان
هندوکش:
اين رشته کوه از معروفترين و بزرگترين رشته کوه هاي افغانستان به شمار مي رود و ادامه‎ي رشته کوه‎هاي هيماليا مي باشد . رشته کوه هاي هندوکش ازشمال شرقي به سمت جنوبغربي کشيده شده و به دوقسمت هندوکش شرقي وغربي تقسيم مي شود . هندوکش شرقي ازغرب دره‎ي زيباک (ولايت بدخشان) شروع شده و تا کوتل خاواک (ولايت پروان ) به طول 150 کيلومتر امتداد يافته است . هندوکش شرقي داراي قله هاي مرتفع است ، که قسمت زيادي از سال رابرف دارند . بلند ترين نقطه‎ي افغانستان قله‎ي نوشاخ ، با 7485 متر ارتفاع در رشته کوه هندوکش شرقي واقع شده است . هندوکش غربي ازکوتل خاواک شروع شده و به سمت غرب تا بند امير در ولايت باميان ادامه دارد . ارتفاع هندوکش غربي از هندوکش شرقي کمتر است . به خمين دليل شاهراه بزرگ سالنگ ، که شمال و جنوب کشور را به هم وصل مي کند از دل همين کوه گذشته است . از کوتل هاي مهم هندوکش غربي مي توان ازکوتل شيبر در ولايت باميان نام برد که از گذشته هاي بسيار دور قبل از ايجاد شاهراه وتونل سالنگ ، شمال و جنوب افغانستان را به هم پيوند ميداده است. در حال حاضر نيز اين کوتل اهميت زيادي دارد .دره هاي بيشماري دردامنه هاي رشته کوه هاي هندو کش واقع است که معروفترين آنها عبارتند از : دره ي پنچشير ،دره‎‎ي شکاري ، دره اشکمش ، دره سالنگ ، دره ي هزاره ، دره ي سيغان ، دره ي کهمرد ، اندراب ، خنجان ، نور ، فرخار و....
 

کوه بابا :
رشته کوه بابا درمرکز افغانستان واقع شده وازشرق به غرب امتداد دارد . اين رشته کوه از شرق « کوتل حاجيگگ » شروع شده ، تا جنوب شرق کوه حصار ادامه مي يابد . طول اين رشته کوه در حدود 200 کيلومتر است . بلندترين قله ان شاه فولادي ، 5140 متر ارتفاع دارد . قله هاي اين کوه نيز اکثر اوقات از برف پوشيده است و شرايط خوبي براي ذخيره‎ي اب به وجود اورده است . برخي ازمهمترين رودهاي دائمي افغانستان ازهمين رشته کوه ها سرچشمه ميگيرند. در دامنه هاي شمالي و جنوبي اين رشته کوه ، بهترين چراگاه ها و مراتع افغانستان به چشم ميخورد . از کوتل هاي معروف اين کوه مي توان از کوتل حاجيگگ ، کوتل عراق ، کوتل صدبرگ ، کوتل شاتو ، کوتل ملا يعقوب و... نام برد که هر يک اهميت خاص خود را دارند . دره هاي معروف رشته کوه هاي بابا عبارتنداز : دره فولادي ، دره ي باميان ، دره‎ي کالو، دره ي ککرک و....


سفيد کوه( سپين غر ) :
اين رشته کوه ،در شرق افغانستان واقع شده و 150 کيلومتر طول دارد . سفيد کوه از 48 کيلومتري غرب پيشاور آغاز شده وبه طرف غرب ادامه مي يابد . بلند ترين قله اين کوه سيکارام ، 4755 متر ارتفاع دارد . دامنه هاي شمالي و جنوبي اين رشته کوه پوشيده از جنگل هاي انبوه و وسيع است .همچنين دره ي معروف خيبر که از لحاظ تاريخي و ارتباطي داراي اهميت زيادي مي باشد . و در لشکرکشي هاي بزرگ ، در طول تاريخ به شبه قاره ي هند همواره مورد توجه مهاجمين بوده است . در اين رشته کوه قرار دارد . طول اين گذرگاه از 60 کيلومتر تجاوز مي کند و 2000 متر از سطح دريا ارتفاع دارد .دره هاي معروف اين رشته کوه عبارتنداز :دره‎ي خيبر ، دره‎آچين ، دره ي خوگياني ، دره ي جاجي ، دره‎ي زرمست و .... ميدانيم که افغانستان داراي رشته کوههاي فراواني است که به برخي از انها اشاره کرديم . کوه هاي فيروزکوه ، سياه کوه ، گل کوه ، سليمان ، تيربند ترکستان ، پغمان ، قره باتور، چاکايي و .. از ديگر کوههاي افغانستان مي باشند .


رودهاي افغانستان :
آمودريا :
اين رودخانه از فلات پامير خورد سرچشمه مي گيرد و به درياچه آرال مي ريزد . طول اين رودخانه 2540 کيلومتر مرز مشترک با افغانستان وجمهوري هاي تاجيکستان ،ازبکستان وترکمنستان را تشکيل ميدهد . رودخانه هاي کوکچه و قندوز در خاک افغانستان به اين رود مي پيوندند . د رماه ثور براثر اب شدن برفها، آب اين رودخانه زيادمي شود .درهنگام پرآبي حدود 900 کيلومتر از ان قابل کشتيراني است .د رسالهاي گذشته چند بند روي شاخه هاي فرعي اين رود، مانند قندوز ، ساخته شده است . در حال حاضر از شيرخان بندر درولايت قندوز افغانستان به تاجيکستان وبالعکس توسط کشتي صورت ميگيرد.


هيرمند :
هيرمند يکي از رودهاي مهم ، بزرگ و پرآب افغانستان است که با شعبه هاي خود ، نواحي وسيعي ازجنوب غربي کشور را ابياري مي نمايد . اين رود از ارتفاعات مناطق بهسود ، پنچاب و دايکندي ( ميان دو کوتل اوني و حاجيگگ ) سرچشمه ميگيرد . اين رود در ابتداي مسر خود سيلابي بوده و خساراتي به مردم وارد مي اورد و به تدريج از سرعت ان کم شده و و جريان آن اهسته مي گردد . رود هيرمند با 1400 کيلومتر طول ، بزرگترين رودخانه داخلي افغانستان مي باشد که نقش مهمي در اباداني و سرسبزي قسمت وسيعي از کشور ما دارد . شهرهاي تاريخي بست ، نادعلي و زرنج شهرت خود را مديون اين رود و شعبه هاي ان هستند . هيرمند با تبخير خود بر هواي پيرامونش اثر زيادي مي گذارد و از خشکي شديد هوا بويژه درتابستان مي کاهد .رود ارغنداب ، از جمله ي بزگترين رودخانه هايي است که به اين رود مي پيوندد. روي رودخانه هيرمند و شعبه هاي آن بندهايي احداث گرديده است . بند کجکي، يکي از مشهورترين و بزرگترين بندهاي افغانستان که هزاران هکتار زمين را آبياري مينمايد، از جمله آنهاست . د رماههاي حوت و حمل آب رودخانه هيرمند به حداکثر ، و در ماههاي سرطان تاعقرب به حداقل خود مي رسد . اين رود سرانجام به درياچه هامون ميريزد .
هريرود :
اين رودخانه از ارتفاعات لعل وسرجنگل در ولايت غور سرچشمه مي گيرد و از بهم پيوستن دو رود ، درنزديکي قريه ي « شينيه دولت يار» به وجود مي ايد . هريرود پس از گذشتن از وسط شهر چخچران وارد ولايت هرات مي شود . هرات آباداني خود را مديون اين رود است . رود « تگاوايشان» از جمله ي بزرگترين رودهايي است که به هريرود مي پيوندد . هريرود 1124 کيلومتر طول داشته و 560 کيلومتر آن در داخل افغانستان جاري است . 60 کيلومتر ازطول اين رودخانه ، مرز مشترک بين افغانستان وجمهوري اسلامي ايران راتشکيل ميدهد . اين رود سرانجام د رشنزارهاي جمهوري ترکمنستان (قره قوم ) فرو ميرود .


کابل رود :
آب کابل رود ، ابتدا از بهم پيوستن اب دره سنگلاخ و دره ي سرچشمه بوجود مي ايد که از ارتفاعات کوتل اوني کوه پغمان سرچشمه مي گيرند . اين رود ، پس از گذشتن از شهر کابل ، قسمت هاي وسيعي از شرق افغانستان را ابياري مي کند و داراي شعبات زيادي است که مي توان از رودخانه هاي لوگر ، سرخرود و کنر نام برد . به خاطر استفاده ي بهتر از اب اين رودخانه ها براي زراعت و توليد برق ، بندهايي روي اينرودها احداث شده است که ميتوانيم از بندهاي سروبي ، نغلو ، درونته ، بند کانال ننگرهار ، ماهيپر ، خروار و بتخاک نام ببريم . رودخانه کابل و شعبه هاي بزرگ و کوچک ان ، تنها رود افغانستان است که پس از پيوستن به رود سند پاکستان به اقيانوس هند (آبهاي آزاد ) مي ريزد . طول اين رود 700 کيلومتر مي باشد که 460 کيلومتر آن در افغانستان جريان دارد . اکثر رودهاي افغانستان ازمناطق مرکزي (هزاره جات ) سرچشمه ميگيرد ؛ لذا هزاره جات يکي از بزرگترين و مهمترين منابع آبي کشور مي باشد .
مهمترين سرکهاي افغانستان ازاين قرار است :
سرک کابل- قندهار ، با طول 843 کيلومتر سرک قندهار – هرات- تورغندي ،679 کيلومتر سرک هرات – اسلام قلعه ، 124 کيلومتر سرک قندهار – سپين بولدک ، 101 کيلومتر سرک کابل – تورخم ، 232 کيلومتر سرک کابل – شيرخان بندر ، 405 کيلومتر سرک پل خمري – مزار شريف – شبرغان ، 360 کيلومتر سرک کابل – گرديز ، 122 کيلومتر سرک گرديز – خوست ، 117 کيلومتر

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

افغانستان شناسی Tue 25 Mar 2008 11:38 PM
مقدمه

سرزمین افغانستان در طول تاریخ گلوگاه تهاجم به هند بوده است؛ جنگجویان بسیاری چون "اسکندر مقدونی"، "محمود غزنوی" ، " تیمور گورکانی " ، " نادر شاه افشار "، از پیچ و خم کوهها و دره های این کشور خود را به هندوستان رسانده اند. علاوه بر این تا قبل از کشف راههای آبی در قرون جدید و سپس توسعه راههای هوایی، خط مسیر بازرگانی شرق و غرب، از دشت شمال این کشور عبور می کرد که محل عبور کاروانهای جاده ابریشم از این سرزمین بوده که عموما ازطریق قندهار به هند و از طریق بلخ به چین می رفت. پس از کشف راههای آبی و سپس توسعه راههای هوایی، افغانستان مانند سایر سرزمین های آسیای مرکزی، تبدیل به منطقه ای محصور شد.

جغرافیا

موقعیت

در آسیای میانه

 مختصات جغرافیایی

بین 60 تا 75 درجه شرقی بین 29 تا 38 درجه شمالی

 مساحت

مساحت افغانستان 652225 کیلومتر مربع است.كه از نظر مساحت در جهان مقام چهلم و در قاره آسيا جايگاه يازدهم را دارا مي باشد.

 مرز های مشترک

کل: 5529 کیلومتر

  • مرزهای مشترک:
    • ایران (غرب): 936 کیلومتر
    • ترکمنستان (شمال): 744 کیلومتر
    • ازبکستان (شمال): 137 کیلومتر
    • تاجیکستان (شمال): 1206 کیلومتر
    • چین (شرق): ۷۶ کیلومتر
    • کشمیر (شمال شرق): ؟؟؟ کیلومتر
    • پاکستان (جنوب): 2430 کیلومتر

 آب و هوا

قاره ای، تابستان گرم و زمستان سرد.

 ارتفاع

کشور افغانستان از معدود کشورهایی است که محصور در کوهستان ها و خشکی ها است. مناطق مختلف این کشور اغلب پوشیده از کوه است اما در جنوب و جنوب شرقی مناطق پستی نیز وجود دارد.
بلندترین نقطه: قله نوشاک(Nowshâk) به ارتفاع 7475 متر از سطح دریا.
پایین ترین نقطه: رود آمودریا (Amu Darya) به ارتفاع ۲۵۸ متر از سطح دریا.
 

 منابع طبیعی

از منابع طبیعی آن می توان به گاز طبیعی ، نفت ، زغال سنگ ، مس ، کرومیت ، طلق (talc) (نوعی کانی شفاف به رنگ های سفید و سبز و خاکستری ) ، سولفات باریم ، گوگرد ، سرب ، روی ، سنگ آهن ، نمک طعام و سنگ های قیمتی (گوهر) و .... اشاره کرد.

 محیط زیست

شاید مهمترین مشکل زیست محیطی افغانستان خطر انقراض حیواناتی چون پلنگ ، سمور، غزال های وحشی ، قوچ و ... باشد .این حیوانات بیشتر برای استفاده از پوست شان کشته میشوند. از شاخص ترین محدودیت های زیست محیطی این کشور می توان به محدویت در دسترسی به منابع آب (مصرف کشاورزی و آشامیدنی )، چرای بیش از حد دام ، آلودگی هوا و آب ، عدم دسترسی به آب های آزاد و ... اشاره کرد. تقریبا در افغانستان سیستم چگونگی دفع زباله به روش مدرن وجود ندارد.

 جغرافیای انسانی

طبق آمار سال ۲۰۰۵ دارای ۳۵ ولایت است. پرجمعیت ترین شهر های افغانستان به ترتیب کابل ، قندهار ، مزار شریف، جلال آباد و ... هستند. . روابط خویشاوندی و خانوادگی در میان مردم افغانستان بسیار نزدیک وصمیمانه است که نشانه عواطف و احساسات عمیق خانوادگی است. هنوز در این کشور مسائل حاد میان مردم توسط ریش سفیدان و بزرگان حل و فصل می شود. ادامه

 تقسیمات کشوری

افغانستان دارای ۳۴ ولایت  است.

 خطرات طبیعی

از بلایای طبیعی معمول این کشور می توان به زلزله های متوالی در میان کوه های هندوکش و سیل و خشکسالی اشاره کرد.

مردم

 جمعیت

جمعیت افغانستان حدود ۳۰ میلیون نفر برآورد می‌شود.براساس سرشماري مقدماتي كميته ملي احصائيه كشور، جمعيت افغانستان در سال 1385، 24 ميليون نفر است. گفته می شود از اين تعداد 12,300 ميليون مرد و 11,800 ميليون نفرشان زن هستند، 7/21% جمعيت كشور شهرنشين مي باشند. مرحله اصلي نفوس شماري افغانستان در ماه سنبله 1387 صورت خواهد گرفت.اين آمار شامل ميليون ها مهاجر افغاني مقيم ايران، پاكستان و كشورهاي ديگر نمي باشد. سازمان ملل پيش از اين جمعيت افغانستان را 29 ميليون نفر برآورد كرده بود.

 وضعیت سنی

آمار زیر به صورت تقریبی می باشند.

۰ تا ۱۴ سال: 44.6% / مرد  7095117 / زنان 6763759

۱۵ تا ۶۴ سال: ۵۳% / مرد ۸۴۳۶۷۱۶ /زنان ۸۰۰۸۴۶۳

۶۵ به بالا:2.4% / مرد ۳۶۶۶۴۲ / زنان ۳۸۶۳۰۰

 متوسط سن

43

 نرخ رشد جمعیت

2.67

 ملیت

افغان

 گروه‌های قومی و نژادی

پشتون، تاجیک، هزاره و ازبک ،ایماق، ترکمن، بلوچ و ...

 دین ها و مذاهب

99٪ مردم افغانستان را مسلمان تشکیل میدهند که حدود 75٪ آنان مسلمان سنی و 24٪ مسلمان شیعه‌هستند.

مذاهب دیگری چون هندو و سیک نیز در افغانستان پیروانی دارد. پیش از جنگ های ۳۰ سال اخیر اقلیت یهودی نیز در افغانستان و بویژه شهر هرات وجود داشتند اما امروزه اغلب آنان به اسرائیل پناهنده شده اند.

زبان‌ها

مردم افغانستان به یکی از زبان‌های دری ۵۰٪، پشتو ۳۵٪، ازبکی، ترکمنی و بلوچی سخن می‌گویند . بر اساس قانون اساسی افغانستان،زبانهای دری و پشتو زبان های رسمی دولت افغانستان میباشند و در مناطقی که گویشوران زبانی دیگر زیاد باشند آن زبان به عنوان زبان رسمی سوم تلقی میشود.

اگر کسی یکی از دو زبان رسمی افغانستان را بداند میتوان گفت تقریبا در برقراری ارتباط در هیچ جای افغانستان مشکلی ندارد. زبان غالب در کابل پایتخت و بیشتر شهرهای شمال، مرکز و غرب افغانستان دری است. زبان غالب در شهرهای قندهار و جلال آباد ، پشتو است

 سواد

تعریف فرد باسواد: فرد بالای ۱۵ سال که می‌تواند بخواند و بنویسد.

کل: 36 درصد با سواد

  • مردها: 51% درصد
    زنها: 21% درصد

تاریخ

آغاز پادشاهی احمدشاه ابدالی در سال ۱۷۴۴ میلادی آغاز تاریخ مستقل افغانستان است.تاریخ قبل از این تاریخ عبارت از تاریخ مشترک افغانستان با برخی کشور های همسایه اش بویژه تاریخ کشور ایران است.

 شکل گیری

افغانستان از زمان تاجگذاری احمدشاه درانی شکل گرفت. البته محدوده آن زمان افغانستان با محدوده امروزش متفاوت است.پس از این تاریخ بخشهایی از افغانستان کم شد و بخش هایی بدان افزوده شد. از جمله این تقیرات جغرافیایی میتوان به موارد زیر اشاره کرد.

 الحاق هرات در معاهدهٔ پاریس توسط انگلیسها

حدود ۱۵۰ سال پيش، انگلیس با تصرف بخش‌هایی از جنوب ایران (بنادر خرمشهر و بوشهر و جزایر جنوب) ناصرالدین شاه قاجار را مجبور به قبول پیمان پاریس (۱۸۵۶) کرد. بر طبق این پیمان ایران از ادعای خود بر هرات چشم پوشی کرد و هرات در ۱۸۶۳ به افغانستان ملحق گشت و ایران موجودیت کشوری به نام افغانستان را به رسمیت شناخت.

 جدایی بلوچستان توسط انگلیسها

در سال ۱۸۸۷ بلوچستان توسط انگلیسها به هند تحت حکومت بریتانیا ملحق شد.

 جدایی نیمی از پشتونستان در معاهدهٔ دیورند توسط انگلیسها

در سال ۱۸۹۳ نیمهٔ شرقی پشتونستان طبق معاهدهٔ دیورند به هند تحت حکومت بریتانیا ملحق شد.

 افغانستان مستقل

از تاریخ ۱۷۴۷ تا زمان استقلال افغانستان در سال ۱۹۱۹ ، ا ین کشور به زیر سلطه دو ابر امپراطوری آن دوران بریتانیا و روسیه در آمده بود. یک دوره کوتاه مدت دموکراسی و آزادی خواهی در این کشور که از سال ۱۹۷۳ آغاز شده بود که با کودتای کمونیستی ۱۹۷۸ به پایان رسید. در سال ۱۹۹۲ یک نیروی خودجوش و چریکی به نام مجاهدین در این کشور شکل گرفت که رژیم کمونیستی ۱۵ ساله را شکست داد.

 سلطه طالبان

مجاهدین موفق به تشکیل دولت ملی نشدند و جای آنها را طالبان که از حمایت مادی و معنوی پاکستان سود می بردند گرفت. طالبان نتوانستند بقایای مجاهدین را که بر علیه آنها مقاومت می کردند به طور کامل سرکوب نمایند. رژیم طالبان با حمله ی ائتلاف بین المللی به رهبری امریکا از هم پاشید.

 حامد کرزی

از سال ۲۰۰۱ میلادی بعد از کنفرانس بن (Bonn) در اثر توافق گروه های افغان دولت موقت به رهبری حامد کرزی روی کار آمد. حکومت در ۷ دسامبر ۲۰۰۴ میلادی به ریاست جمهوری حامد کرزی (Hamid Karzai) شکل گرفت و در ۱۹ دسامبر سال ۲۰۰۵ نیز انتخاب مجلس قانون گذاری آن را تکمیل کرد.

 تاریخچه نام این کشور

افغانستان سرزمين كهن و تاريخي است كه طي قرون متمادي با حدود مختلف به نامهاي متعدد ياد مي شده است كه عبارت بوده اند از آريانا ، خراسان و افغانستان

آريانا: نخستين نام كهن سرزمين افغانستان و قديمترين نام  كه از عهد اوستا ( 1000 سال قبل از ميلاد ) تا قرن پنجم ميلادي در طول يك و نيم هزار سال  بر اين مملكت اطلاق مي شده است ( آريانا ) بوده . در كتاب تاريخي  ريگ ودا بنام ( آرياورتا) در اوستا بنام ( ايرياناويج ) و در كتب يوناني نيز بنام ( آريانا ) آمده است.

خراسان : دومين نام افغانستان خراسان بوده است كه شامل  ماوراء النهر ، خراسان كنوني و بخش هاي از سرزمين هند يا پاكستان امروز مي شده است

افغانستان : هر چند سرزمين كهن افغانستان با پيشينه 5000 ساله در در تاريخ جنوب غرب آسيا مي درخشد اما نام افغانستان فقط از اواسط قرن هيجدهم ميلادي يعني بعد از احياي وحدت سياسي  بر اين خطه اطلاق شد و در قرن نوزدهم ميلادي به رسميت شناخته شد

رجوع شود به: چگونه كشور ما نام گرفت؟

 پایتخت‌های افغانستان

1-از سال ۱۷۴۷ تا ۱۷۷۵ قندهار

2-از سال ۱۷۷۵ تا اکنون کابل

فرهنگ

 زبان و خط

ماده شانزدهم قانون اساسی افغانستان زبانهای دري و پشتو را زبانهای رسمی افغانستان اعلام می کند و چنین می گوید: "از جمله زبان هاى پشتو، درى ، ازبکی ، ترکمنی ، بلوچی و پشّه یی ، نورستانی ،پاميرى و ساير زبان هاى رايج در کشور، پشتو و درى زبانهاى رسمي دولت مي باشند. در مناطقي که اکثريت مردم به يکي از زبان هاى ازبکي ، ترکمني ، پشه يي ،نورستاني ، بلوچي و يا پاميرى تکلم مي نمايند، آن زبان علاوه بر پشتو و درى به حيث زبان سوم رسمي مي باشد و نحوه تطبيق آن توسط قانون تنظيم مي گردد. دولت براى تقويت و انکشاف همه زبانهاى افغانستان پروگرامهاى موثر طرح و تطبيق مي نمايد. نشر مطبوعات و رسانه هاى گروهي به تمام زبانهاى رايج در کشور آزادمي باشد."

 مشاهیر فرهنگی

از چهره‌های فرهنگی که در گستره جغرافيایی افغانستان امروز زاده شده‌اند می‌توان به مولانا جلال الدین بلخی، ناصر خسرو، سنایی غزنوی، خواجه عبدالله انصاری، ابوعبید عبدالرحمن محمد جوزجانی،حميدی بلخی، حنظله بادغيسی، ظهيرالدين فاريابی واعظ کاشفی، کمال الدین بهزاد، عنصری بلخی، فارابی،ابواسحاق فارابی، ابوشکور بلخی و سید جمال الدین افغانی خلیل الله خلیلی عبدالرحمان مهمند یا رحمان بابااشاره کرد.

 رادیو و تلویزیون

افغانستان دارای یک سازمان رسانه ای ملی به نام "رادیو تلویزیون ملی افغانستان" (RTA) میباشد.این سازمان دارای یک کانال تلویزیونی و یک کانال رادیویی میباشد. اگرچه RTA رسانه ای متعلق به دولت است اما طبق قوانین جدیدرسانه ای نه دولتی و نه خصوصی ، بلکه رسانه ای مردمی است که صرفا هزینه اش را دولت تامین میکند. علاوه بر RTA رادیو و تلویزیون های خصوصی دیگری در افغانستان وجود دارد که شامل نزدیک به ۱۰۰ فرستنده رادیویی و حدود ۱۰ شبکه تلویزیونی میشود. فهرست شبکه های تلویزیونی افغانستان.

 آموزش و پرورش

در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی جنگهای داخلی این کشور(دهه‌های ۹۰ میلادی)، شالوده‌ آموزش و پرورش افغانستان از هم پاشید. در دوره‌ی قدرت طالبان حتی دختران خانه‌نشین شده و اجازه‌ی تحصیل از آنها گرفته شد. در این دوره، به جای درسهای علمی مانند شیمی و فیزیک در مدارس، بیشتر بر آموزشهای مذهبی تاکید می شد. اکنون برآورد می‌شود کمتر از نیمی از مدارس افغانستان دسترسی به آب آشامیدنی داشته باشند. پس از حمله‌ امریک به افغانستان در سال ۲۰۰۱ میلادی و فروپاشی طالبان، با روی کار آمدن دولت انتقالی وضعیت تحصیل اندک‌اندک رو به بهبودی می‌رود ولی با این وجود هنوز بیش از ۶۰٪ مردم افغانستان از سواد خواندن و نوشتن بی‌بهره‌اند.

 

دولت

 نظام قانونی

نظام حکومتی افغانستان جمهوری اسلامی ( متفاوت با پاکستان و ایران) است.براساس ساختار جدید در این کشور ، قوانین این کشور بر اساس تعالیم دین اسلام است. بر اساس قانون اساسی این کشور حکومت متبوع از قانون اساسی متعهد است یک کشور مترقی و کامیاب ، یک نظام مبتنی بر عدالت اجتماعی ، محفوظ نگه داشتن حقوق و کرامت انسانی مردم افغانستان ، تفهیم و نهادینه کردن یک کشور دموکراتیزه ، حفظ اتحاد ملی ، برابری و تساوی حقوق اقوام و قبایل گوناگون ساکن در کشور، به معرض وجود گذارد. براساس قانون اساسی این کشور متعهد به رعایت قوانین سازمان ملل و قوانین بین المللی در دفاع از حقوق بشر است. براساس قانون اساسی افغانستان ، یک جوان با ۱۸ سال سن تمام می تواند رای بدهد.

 قوه ی اجرائیه

رئیس جمهور افغانستان: حامد کرزی

وزیر خارجه افغانستان: دادفر سپنتا

 قوه ی قانون گذاری

مجلس نمایندگان افغانستان (ولسی جرگه): 249 نفر

مجلس سنا افغانستان (مشرانو جرگه): 102 نفر

 ستره محکمه (دیوان عالی )

رئیس: عبدالسلام عظيمی

 ارتش

نیروی زمینی: ؟؟؟؟ نفر

؟؟؟؟ دستگاه تانک

نیروی هوایی: ؟؟؟؟ نفر

؟؟؟ فروند هواپیمای جنگی

ارتش ملی افغانستان(Afghan National Army) بعد از سقوط طالبان به تدریج شروع به بازشکلگیری کرد .در سال ۲۰۰۶ نیروی هوایی این کشور رسما آغاز به کار کرد . هر افغانی دارای ۲۲ سال سن باید به خدمت سربازی برود که به مدت ۴ سال است. به موجب آمار اگر افغانستان وارد جنگی غیر منتظره شود حدود ۵ میلیون سرباز آماده دارد که نیمی از آن را زنان تشکیل می دهند

اقتصاد

افغانستان به لحاظ اقتصادی یکی از فقیرترین کشورهای جهان محسوب می شود که همه ناشی از نابسامانی های سیاسی است. اقتصاد افغانستان بعد از فروپاشی حکومت طالبان در سال ۲۰۰۱ رو به بهبودی نهاده است .نرخ آمار زیر خط فقر این کشور بسیار وحشتناک است ، به موجب این نرخ از هر صد افغانستانی ۵۵ نفر آنان زیر خط فقر هستند. از دیگر نرخ های نگران کننده این کشور فقیر نرخ ۴۳ درصدی بیکاری است. حدود ۸۱ درصد مردم این کشور کشاورز هستند و بقیه شامل ۱۱ درصد در صنعت ( اغلب بافندگی ) و۹ درصد در خدمات مشغول به کار هستند. به موجب آمار سال ۲۰۰۴ ، ۱۵ میلیون نفر در این کشور کارگر هستند. نرخ تورم در این کشور در سال ۲۰۰۵ ، ۱۶.۳ و در سال ۲۰۰۶ بنا بر پیش بینی ها ۱۷ درصد است. عمده ترین محصولات صادراتی این کشور به سه کشور آمریکا(25.4%) ، پاکستان(۲۲%) و هند(19.5%) است که حجم آن ۵۰۰ میلیون دلار تخمین زده می شود. و عمده ترین شریکان صادر کننده محصولات به این کشور پاکستان (23.7%) ، آمریکا (11.2%) ، هند (India ۷.۹%) ، آلمان (6.8%) ، ترکمنستان (4.9%) ، روسیه (4.5%) ، کنیا (4.3%) و ترکیه (4.2%) می باشند که حجم آن به بیش از ۴ میلیارد دلار می رسد. بیشترین بدهی این کشور به کشور روسیه و نیز بانک بین المللی پول است که به بالغ بر ۸ میلیارد دلار می رسد. پس از سقوط طالبان بیش از ۶۰ کشور جهان قول کمک به این کشور را دادند که به فاصله ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۹ ، ۸.۹ میلیارد دلار به این کشور کمک بلاعوض کنند. واحد پول آن افغانی نام دارد که از سال۲۰۰۰ به بعد ارزش ها به نسبت دلار رو به بهبودی دارد.سال مالی آن از اول فرودین (۲۱ مارس ) تا ۲۹ اسفند ( ۲۰ مارس ) است. عمده ترین محصول صادراتی این کشور مرفین یا تریاک است . از دیگر اقلام صادراتی این کشور می توان به جامه پشمی بومی این کشور و فرش های دستباف و پوست گاو و گوسفند و سمور و پلنگ و مار اشاره کرد. ادامه

 معادن

 صنایع

 راهها

افغانستان به لحاظ ارتباطی و وضعیت جاده ها و بزرگراه ها نسبت به گذشته رشد نموده است. به طور کلی ۴۵ فرودگاه در این کشور وجود دارد که بیشتر آن پس از سقوط طالبان به ضرورت عملیات نظامی ساخته شدند. نام هواپیمای بین المللی افغانستان آریانا است. سه فرودگاه بین المللی کابل و قندهار و بگرام از مهمترین میدان های هوایی (فرودگاه) این کشور است. افغانستان به دلیل عدم دسترسی به آب های آزاد فاقد بندر و کشتیرانی است و تنها رودخانه مرزی آمودریا از این قاعده مستثنا است که آن هم به سبب عدم توجه کافی هیچ بهره ای برای این کشور ندارد. در افغانستان راه آهن وجود ندارد .در کشور افغانستان بنا بر آمار سال ۲۰۰۴ حدود ۳۵ هزار کیلومتر جاده وجود دارد که تنها ۹ هزار کیلومتر آن سنگ فرش و آسفالت شده است. ۱۲۰۰ کیلومتر تنها مسیر رودخانه ای و آبی این کشور است که در محدوده آموردیا با سه کشور تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان واقع است. از بنادر نزدیک به این رودخانه می توان به شیرخان بندر و خیر آباد اشاره کرد. نزدیک ترین شهر مهم به این رودخانه مزار شریف است.

 ارتباطات

رشد و توسعه نظام ارتباطی افغانستان به دلیل کوهستانی بودن این کشور بسیار کند صورت می گیرد که مستلزم توسعه کیفی در زمینه ماهواره است . در افغانستان بیش از ۵۰ هزار نفر صاحب تلفن هستند و جالب تر آن که ۱۲ برابر آن در این کشور صاحب تلفن همراه هستند.به طور متوسط ۱۰ کانال تلوزیونی در این کشور به فعالیت مشغولند. در این کشور بیش از ۳۰ هزار نفر کاربر اینترنت هستند.از مهم ترین وسایل ارتباطی میان مردم و آگاهان جامعه مجلات و روزنامه ها و نیز رادیوها هستند.

روابط خارجی

از سالهای 1348 تا 1352 ه.ش افغانستان، در روابط سیاسی خود، در سطح منطقه وجهان به یک نوع تعادل وتوازن رسیده بود ، اگر چند در سالهای اخیر درمناسبات خارجه کفه اتحاد جماهیر شوروی وقت می چربید و این کشور دربسیاری از پروژه ها ی مهم اقتصادی و نظامی افغانستان ، نقش محوری داشت؛ اما پس از کودتای 1352 ، این تعامل و توازن به هم خورد ، دچار نوسانات بسیار شدید و غیر قابل محاسبه گردید. داوود خان پس از کودتای 1352 ه.ش که روابط خارجی فعال را درپیش گرفت ، کوشید که تعادل در این روابط را حفظ نماید ، اما خواسته ویا ناخواسته این تعادل به نفع شوروی ، به هم خورد وهمین امر متاسفانه یکی از اسباب فجایع بعدی درکشور گردید ؛ چنانچه خود وی نیز توسط عوامل شوروی کشته شد. در زمان حکومت به اصطلاح کمونیستی ، روابط رسمی حکومت تنها در مدارشوروی واقمار آن دورمی زد ادامه

رابطه با پاکستان

رابطه با هند

رابطه با چین

رابطه با تاجیکستان

رابطه با ازبکستان

رابطه با ترکمنستان

 روابط فرامنطقه ای

حکومت فعلی افغانستان دارای روابط نسبتا خوبی با اکثر کشور های جهان می باشد

پیوند به بیرون

 وب‌گاه‌های دولت افغانستان

 

 سازمان های بین المللی مرتبط با افغانستان

 وب‌گاه‌های خبرگزاریهای افغانستان

  • خبرگزاری هندوکش

 وب‌گاه‌های روزنامه‌های افغانستان

روزنامه چراغ

روزنامه راه نجات

روزنامه انگلیسی زبان اوت لوک افغانستان

هفته نامه پیام مجاهد

هفته نامه اقتدار ملی

 وب‌گاه‌های شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی افغانستان

 افغانستان در دانش‌نامه‌ها

 

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

متن سرود Tue 25 Mar 2008 11:34 PM
متن سرود
دا وطن افغانستان دی       دا عزت د هر افغان دی
کور د سولی کور د توری       هر بچی یی قهرمان دی
دا وطن د تولو کور دی       د بلوچو د ازبکو
د پشتون او هزاره وو       د ترکمنو د تاجکو
ورسره عرب، گوجر دی       پامیریان، نورستانیان
براهوی دی، قزلباش دی       هم ایماق، هم پشه ییان
دا هیواد به تل زلیژی       لکه لمر پرشنه آسمان
په سینه کی د آسیا به       لکه زره وی جاویدان
نوم د حق مودی رهبر       وایو الله اکبر وایو الله اکبر

ترجمه فارسی

این کشور افغانستان است       این عزت هر افغان است
میهن صلح، جایگاه شمشیر       هر فرزندش قهرمان است
این کشور میهن همه است       از بلوچ، از ازبکها
از پشتون، هزاره‌ها       از ترکمن و تاجیکها
هم عرب و گوجرها       پامیری، نورستانیها
براهویی است و قزلباش       هم ایماق و پشه‌ئیان
این کشور همیشه تابان خواهد بود       مثل آفتاب در آسمان کبود
در سینهٔ آسیا       مثل قلب جاویدان
نام حق است ما را رهبر       می‌گوییم الله اکبر، می‌گوییم الله اکبر

 

 پخش سرود ملي افغانستان

تاریخچه

سرود ملی جدید افغانستان که تصنیف آن توسط عبدالباری جهانی سروده شده و آهنگ آن را ببرک وسا که فعلاً رهبر آرکستر سمفونی کشور آلمان است کمپوز نموده و در ماه می‌سال 2006 میلادی در شهر برلین ثبت شد که خواننده گان آن عبدالوهاب مددی، صادق فطرت (ناشناس) پیکر افسانه، حسین ارمان، مشعل ارمان، شهنا و دو، سه هنرمند جوان دیگر می‌باشند. اصل متن این سرود به زبان پشتو سروده شده‌است که در آن اسامی برخی از اقوام ساکن افغانستان چون ازبكها، بلوچها،پشتونها، هزاره ‌ها، تركمنها، تاجيكها، عربها،گوجرها، پايميریها، نورستانيها، براهوييها، قزلباشها، ایماقها، و پشه‌ایها ذکر گردیده‌است. این سرود ملی به مقایسه تمام سرودهای ملی ماقبل افغانستان سست و ضعیف است. نخستین سرود ملی افغانستان را مردم عامه سروده بودند که آهنگ آن رجب بیگ ترکی ساخته بود و به نام سرود امانی یاد می‌شد. این سرود که به زبان دری بود آغاز آن با دعاییه یی به زبان عربی شروع می‌شد که چنین بود.

  • الهنا فانصرلنا سلطاننا سلطان افغان

  • امان الله خان

بینوا بود که به زبان پشتو سروده شده بود

سرود ملی افغانستان در دوره ی مجاهدین

قلعهْ اسلام قلب اّسيا

     

جاودان، اّزاد، خاك اّريا

زادگاهْ قــهرمانان بزرگ

     

سنگر زندهْ مردان خـدا

الله اكبر_الله اكبر

تيغ ايمانش به ميدان جهاد

     

بنـد استبداد را از هم گسست

ملت اّزادهْ افغــانسـتـان

     

در جهاد زنجير محكومان شكست

الله اكبر_الله اكبر

در خط قراّن نظام ما بود

     

پرچم ايمان به بام ما بود

هم صدا و هم نوا و هم اّوا

     

وحدت ملي مرام ما بود

الله اكبر_الله اكبر

شادزى، اّزادي زى، اّباد زى

     

اى وطن در نور قــــانون خدا

مشعـــــل اّزادگى در بـــر فراز

     

مـــــردم برگشته راشو رهنما

الله اكبر_الله اكبر

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

امیر حبیب الله کلکانی و نادر شاه

«نگارش این بحث مبنی بر آن نیست که از امیر حبیب الله کلکانی روئین تن تاریخ ساخته شود، بلکه مراد آنست تا بنیاد ادعا های خاکین و برچسپ زدن ها دیرین ورشکست گردد. ونیز نمائی از جوهر ذاتی حبیب الله که زیر بار ناسزاگوئی های سرداران و دسیسه سازان درباری گور شده بود درخشنده گردد. » تا جائیکه تاریخ گواه است آن پدر کوهدامنی نام پسرش را نه « دزد » بلکه حبیب الله انتخاب کرده بود. پس آن پدر بر نسل های آینده این حق را دارد که ازهنگامیکه از فرزندش یاد می نمایند، نامش را حبیب الله نوشته کنند. راستش وقتیکه مخالفین دربار های محمدزائییان را که با صد بد نامی وهزاران زشت نامی در تاریخ های درباری و گاه گاه در نگارش های امروزین جلوه گر می شود، می خوانم چندان شگفت زده نمی شوم. چرا ؟ چونکه پادشاهان و امیران سده های معاصر میهن در هرروز و هر ماه تلاشیدند که چرخ تاریخ کشور را بر شالودة سجل و سوانح شخصی، فامیلی و قومی خویش بنا نمایند تا باشد که هوش و روان خواننده را بسوی خود میلان داده باشند.

اگر بدون پیرایه سخن گفت، این امیران و پادشاهان در هر جا که مخا لفین سیاسی خویش را یافتند، از برای کم زدن و زبون نشان دادن آنان، با شیوه های گوناگون نامردی و نا مراوی دست زدند و دشمنان سیاسی خویش را پست، خوارو بی نسب به جهانیان معرفی نمودند. از برای چنین کاری هر امیر و شاه حاتم طائی گردید و خزانه بیت المال گنج بی صاحب گشت. و از خزانه بیت المال به کیسه هر تاریخ نگار درباری و به گلوی هر مداح بازاری سکه ها ریخته شد تا تاریخ یکنواخت قومی نوین گردد و سجل امیران رنگین.

برای نمونه، هر گاه به کتاب تاریخ مکاتب و لیسه های، که در زیر چشمان وزیر معارف وقت سردار محمد نعیم به چاپ میرسید نگاه شود ملاحظه کرده می توانید که در مغز های نو جوانان دانشجو کوبیده می شد که جوانی که نادر شاه را از پا در آورد، یک غلام بچه بود. و آنهم یک غلام بچة که هویت پدر واقعی اش چندان هویدا نیود. با چنین سخنان کینه توزانه و دشمنانه، دربار و درباریان می کوشیدند که در مغز های دانشجویان شخم زنند و تخم بکارند که گویا انسان پدر داشته و دستر خوان پدر دیده هیچگاه نادر شاه را به آن دنیا گسیل نمی داشت. ( با دریغ فراوان، از قلم دلدادگان و دلبران دربارتا کنون نه خوانده ام که می پرسیدند و یا بپرسند که اگر پدر عبد الخالق چندان معلوم نبود و او بی نسب بود، پس چرا تنها به جهت کردار آن عبد الخالق، پدر، ماما و عموی او پس به پس سر زده شدند و کاسه های سر دوستان عبدالخالق تک تک در کنج زندان ها پوسانیده شد؟) بهمین گونه برای سالیان درازی، بلی گویان دربار از برکت بدست آوردن کرسی های سر دولتی ویا از ترس زور گوئی سرداران رساله ها نوشتند و کتاب ها چاپ کردند که گویا حبیب الله کوهدامنی « دزد» بود

بخاطریکه حبیب الله کلکانی را بیشتر در دیده ها کم زده باشند، و در تاریخ ناچیز جلوه داده باشند، در گفتگو ها نامیدنش « بچه سقو ». در نیافتم که سقو بودن چه عیبی داشته است ؟ آیا سقوی نمودن هزار بار شایسته تر نمی نماید نسبت به اینکه از برکت آب جبین و آبله دستان مردمان، زندگی طفیلی ارثی شاهانه برای سده ها داشت ؟ ندانستم که سقو بودن بمراتب پسندیده تر نمی نمود و نمی نماید نسبت به اینکه چون تیمور شاه زنباره و بسان دوست محمد خان چاکر انگریز و مانند شاه شجاع نوکر فرنگ بود ؟

فخر می باید به قناعت آن سقو و« سقوی ها» که با نان جوین و سفرة خشکین ساختند لیکن هرگز غذای رنگین در کاسه زرین انگریز نخوردند. نیکا شهرا! که چنین آب آور بلند همت در دامان خود خوابیده دارد.

اگر از جفا هائیکه زور گویان به تاریخ کشور روا داشته اند، بگذشت، نکته اساسی در پیش چشمان می استد که بعضی درباریان درنگارش خویش جستان و شتابان داوری نموده و حبیب الله را شتابزده و یکسره « دزد سر گردنه » قلمداد نموده اند. در حالیکه، برخلاف گفتار درباریان محمدزائی و فرزندان، آن انگور پرورده کوهدامن « دزد سر گردنه » نبود. روستایی بود و ساده گو، جوانمرد بود و ساده رو، کاکه بود و راست گو، ناخوان بود مگر پخته گو.

بسا ارزش های پای مردی ووفاداری را که خواننده ای خراسانی کنونی در تاریخ تشنه وار جست و جو میکند در کار و کردار حبیب الله می توان سراغ نمود. همان ارزش های ساده مکر نایابی را که بسا شاهان و امیران معاصر کشور کم و بیش فاقدش بوده وبرای بدست آوردن ارمان های زیر ناف و سرشکم خراسانیان را بی سواد، زندگی را دوزخ، و خراسان را چو حصار نای زندان تنگ و تریک نگه داشته بودند.

اگر براستی در باب آن جوان کوهدامن ـ حبیب الله ـ با داد سخن آورد و به چشمان خواننده خاک نزد، هیچ دورانی بهتر از زمان حکومت حبیب الله کلکانی نمیتواند نکته پژوهش جهت ارزیابی شخصیت حبیب الله قرار گیرد. سرشت مرد را در آن روزگار باید به آزمون گرفت که او در روی کرسی قدرت سیاسی کشور زانو زده بود. همان کرسی که از بهر بدست آوردنش یک شهزاده و با سواد ( زمانشاه ) چشمان برادر خود را کور کرد و دیگری شیرعلی خان در زندان، روان فرزند را نابود کرد و آن دیگری امان الله خان گلوی عم را در ارگ تا دم مرگ توسط عاملان خود فشرد.

بایست دید و ارزیابی کرد که در آن هنگام که حبیب الله بی سواد روی همان کرسی سر خور تکیه زده بود، در مقایسه با دیگرامیران پیشین و پسین، اوچگونه فرمانروائی کرد. آنگاه در باب حبیب الله در دادگاه تاریخ میتوان سنگین و همه جانبه سخن آورد و بنیادین بیطرفانه نگاشت.

با در نظر داشت این اصل که حبیب الله که درب مکتب ندیده و از اندیشة خیلی پخته و دید رسته برخوردار نبوده، روش بسا کارکرد هایش و شیوه کشور داریش به یک کاکه خراسانی همسان می نماید. به گونه نمونه، نگاه شود به خوی و رفتار آن کوهدامنی:

همان صفت از خود گذری، داشتن وفا، نگهداشت حرمت زنان و پاس سخن پروردگار داشتن که پله به پله و کتاب به کتاب در ادبیات فارسی ـ دری درج است در کردار حبیب الله بمشاهده میرسد. دم نقد، این رویداد های تاریخی می تواند حبیب الله را در دیدگاه خواننده یک جوانمرد استوار و پایمرد پایدار ـ جوانمرد و پایمرد ایکه آب انگور و بوی گندم سرمست و چشم سیرش بار آورده بود:

1: زما نیکه حبیب الله قدرت سیاسی را در کابل گرفت، به گفته مرحوم قاسم رشتیا یک دسته خواهران جوان امان الله در ارگ موجود بود. آن کوهدامنی نه تنها نگذاشت که دستان دشمنان امان الله بدامان آن دختران جوان رسد بلکه پاسدارآبرو وعزت شان گردید.  در همین هنگام، شاه امان الله خود در قندهار سنگر گرفته و بسوی کابل لشکر کشید و برای گرفتن تخت و بدست آوردن سر حبیب ا لله کمر بست. حبیب الله در حالیکه حریفش را با تمام قوت در قندهار یافت از خواهران جوان امان الله وسیله سیاسی نساخت. آنان را جهت خرد نمودن شاه امان الله گروگان نگرفت. اقارب دختران را خواسته و هر خواهر جوان امان الله را به دست هرقوم و خویش شان سپرد. رشتیا چنین حرمت گذاشتن به زنان وزنان دشمنان و چنان از خودگذری را بجزدر حبیب الله دیگر در کدام امیر و شاه در تاریخ معاصر کشور می توان سراغ کرد؟

کنون برمیگردیم به برگ دیگری از تاریخ

سردار محمد داود پسر عم ظاهر شاه بود. این دو در یک فامیل بزرگ شده و در یک چهاردیواری بزرگ شده بودند. یکی بنام شاه و دیگری بنام نخست وزیربرای سالها روی اسپ روزگار سوارو در کارزار کشور پایگه می گذاشتند. و در هر ماه ودر هر سال با تمام فامیل های خود روی یک میز نان، صف می آراستند. پیوند این دو سردارو فامیل های شان بدانجا کشیده بود که ازدواج هاصورت گرفته بود. مگر درسال 1352، زمانیکه سردار محمد داود، ظاهر شاه را برکنارو خود را مرد میدان معرفی نمود همان فامیل شاه را در ارگ زندانی و گروگان گرفت. سردار محمد داود آن فامیل را گروگان نگهه داشت بخاطر همان کرسی که حبیب الله روستائی دربرابر امان الله می جنگید، و خواهران امان الله را برای نگهداشت همان کرسی گروگان نگرفته بود. مگرتا استعفانامه شاه از روم نیامد فامیل شاه را داود در ارگ گروگان نگهه داشت که داشت.

آن بود پاسداری یک روستائی کوهدامنی از خواهران جوان امان الله در ارگ که امروز بنام « دزد سرگردنه » دشنام نثارش می شودو این گروگان گیری سردارداود ملقب به « رهبر » در برابر خانواده خودش.

2: زمانیکه افراد قبائلی جنوبی داخل و خارج مرزبه رهبری نادرشاه در برابرحبیب الله خان می جنگیدند، اعضای فامیل نادر شاه بشمول خانم شاه محمودکه دختر ا میرحبیب الله خان شهیدبود و نامش صفورا ولقبش قمرالبنات بود درارگ نزد آن کوهدامنی زندانی بود، حبیب الله زمانی فامیل نادر خان را به زندان افگند که شاه محمود خان که توسط اوبه حیث رئیس تنظیمیه جنوبی مقرر شده بود، برخلاف حبیب الله با نادر دست به فعالیت زد. به آنهم، آن باغبان کوهدامنی موی اعضای فامیل نادرو شاهمحمود خان را خیانت نکرد. در سخت ترین نبرد های شبانه روزی در گرداگرد ارگ و دربرابر آتش توپخانه نادر، حبیب الله امنیت فامیل نادر را درارگ بدوش گرفت و نگذا شت که به آنها آسیبی رسد.

حتی در ایام شکست و عقب نشینی از ارگ، حبیب الله فامیل نادرو صفورا قمرالبنات را برای اهداف سیاسی و حتی نجات جان خودگروگان نگرفت و باخود به کوهدامن نبرد. بدینگونه حبیب الله در تاریخ معاصر افغانستان نشانی بیادگار گذا شت که گروگان گیری زنان خلاف رسوم نیاکان و فرهنگ روستائی اوست. با چنین حرمت گذاشتن به زنان و از خود گذری دربرابر زنان دشمنان، حبیب الله چنان کرد در زندگی سیاسی که پهلوانان راستین از خود به یادگار گذاشتند در واژه های آهنگین دقیقی و فردوسی.

 

اکنون بر میگردیم به روز گار دیگر تاریخ

پس از اعدام امیر حبیب الله کلکانی، نادر به جان فامیل او افتاد. نادر زمانی به اسارت فامیل آن باغبان پیشه دست یازید که از حریفش، امیرحبیب الله، جزنام، نشان وخبری نبود. آن کوهدامنی سر زده شده بود. مگر در همان اسارت گیری، نادر روش قوم گرائی خود را، آشکار درکردار پیاده نمود. چنانکه: زوجه اول امیر حبیب الله خان کلکانی، بی بی سروری ویا بی بی سنگری که در فرهنگ فارسی ـ دری پرورش یافته بود با دو دخترش در زندان افگنده شد. وارثین حکومت نادر تا توان داشتند این زن و دو دختررا برای بیست سال در زندان نگهه داشتند و سپس برای بیست سال دیگرآنها را دور از کوهدامن، به بلخ تبعید نمودند. اگر این زن کوهدامنی از شمال کشور نمی بودند، در فرهنگ فارسی دری پرورش نمی یافتندو اندک ارتباط خونی با محمد زائیان می داشتند، آیا نادر اینان رابرای چهل سال و تا پایان عمردر زندان ها ودرتبعید گاه ها شکنجه میکردند؟ هرگز نه! اینست ثبوت تاریخی این ادعا:

نادر زوجه دوم امیر حبیب الله کلکانی را که بی نظیر نام داشت و مادر اندرآقای عزیزالله واصفی بود، نه در زندان افگند و نه مجازات کرد. نادر بینظیر را آزار نرساند چون آن خانم محمدزائی بودو از تار و پود فامیل و قوم نادر شاه بشمار میرفت. نادرشاه نه تنها بی نظیر را به زندان نه افگند بلکه درازدواج آن خانم باپدر آقای عزیزالله وا صفی، مرحوم عبدالرشید خان الکوزی کوشید. اقای الکوزی که از قندهاربود وبا نادرارتباط قومی داشت به زودی درحکومت نادراز جاه و جلال برخوردار شد.

آیا کنون وقت به پختگی اش نرسیده که رگ رگ حکومت نادرو بند بند روش سیاسی آل یحیی بر پایه تعصب قومی نادریان تاریخ خوارنگارش خواهد آمد که با خواندنش مردم خدا راگریه، خوانندگان را سوگ و ناله آید که چه ناروائی هائی نبودکه در روند هفتاد سال در زیر چتر شاه سابه خدا برهمشهریان و روستائیان دستان بسته روا پنداشته نشد! ناروا هائیکه حتی در قطی شیطان نمی توان یافت.

آن باشد روش انسانی حبیب الله باغبان در برابرفامیل نادر شاه و خانم شاه محمود واین بود جفاکاری نادرشاه و تعصب قومی آل یحیی دربرابر زن و فرزند حبیب الله خان کلکانی.

3: وقتی نیرو های امیر حبیب الله داخل کابل شد سرو مال کابلیان دست نخورد و خانه ها غارت نگردیدو ارگ سالم پائید.

بر میگردیم به رخداد دیگری از تاریخ

زمانیکه افراد نادرشاه، که نیمی آنرا نیروهای قبائلی غیرساکن کشورتشکیل میداد، بکابل رسیدند، وحشت زده و جنون وار، دهشت زده و دیوانه واردرخانه های بسا کابلیان ریختند و هر آنچه در شهر« رودابه کابلی» بود به جنوبی و آنسوی مرزجنوبی به یغما برده شد. گوئی کابل شهر عشق ـ غنیمت جنگی بوده باشد.

حتی افراد قبائلی قالین های ارگ شاهی را که از وقت حبیب الله کوهدامنی در ارگ باقی مانده بود با کارد ها پارچه نموده و میان خویش تقسیم نمودند. از دست چپاول افراد قبائلی در ارگ، ظرف و فرش نماند و نادر شاه مجبورشد که برای چندین روز درارگ نپاید و درخانه خویشاوندان خود بسر برد.

یا اینکه وحشت و دهشت نیروهای قبائلی در کابل ازکرداردزدان سرگردنه که به بیابان های مرو می تاختند چه تفاوتی داشته و دارد؟ آیا نیرو های قبائلی دزد گونه و چپاولگرانه رفتار ننمودند؟ یا کردارنیرو های قبائلی و روش آل یحیی چون گذشته بالا تر از داد تاریخ بشمار می آ ید؟

آن بود روش ودولت داری یک روستائی چشم سیر هنگامیکه ازسمت شمال به دروازه های کابل قدراست و دم راست رسید که درتاریخ سرداران نامش به صفت « دزد » پالش می یابد. این غارت نادر و افراد قبائلی در کابل که هیچ تاریخ سرداری از آن دزدی وچپاول یاد نبرد.

4: در تجلیل جشن آزادی کشور، امیر حبیب الله کلکانی به پیشگاه مردمش بی الایشانه گفت: « استقلال نه از من است و نه از امان الله بلکه از شما ولس است.» این گفتار ناب امیر خبیب الله کلکانی در تاریخ نایاب است.

نگاه شود در تاریخ کشور، آیا شاه ویا امیری به جز آن برنای کوهدامن یافت که چنان بی آلایشانه و چنان فروتنانه حق و جان نثاری مردم را به درگاه مردم اعتراف کرده باشد ؟ بجزحبیب الله دیگر مردی را چنان اقرارو گفتار در تاریخ نیابید!

افزون برگفتاربالا،در جشن آزادی کشور، حبیب الله به گسیل پیامی فرمان داد که تا به امروز هیچ قدرتمندی درتاریخ انسان فرمان نداده است. در همان جشن آزادی،او پیام تبریکی به امان الله در روم مخابره نمودو ازینکه آزادی کشورتحت رهبری اش گرفته شده بود به آن شاه تبریک گفت. این گونه کردار را گویند سخاوت و فتوت یعنی کا که گی.

کنون برمیگردیم به رویداد دیگری ازتاریخ:

نادرشاه که روی قدرت آمد درهردرب و دیوارکه نام امان الله یافت به میله تفنگ تراشید و در هر کتابچه و کتب که نام امان الله دیده شد، آن کتابجه و کتاب را به آتش کشیده شد. آن کتب و کتابچه سوزی های نادرو فامیل نادر از پی دگرگون ساختن تاریخ کشور، یاد ازمورخ و نقاد تبریزی، احمد کسروی میکند. دردربارنادر همانگونه کتاب ها به آتش کشیده شد که کسروی ازبرای فرونشاندن نفرتش به عطار و مولوی، خیام و سعدی، دیوان های بررگان شعر فارسی دری را به آتش کشیده خاکستر نمود و جشن کتاب سوزان برپا داشت.

مگرکردارنادر ووارثین اوپی دست کاری به رویداد های تاریخی با کتاب سوزی پایان نمی یابد. برای نمایش کیش شخصیت نادر شاه و یکه تاز پنداشتن او در تاریخ کشور، در روی منار استقلال درکابل، چنین نگارش فرمان داده شد:« به یادگار ورود کامیابی یگانه مجاهد وطن پرست ملت خواه جناب محمد نادر خان سپه سالار که عموم ملت افغانستان حقوق آزادی خود را به قوه شمشیر اینمرد دلیراز انگلیس در سال1298 حاصل نمود.» همینگونه سیاه کاری و دست کاری نادرو نادریان رادر تاریخ و فرهنگ کشور، نوشته های فرمایشی« اشتباهات اندک »خواند، پس به پا خاست، کمر بست و در راه شد تا دریافت که اشتباهات در تاریخ انسان چه بوده باشد.

آن بود راست گوئی یک مکتب نادیده روستائی درباب آزادی کشورو پاسخ به امان الله و این بود سیاه کاری سپه سالارووارثین اواندرتباهی فرهنگ ونیرنگ کاری درتاریخ کشور.

5: امیرحبیب الله کلکانی که زمام امور را گرفت با گفتار ساده روس را هوشدار دادکه « بخارا را آزاد خواهد کرد». و این اشاره حبیب الله بدین معنی بودکه شانه پهن روستائی زیریوغ انگریز نخواهد رفت.

 

اکنون بر میگردیم به رخداد دیگرتاریخ:

نادر چون در کابل رسید جهت خوشنودی روسان تمام مجاهدین و مهاجرین بخارا را در شمال کشور قین و فانه کرد. کار نادر بدانجا پایان نگرفت بلکه ریشه مقاومت ضدروسی رادر شمال کشور نیز خشکانید. هر انسان سمت شمال کشور( مانند سید منصورمزاری که درپیشاپیش جوانان بلخ چون قاری عالم خواجه و ایشان شریف وغیره بهر آزا دی بخارا و سمرقند می رزمیدند) به دار نادر زده شد ویا درکنار مهاجرین بخارا چون سیاه بیگ به هیرمند و قندهارتبعید کنان روانه شد.

همان ضربه کاری نادریان به مقاومت بخاریان بودکه روسان آرام آرام در آنسوی دریای آمولنگر انداختند و در انتظارنشستند تا روز کام رسدوزمان به « شهزاده سرخ» برادرزاده نادر، سردارمحمدداود برسد تاکه خراسانیان نیزچون بخارائیان دسته دسته بمیرند. روسان بهر خوشنودی روسان چنان کردکه گفته شد. مگر نادرشاه از آغاز تا به انجام دولتداری، در سایه انگریزان پروبال کشید. اندرین باب مثال های بیشماری است و نگاه شود به کار هائیکه پژوهشگران و تاریخ نگاران غیر درباری از جمله داکتر آدمک.

 مگر یک مثال برجسته دیگرکه تا اکنون نگارش نیافته جهت بیان رازوساز نادرشاه با انگریزان درین نبشته می آید:

در زمانیکه نادرنیرو های قبائلی آنسوی مرزرادر پشاورجهت نبرد دربرابر حبیب الله کلکانی بسیج میساخت، نادر شاه برای هفته ها دربازار قصه خوانی پشاور اقامت گزیده بود. درآنزمان پشاور و مناطق قبائلی ( که پسان ها نادربا روان آسوده وبدون کدام دغدغه یی درپشاور ماند، نیرو آماده کرد و ازهمان پشاورنقشه های جنگی و عملیات نبردرا تدارک کرد.

اما زمانیکه نادر به قدرت رسید یکی از روشنفکران میهن، غلام محی الدین خان آ رتی زاده،از کابل به پشاوررفت تا دربرابر نادراز همان پشاوررزمد، مگر انگریز مجالش نداد ودر نزدیک بالاحصارپشاوربشکل نامعلومی کشته شد.

درروند این دهه های پی درپی، آیا جوان در دبیرستان ویا دانشگاه کامیاب به خوانش این سرگذشت دردآور اما فخرآفرین آرتی زاده درتاریخ های سرکاری محمدزائیان شده است؟ هرگزنه!  چون بیان سرگذشت آرتی زاده گز به گز نشان میدهد که تا به چه حد در سایه و همکاری انگریزان در بازار قصه خوانی پشاورنادر شاه به جهت گرفتن کابل به کارهایش آب وتاب بخشید.

ان بود روش آشتی ناپذیر یک روستائی و کوهدامنی دربرابر روسان و انگریزان واین بود دو دسته خدمت گذاری یک درباری، در برابر آن دوقدرت یگانه.

6:  حبیب الله کلکانی که در کابل قدرت سیاسی بدست گرفت افراد شکست خورده غند شاهی را که بیشترشان از قندهاربودند وبطرفداری امان الله خان دربرابر حبیب الله رزمیده بودند تمجید کرد. آن افراد اسیررا « دشمنان با غیرت و نمک به حلال» خطابیده و وفاداری شانرا به شاه امان الله آفرین گفت. حبیب الله به هیچ یک ازاعضای آن غنداسیر آزار نرساند. اینگونه گفتار و کردار را گویند از خود گذری یعنی جوانمردی!

 

بر گردیم به گوشه دیگری از تاریخ

زمانیکه نادرخان بقدرت رسیدنخست سر شخصیت های برجسته کشورووفادار به امان الله را جداکرد. به گونه مثال: شاه محمد ولی خان دروازی که چهره شناخته شده ای سیاسی در سطح جهانی بود. با همکاری دووزیرسوگند خورـ فیض محمد زکریا و عبد الا حد خان وردک مایار محاکمه دروغین شده و پس از چندی به دار کشیده شد. ضربه آل یحیی بابدار کشیدن توقف نیافت! پس از کشتن دروازی، نادر و نادریان رفتندوهستی دروازی را مال حکومت خاندان خویش اعلام کردند. هان! فشار اقتصادی را هم کمتر دانستند. به ابتکار دیگری دست زدند: دروازه های مکتب ها را به رخ کودکان دروازی بستند به امید اینکه دیگر سری درین خانواده بدخشی بالا نشود و استعدادی نروید.

دوم مردی چون محمد گل مهمندرا که نه به فرهنگ کوهدامن میساخت و نه به رسوم سمت شمال احترام میگذاشت به کوهدامن روان شد تا کوهدامنی ها را ازکمر زین واز پا نعل و ازکله سر زند.

نادر گذاشت که دست قبائلی های درون وبیرون مرز کشور به دامان دختران وزنان کوهدامن رسد وزن و فرزند کوهدامن به نام غنیمت حتی به آنسوی مرزجنوبی رسد. مگرشامگاه درکوهدامن به پایان نرسید. به قول رشتیا « قتل دستجمعی» مردمان کوهدامن بدست نیرو های قبائلی درشمال کشورانجام گرفت و درانبان نفرت، کوهدامنیان چکیده شدند.

 باچنین قتل ها و به غنیمت گیریهای دختران و زنان، نادرتخم نفاق وبد بینی رادر میان باشندگان میهن آگاهانه کشت نمود.

این همه بیدادگریها درکوهدامن را نویسندگان نوشته های فرمایشی، تحت حاکمیت مرکزی حکومت نادرشاه،روا می پندارند. شگفتا! نمی دانستم که روش دریدن انسان وسینه چاک نمودن آدمیان دلباخته های درمیان بعضی از کتب خوانان داشته است.

این نوشته ها، بخاطریکه بستن ها، شکستن ها و کشتن های نادرشاه را درکوهدامن نمای قانونی داده باشد، گام دیگری به پیش میگذاردو ادعای بلند لالای میکنند که درآن ادعاها موازین پژوهش قالب بندی نشده است. ادعای که حتی با بک سند تاریخی پشتوانه داده نشده است: مقاومت کوهدامنیان در برابر ستم دستگاه نادری غیر مستقیم با واژه « اشرار» در نوشته های شان رنگ و پیوند میدهند. بیاد است که « اشرار » خطابی سوغات دولت های یک جانبه و بیگانه ای درزادگاه ما بوده است که بکار بردن این واژه خلق الله را آرزو داشتند بفریبند؟

یک کوهدامنی دو کوهدامنی ویا صد کوهدامنی درشمال کشور زیرچکش قرارنگرفته بود. سخن از تمام کوهدامن است. تمام باشندگان کوهدامن سرمه کوب گردیدند. آیا تمام باشندگان کوهدامن « اشرار» بودند؟ پیش از « اشرار» نگاری آ یا نویسندگان محترم درپای سخنان چند تن از کوهدامنیان موسپید، زندان دیده و زندگی بربادرفته نشسته و گذشته را پرسیده است ؟ ویا چه زیباست که پی دفاع سربسته ازآل یحیی چون گذشته، به رعیت وقعی قائل نشد؟ خاک بر دهنم. در اصل که اینگونه باید زمزمه می شد: « خود کوزه و خود کوزه گرو خود گل کوزه.»

بقیه سرگذشت دردآور آدم افگن کوهدامنیان را به گفته پدران « مشت نمونه از خروار» به قلم بدست روزگار عبد الرشید بینش واگذارم که بیان دارد که چگونه در برابر دیدگانش پدر کوهدامنی اودر زندان، برادر بزرگش در تیل داغ شکنجه شد! چگونه بینش در پیش مادر و در برابر نگاه های کودکانه اش، گوشواره های خواهر جوانش به امر افراد نادری کشیده شد! چگونه هستی بینش ها به جرم کوهدامنی بودن تاراج شد! ویا چگونه حق مکتب رفتن برای همیشه از بینش خوردسال گرفته شد!

شاید دانستن اینگونه سرگذشت ها یاران را اندوه و قلم شانرا گریه آرد که آن کوهدامنیان که در شکنجه گاه نادر ویا تیغ تفنگ های قبائلیان مرزی برچه کوب گردیده بودند « اشرار» ویا یاغیان نبودند. آن کوهدامنیان انگبین آورانی بودند که فقط می خواستند آزادی انسانی خود را درکنار تاکستان های روستاه های شان از دست ندهند. بخاطر همین آرمان، آنان همدردی قوم صافی را باخود داشتند!

آن کوهدامنیان که ایستادن را به سکوت، پایداری را به بردگی و مردن را به بندگی شایسته انگاشتند، هر یک در جوانمردی حبیب الله بودند و درکاکه گی امیر حبیب الله.

 شاد باد روان شان در ته هر تاکستان و جاودان باد رزم شان در بزم هر جوان!

آن بود روش خود گذری یک جوان کوهدامنی در برابر افراد شکست خورده غند شاهی، و این بود ستمگاری نادرشاه در برابرمامورین امان الله و یورش وچپاول افراد قبائلی در کوهدامن برهبری نادر.

7: زمانیکه حبیب الله در شهر کابل سنگر گرفت به پیمانی که روی قرآن پاک نموده بود پادشاه سه روزه کشور وبرادر امان الله، عنایت الله خان، را آزار نرساند. به سوگندی که حبیب الله پاکدین روی کتاب پروردگار نموده بود حرمت گذاشت و عنایت الله خان را گذاشت که با فامیلش آسوده از ارگ خارج و کشور را ترک گوید. با چنین کاری، حبیب الله قرآن را از برای ضربه زدن حریفان سیاسی خود نفروخت و پیمان خود را در روی قرآن آفریدگار نشکست. اینگونه پیمان نگهداری خویشتن داری را دراوج قدرت، چکامه سرایان در گو می نامند بزرگمنشی و پاکدلی!

 

برمیگردیم به زمان دیگری از تاریخ

نادرشاه که قدرت سیاسی را در کابل بدست آورد برای به چنگ آوردن رقیب سیاسی اش، حبیب الله، به روی قرآن مهر نمود که اگر آن کوهدامنی تسلیم شود، او را آزار و گزند نخواهد رساند. حبیب الله مهر نادر را در قرآن ضمانت دانسته به کابل آمد. نادر سخن پروردگار را فروخت تا آن کوهدامنی را بدست آرد و خلاف پیمان و مهرش در کتاب آفریدگار، حبیب الله را بدست سران قبائل طرفدار خود سپرد و حبیب الله و یارانش در ارگ تیر باران گردیدند. و خلاف کرامت انسانی، جسد بی روان آن کوهدامنی از ارگ بروی خاک کش کشان به چمن حضوری برده شد و در چمن حضوری جسد تیر خورده و چنواری شده حبیب الله به دار کشیده شد. جسد خونبار وبی روان حبیب الله را برای روزها به دار گذاشتند به هدف اینکه چشمان همزبانان حبیب الله را سوزانده باشند. آن بود حرمت گذاری یک بی سواد کوهدامنی در برابر قرآن که امروز بنام« یچه سقو» پست و زبون شمرده میشود و این بود قرآن فروشی نادرشاه که تا هنوز هم در پاره از نگارش های اردتمندانه « زعیم» نامیده می شود!

با انهمه رویداد ها که دربالا آمد، نادر برازندگی هائی هم داشت که نمیتوان ازآن چشم پوشید. از آنجمله میتوان از پختگی اش در امور لشکری، زیرکی اش و تدبیرش نام برد. مگر روش کینه توزی، قوم پشتون را در برابر بقیه باشندگان میهن وسیله سیاسی ساخت، با انگریز ساخت و مجاهدین بخارا سرزد، پیمان شکستن و قرآن فروختن اوست که نادر را در دوشنبه و پنجشنبه بازار، درتاریخ و نگارش مرد نامطلوب وغیر اعتمادجلوه میدهد. بااینکه حبیب الله سواد نداشت و برای رهبری خراسانیان ساخته نشده بود، گزارشات و رویداد هائی که در بالا آمد او را با نشان دادن جوانمردی و راست گوئی در مواقع خیلی حساس، نگینه واردر میان خیل امیران دو سده کشور می درخشاند.

بیشتر ازین، رویداد های تاریخی بیان شده برخلاف نوشته های بعضی ها گواه میدهد که آن فرزند کوهدامن « دزد» وار و « دزد» گونه حکومت نکرد بل در زمان رهبری از خود قناعت به نفس، شیوه مردی، از زبان ( وزنان دشمنان) پاسداری، بی تعصبی، وفا به پیمان و حرمت به قرآن خدا بیادگار گذاشت.

این شیوه های از خودگذری، قناعت پسندی، ساده زیستی، جوانمردی،چشم سیری و بی آلایشی حبیب الله است که بر کار کرد ها و کارنامه های بسی امیران محمدزائی چربی میکند. و در نتیجه، آن جوان کوهدامنی را حاشیه به متن تاریخ کاکه وار می جهد و آفتاب وار می درخشد.

(بر گرفته از مجله آریانای برون مرزی: شماره دوم، سال سوم)

نوشته شده توسط   | لینک ثابت

بی بی سی روز سه شنبه سيزدهم سپتامبر را روز ويژه بررسی مسائل افغانستان اعلام کرده است؛ در اين روز تلاش می کنيم شما را با زندگی روزمره مردم افغانستان بيشتر آشنا کنيم.

آنچه در اين صفحه می خوانيد، روايتهای خبرنگاران بخش فارسی بی بی سی در کابل از وضعيت زندگی مردم افغانستان در گذشته و امروز است.

روز افغانستان در بی بی سی، گفتگويی با مينه بکتاش از همکاران بخش دری - جام جهان نما

روايت های شخصی از زندگی درافغانستان - جام جهان نما

تصويری از يک روز در مناطق روستايی افغانستان - جام جهان نما

يک روز در کابل به روايت مرضيه عديل - جام جهان نما

روز افغانستان، ايميل های شنوندگان - جام جهان نما

قصه بهداشت: اکسيژنی که به کودک بيمار من نرسيد، روايت شهباز ايرج - جام جهان نما

از انتخابات چه خبر؟ - جام جهان نما

وضعيت ارتباطات از ستار سعيدی

وضعيت امنيتی از شريف وليد

وضعيت آموزش عالی از عنايت الله فرهمند

وضعيت معارف از مرضيه عديل

از پيک زمينی تا پيک الکترونيک

روايت ستار سعيدی از وضعيت ارتباطات

درست يادم نيست هفت يا هشت سال پيش بود که در اداره پست شهر هرات، برای خودم صندوق پستی باز کردم.

برای تحويل گرفتن اين صندوق مجبور شدم در شکسته آن را خودم ترمیم کنم و برایش از بازار قفل و کليد بخرم تا کارمند کهنسال اداره پست، نام من و شماره دو رقمی صندوق را در کتاب کهنه و خاک گرفته اش ثبت کند.

چهار پنج سال از آن جريان گذشت و صندوق پستی من حتی ميزبان يک نامه هم نشد تا اينکه در چند متری همان اداره پست، کلوپ اينترنتی (کافی نت) باز شد و من از آنجا صندوق پستی الکترونيک (ايميل) برای خودم باز کردم.

تا همين چند سال پيش، ارسال نامه هايم از هرات به کابل همان اندازه وقت می گرفت که يک مسافر با طی کردن نهصد کيلومتر راه ناهمواره زمينی به مرکز طی می کردند.

اما اکنون با مراجعه به يکی از نه يا ده کلوپ اينترنتی شهر هرات، يا با اتصال به شبکه جهانی از طريق کامپيوتر خانگی می توانم برای دوستم در کابل، نامه، عکس و حتی آهنگ ارسال کنم .

در افغانستان مرجع مشخصی وجود ندارد که بتوان از آن درباره شمار تقريباً دقيق دارندگان تسهيلات اينترنتی در خانه ها يا شمار استفاده کنندگان از اينترنت معلومات گرفت اما کلوپهای اينترنتی در شهرهای بزرگ کشور روز به روز در حال افزايشند و شمار مراجعه کنندگان به آنها نيز فزونی يافته است.

بی ترديد، انبوه اجتماع کنندگان پشت در خانه ملاهای تعويذ (دعا) نويس در افغانستان به هيچ وجه قابل مقايسه با شمار مراجعه کنندگان به کلوپهای اينترنتی در شهرهای اين کشور نيست، اما شايد تعجب کنيد اگر بگويم که شما هم وقتی به يکی از دهها کلوپ اينترنتی در کابل يا هرات مراجعه می کنيد، ممکن است مجبور شويد نيم ساعتی منتظر باشيد تا نوبت به شما برسد.

دسترسی به اينترنت در افغانستان، اکنون افزون بر سيستم شماره گيری تلفنی (دايل آپ) و سيستمهای کيبلی (لن)، از طريق سيستمهای بی سيم نيز ممکن است و مسئول يکی از شرکتهای عرضه کننده خدمات اينترنت بی سيم در کابل می گويد آنها اکنون اين امکان را دارند که حتی به روستاهای مناطق مرکزی و جنوبی افغانستان نيز اينترنت ببرند.

اما هنوز هم حضور کسی از داخل افغانستان در اتاقهای گفتگوی اينترنتی (چت رومها) برای خيليها در سراسر جهان غيرقابل تصور و باور نکردنی است.

در همان هفت يا هشت سال پيش که من بعد از سالها مهاجرت به افغانستان بازگشته بودم، يکی از مشکلات عمده برای من و بی ترديد برای خيليهای ديگر، ارتباط تلفنی با دوستان و آشنايان در داخل و خارج کشور بود.

در آن زمان تنها امکان ارتباط تلفنی، استفاده از سيستمهای کهنه و فرسوده دهها سال پيش يا تلفنهای هندلی بود که شاید مشابه آن را بتوان در فيلمهايی از دوران جنگ جهانی اول مشاهده کرد.

وزارت مخابرات افغانستان اعلام کرده که امروزه ارتباط تلفنی ميان تقريباً تمامی ولسواليهای (شهرستانهای) کشور برقرار است.

برخی از ولسواليهای دورافتاده از همان تلفنهای قديمی که روزی در شهرها هم کم گیر می آمد استفاده می کنند و در شهرها نيز تلفنهای دیجیتال در حال افزايش است.

افزون بر تلفنهای دیجیتال رایج در سراسر جهان، تلفنهای دیجیتال بی سیم هم که نظيرش را در کمتر کشوری می توان یافت، در تقريباً بيست ولايت افغانستان در حال عرضه است.

با گذشت سه و نيم سال از آغاز به کار نخستين شرکت عرضه کننده تلفن همراه (موبايل جی اس ام) در افغانستان، امروزه حدود يک ميليون نفر در تقريباً تمام ولايات افغانستان از اين تلفنها استفاده می کنند.

تا يک روز امن

روايت شريف وليد از آن روزهای دود و باروت

يکی از روزهای گرم تابستان سال ۱۹۹۴ ميلادی بود، صدای انفجار راکت و هاوان به صورت دوامداری از هر گوشه شهر به گوش می رسيد.

کابل در آن روزها به چندين بخش تقسيم شده بود و هر بخش آن را افراد يکی از تنظيمهای (سازمانهای) جهادی در کنترل داشت؛ من آن زمان به صفت ترجمان (به عنوان مترجم) با يکی از خبرنگاران ايتالوی (ايتاليايی) کار می کردم .

برای کاری به هتل کانتيننتال کابل رفته بوديم، هنوز ساعتی از ورود ما به هتل نمی گذشت که دونفر از افراد مربوط به يکی از تنظيمها که مسئوليت تأمين امنيت هتل را داشتند هدف شليلک گروه مخالفی که آن طرف هتل مستقر بود قرار گرفتند و شديداً مجروح شدند.

درپی اين واقعه شماری از نيروهای امينتی که لباس محلی به تن داشتند، برای انتقال اين مجروحان به بيمارستان دنبال راننده می گشتند، کسی مرا به آنها نشان داده و گفته بود اين شخص رانندگی بلد است.

سه فرد مسلح از من خواستند تا به هر قيمتی مجروحان حادثه را در آن زمان که هتل کانتيننتال کابل به مثابه هدفی نظامی در هر ساعت هدف يک رشته راکت باران قرار می گرفت به بيمارستان ببرم.

بدنه غربی هتل از فرط اصابت مرمی و راکتهای سکر سوراخ سوراخ شده بود، در همين حال تبادل شديد آتش ميان دو گروه متخاصم در نزديکی جاده باغ بالا رفت و آمد مردم و موتر (خودرو) را بسوی اين ناحيه غيرممکن ساخته بود.

سرپيچی از دستور افراد مسلح در آن وقت کار غيرعاقلانه ای تلقی می شد و ناگزير بايد آن را می پذيرفتم.

ناگزير حاضر شدم مجروحان را با استقاده از موتری کهنه در حالی که صدای راکت و هاوان در فضا پيچيده بود و هر لحظه اينجا و آنجا گلوله ای اصابت می کرد به بيمارستان ببرم.

جاده های شهر از باغ بالا تا بيمارستان جمهوريت کاملاً خالی از موتر و آدم بود، تو گويی همه آدمهای اين شهر کوچيده اند.

هنوز از جاده کارته پروان نگذشته بوديم که فرد مسلح ديگری موتر ما را توقف داد.

وقتی توقف کرديم او به ما دستور داد تا دوباره به باغ بالا برويم و مجروح ديگری را نيز با خود به بيمارستان ببريم.

حال اين دو مجروح که با ما بودند لحظه به لحظه بدتر می شد؛ قطره های خون لخته شده از کنار دروازه های عقبی موتر به بيرون رخنه کرده بود و در هر تکانی چند قطره خون به زمين می ريخت ولی ما بايد برمی گشتيم زيرا به اصطلاح، "زور قالب نداشت".

دوباره راه باغ بالا را در پيش گرفتيم و درحالی که تبادل آتش ميان گروههای متخاصم بشدت جريان داشت مجروح سوم را داخل موتر کرده، بازهم راه رفته را از سر گرفتيم.

وقتی به بيمارستان جمهوريت در مرکز شهر رسيديم پرستاران حاضر نشدند مجروحان را داخل بستر بسازند، می گفتند شمار زخميها بيشتر از آن است که ما به سايرين بپردازيم.

در حالی که مرکز شهر در هر ساعت هدف دهها راکت قرار می گرفت مجروحان را بايد به شفاخانه (بيمارستان) چارصد بستر می برديم.

قبل از اينکه از شهرنو خارج شويم چشمم به مغازه ای افتاد که هدف راکت قرار گرفته و دودش به هوا بلند بود؛ ظاهراً در اين حادثه نيز تعدادی مجروح و کشته شده بودند زيرا زير درختان پيش روی مغازه لخته های خون و توطه های گوشت سوخته انسانها به چشم می خورد.

بالاخره مجروحان را در ميان نگرانی و هراس به شفاخانه چهارصد بستر بردم ولی وقتی دوباره به نزديکيهای باغ بالا رسيدم، تبادل آتش ميان گروههای مسلح رقيب بيشتر شده و امکان رفتن به هتل نبود.

مجبور بودم موتر را که مربوط به اداره هتل کانتيننتال بود در نزديکی سينمای آريوب پارک کنم و برای حفظ جان به خانه برگردم.

وقتی به خانه رسيدم به هتل تلفون کردم و گفتم که موتر شما را در اين موقيعت پارک کرده ام و شما می توانيد زمانی که تبادل آتش فروکش کرد آن را ببريد.

يک ساعت بعد چند تن از کارکنان فنی اين اداره آمده بودند تا موتر را ببرند ولی ديده بودند که کسی باطری آن را ربوده است.

آنها رفته بودند تا باطری ديگر بياورند ولی اين بار چاپ تاير (رد چرخ) يک موتر کلان (خوردوی سنگين) را ديده بودند که موتر مربوط به هتل را کيبل کرده (يدک کشيده) و به سرقت برده است.

فردای آن روز برايم از اداره هوتل تلفون کردند و اگر قضاوت عادلانه رييس هتل نمی بود شايد با وجود کمکی که کرده بودم يک ميليون افغانی آن زمان از ناحيه مفقودی موتر جريمه می پرداختم.

امروز وقتی بسوی باغ بالا می روم اکثراً خاطرات همان روز را به ياد می آورم.

اين خاطره احتمالاً نمونه ای از خاطرات هزاران شهروند ديگر کابلی است که شبها و روزهای بيشماری با ترس وهراس ميان مرگ و زندگی سپری کرده اند.

امروز وقتی به جاده های پر رفت و آمد کابل نگاه می کنيد شايد شماری از خاطرات گذشته تقريباً به فراموشی سپرده شده باشد ولی بدون شک معنی ازدحام و شبگرديهای مردم خود نشانه بهبود امنيت است؛ حداقل برای من، مقايسه آن روز با امروز اين نتيجه را می دهد.

در دانشگاه بلخ

روايت عنايت الله فرهمند از وضعيت آموزش عالی

ساده ترين حق هر کس که تحصيل می کند، داشتن مدرک تحصيلی است اما همين حق ساده و به ظاهر دست يافتنی سه ماه مرا سرگردان کرد.

من برای ادامه تحصيلات عالی تر به صورت غيرحضوری در يکی از دانشگاههای خارج از کشور نياز به سند فراغت از دانشگاه بلخ داشتم که از آنجا فارغ شده ام اما نمی دانم به چه دليلی به هيچيک از کسانی که در افغانستان تحصيل کرده اند، مدرک فراغت به آسانی داده نمی شود.

آيا اين مدرک برای مقاصد غير انسانی به کار گرفته خواهد شد؟ آيا بايد در نهادهای علمی هم شاهد کارشکنی و آزار مراجعان بود؟

من برای گرفتن اسناد تحصيلی خود از دانشگاه بلخ يک هفته دربدر گشتم.

رئيس فاکولته طب (دانشکده پزشکی) به رئيس دانشگاه مرا ارجاع می داد و او هم به وزارت تحصيلات عالی در کابل.

هرچند فصل بهار بود اما برف سنگينی بلنديهای سالنگ را فرا گرفته بود، با زحمت زياد به کابل آمدم تا از تحصيلات عالی دستور نامه ای عنوانی (خطاب به) دانشگاه بلخ ببرم.

چند روز در کابل نيز سرگردانی کشيدم و بالاخره باز به مزارشريف رفتم اما اين همه زحمت من برای بدست آوردن فراغتنامه تحصيلی باز به هدر رفت و رئيس دانشگاه دلايل زيادی می آورد.

يکی از دلايل او اين بود که می گفت برای گرفتن سند بايد از يکی از سازمانهای غيردولتی خارجی تصديقنامه بياورم مبنی بر اينکه برای آن سازمان کار می کنم.

از او پرسيدم چرا بايد چنين شرطی وجود داشته باشد؟ خودش هم نمی دانست.

گفتم اينکه برای راديو بی بی سی که نهادی غيرافغانستانی است کار می کنم کافی نيست؟

در همان حال که با او حرف می زدم تصديقنامه دفتر بی بی سی در کابل را که از پيش آماده کرده بودم روی ميزش گذاشتم.

رئيس دانشگاه نگاهی به آن کرد و دستوری روی آن نوشت که مخاطب اين دستور معاون دانشگاه بود.

معاون هم در آن از نمايندگی وزارت خارجه در بلخ خواست تا امضا و مهر دفتر بی بی سی را تأييد کند.

اما نمايندگی وزارت خارجه مزارشريف اين کار را به وزارت خارجه در کابل ارجاع کرد.

باز با همان زحمت به کابل آمدم و نزديک به يک هفته همان آش بود و همان کاسه.

بالاخره مسئولان وزارت خارجه به اميد اينکه شماره صادره تصديقی مهر را به نمايندگی شان مخابره خواهند کرد، دوباره مرا عازم مزار شريف کردند.

پنج روز منتظر ماندنم، شماره صادره مخابره نشد.

هر روزه به دانشگاه بلخ يک بار سر می زدم، زير دهليزهای دانشگاه دهها فارغ التحصيل را می ديدم که پايين و بالا می دويدند.

بالاخره روزی به رئيس دانشگاه شکايت کردم اما او اين همه دردسر را به اساس فرمان شش فقره ای وزيرتحصيلات عالی خواند و به مثابه همدردی به من گفت: "تو برو يگان تصديق جعلی از يکی از سازمانهای خارجی بيار و من کار سند فراغتت را به دوران می اندازم".

اما در شهر مزار شريف هيچ مؤسسه خارجی پيدا نشد که به من تصديقنامه جعلی بدهد.

وقتی با دست خالی به کابل بازگشتم ديگر چانس (شانس) شرکت در امتحان ورودی را از دست داده بودم و نمايندگی آن دانشگاه خارجی بنابر گذشت زمان هيچ سندی را نمی پذيرفت، در حالی که من نزديک به سه ماه دويده بودم و هيچ نتيجه ای به دست نياورده بودم.

روزی در دفتر کار مأيوسانه به سرنوشت خودم و همقطارانم می انديشيدم که آيا قوانين اين کشور چنين است که به فارغ التحصيلان اسناد فراغت ندهند؟ چرا بايد داشتن تصديقنامه از مراجع خارجی شرط اصلی اعطای سند فراغت باشد؟

در حالی که تمام اين سؤالها سرم را گيج کرده بود، برای سرگرم شدن، شماره ای از هفته نامه اقتدار را که سر ميز بود ورق می زدم، ناگهان به شرح ماجرای دختری برخوردم که از يکی از ليسه های (دبيرستانهای) شهر کابل فارغ شده و برای بورس تحصيلی در آمريکا نامزد بود اما نتوانسته بود تصديقنامه فراغت از وزارت معارف (آموزش و پرورش) بگيرد.

آنگاه متوجه شدم که اين مشکل تنها درمراجع مربوط به وزارت تحصيلات عالی دامنگير فارغ التحصيلان نيست، در وزارت معارف نيز خيليها بعد از فراغت از صنف دوازدهم همين مشکلات را دارند.

حالا که دو سال از فارغ التحصيلی من گذشته هنوز هم نتوانسته ام سند فراغت به دست بياورم و دليل آن را هم نمی دانم.

مکتب توتيا

روايت مرضيه عديل از وضعيت معارف

سه سال پيش سری گزارشهايی درمورد عرصه های مختلف بازسازی، از جمله معارف (آموزش و پرورش) تهيه می کردم.

برای نمونه قراردادن يکی از مکاتب (مدارس) متوسطه، علاقه گرفتم (تصميم گرفتم) بروم به مکتب توتيا، مکتبی که خودم سالهای کودکی را در آن آموزش ديده بودم.

شنيده بودم مکتب بازسازی شده و دلم می خواست ببينم مکتب از آن زمان تا حالا چه تغييری کرده است.

مکتب از آن زمان تغيير زياد نکرده بود تنها کمی رنگ شده به نظر می آمد.

معلمان هم شماری همانهايی بودند که ما شاگردشان بوديم شماری از آنها هم مرا شناختند.

صنف (کلاس) ششم الف درست همان جايی بود که چندين سال پيش صنف هفتم را در آن پيش می بردم (در آن درس می خواندم).

با گرفتن اجازه از معلم داخل صنف شدم و بعد ازسلام و معرفی خودم به شاگردان از آنها خواستم در مورد امکانات، کمبودها و مشکلاتشان با من صحبت کنند.

شماری ازدستها را بلند ديدم دانستم همه آنها گپهای زيادی برای گفتن دارند.

جای نشستن خودم يادم آمد.

آن طرف ديدم جای من دخترک سبزه زيبايی نشسته و او هم دستش به هوا بود، می خواست چيزی بگويد نزديکش رفتم.

در چهره جذابش غمی خوانده می شد دخترک خودش را عطيه معرفی کرد و ديگر بغض راه گلويش را گرفت و نگذاشت سخنانش را ادامه دهد.

دخترک شروع کرد به گريه و با گوشه چادرش اشکهايش را پاک می کرد.

با اصرار پرسيدم مگر چه مشکلی داری عطيه جان؟

با گريه گفت: "برادرم، برادرم می خواهد مرا نامزد کند، بدل دختری که خودش می خواهد (در عوض دختری که خودش می خواهد)".

درحالی که دخترک گريه اش شديدتر می شد گفت: "او مرا به مکتب هم نمی ماند (اجازه نمی دهد به مدرسه بروم، می گويد همين قدر درس بس است، اما من آرزو دارم پوهنتون (دانشگاه) بروم طب بخوانم".

گفتم: "می شود ازمعلمان و همصنفانت کمک بخواهی که با برادرت صحبت کنند و مانع اين تصميم شوند"؟

گفت: "نه او گپ (حرف) هيچ کسی را قبول ندارد".

دخترک ميان گريه اش گفت پدرش چندسال پيش درجنگهای ميان گروهی از مجاهدين کشته شده و حالا برادرش اختيارهمه چيز را دارد، حتی مادرش را فحش ودشنام می دهد.

باز دخترک پرسيد: "صدای مرا ضبط کرده ای؟" گفتم: "بلی" گفت: "خواهش می کنم آن را در راديو نشر نکنی (پخش نکنی) که وضعيت بدتر می شود، برادرم خوش ندارد صدای ما از راديو بلند شود".

براستی متأسف بودم به حال اين دخترک با خودم فکر کردم چه کمکی می توانم به اين دخترک بکنم؟ اما هيچ راهی نيافتم .

اکنون سه سال از آن روز می گذرد، دلم خواست بدانم دخترک به چه سرنوشتی دچار شده است؟ دوباره به مکتب رفتم آدرس خانه اش را ازهمصنفانش خواستم.

يکی از همصنفيهايش با من آمد تا خانه شوهرش را به من نشان دهد.

پسرکی در را باز کرد، دخترک همراه من نام عطيه را گرفت (جويای کسی به نام عطيه شد).

زنی با سرووضع ژوليده آمد و با گرمی با من احوالپرسی کرد، باورم نمی شد او همان عطيه باشد که سه سال پيش ديده بودم؛ خيلی تغييرکرده بود، چهره اش گرفته و زرد شده و آثار داغ و لکه های زيادی به صورتش ديده می شد.

از او درمورد زندگی اش پرسيدم گفت دو دختر دارد و به خاطر دختر داشتن زياد اذيت و آزار می شود، بخصوص از وقتی خانم برادرش پسر به دنيا آورده او بيشتر مورد خشونت و آزار شوهر و خشويش (مادرشوهرش) قرار می گيرد و نيش زبان می شنود.

زن پيری آمد وعطيه خاموش شد، ترس و وحشت را بخوبی در چهره عطيه خواندم.

زن پير با نگاه استفهام آميز (پرسش آميز) بسويم ديد (نگاهم کرد)، مرا هم وحشت گرفت، نه به خاطر خودم که شايد با من رويه (برخورد) خوبی نکند بلکه به خاطر عطيه.

به دلم گفتم نشود آمدن من باعث اذيت بيشتر اين دختر معصوم شود.

به دلم گشت (به دلم افتاد) خودم را معلم يا همصنفی عطيه معرفی کنم اما نتوانستم، گفتم خبرنگارم و می خواهم با شماری از زنان درمورد زندگی شان صحبت کنم.

زن پير با خشونت گفت نه نه دخترجان برو، مردهای ما اجازه نمی دهند صدای ما ازراديو بر آيد.

نگاهی کردم به عطيه، در نگاهش خواندم که بايد بروم، اگرنه خشويش با من رويه بدی خواهد کرد و من با خداحافظی مختصری از درحويلی شان (حياطشان) خارج شدم .

هزاران سؤال در مورد عطيه برايم بی جواب مانده بود، در راه فقط با خود انديشيدم که چه سان آرزوی دختری فدای خواست افراد ديگر، مخصوصاً برادرش شده است.

با خود انديشديم در اين کشور چقدر دختران ديگری فدای چنين خواستها شده باشند و خواهند شد و سرگذشت عطيه نمونه کوچکی از آن است

 

 

 

نوشته شده توسط   | لینک ثابت

 
 
بیرق دوره سلطنت حبیب الله
بیرق دوره سلطنت امیر امان الله
بیرق دیگری از دوره سلطنت امیر امان الله خان
بیرق دوره سلطنت امیر حبیب الله کلکانی
بیرق دوره سلطنت محمد نادر
بیرق دوره سلطنت محمد ظاهر
بیرق دوره ریاست جمهوری محمد داوود
بیرق دوره جمهوری دیموکراتیک نور محمد تره کی
بیرق دوره ریاست ببرک کارمل
بیرق دوره ریاست جمهوری داکتر نجیب
بیرق دوره مجاهدین
بیرق دوره مجاهدین بخش نظار
بیرق دوره طالبان
 
نوشته شده توسط   | لینک ثابت